دوست ندارم بیت‌کوینی باشم که در ایران متولد می‌شود

معرفی محمدرضا جمالی کار چندان ساده‌ای نیست. کارشناس و متخصص در حوزه بانکداری و ابزارهای پرداخت است که اتفاقا مدیریت شرکتی فعال در حوزه فناوری‌های قانونگذاری را نیز عهده دار است اما نکته مهم احاطه و آگاهی وی در خصوص ابزارهای نوین پرداخت در جهان و نگاه ۳۶۰ درجه ای به فناوری های جدید است که می‌تواند گفته هایش را جذاب و شنیدنی کند.

زهرا علی‌اکبری: حالا کمتر ایرانی است که نام "بیت‌کوین" به گوشش نرسیده باشد اما شمار کسانی که دقیق بدانند بیت کوین یا هر ارز دیجیتالی دیگر به چه معناست شاید بسیار اندک باشد.

 این عدم اگاهی در شرایطی است که دستگاه‌های ماینینگ در حال فعالیت سفت و سخت در ایران هستند و در سایه برق یارانه‌ای و قیمت بالای بیت کوین، ایران به بهشت استخراج کنندگان تبدیل شده است. وی در پاسخ به این سئوال که آیا تصمیم دولت برای به رسمیت شناختن استخراج ارز دیجیتال، می تواند پایانی برای مشکلات این حوزه باشد، می‌گوید: این ابتدای راه است.

محمدرضا جمالی برای توضیح در خصوص آنچه در جهان می‌گذرد از مثال‌های ویژه بهره می‌گیرد. شاید این جمله وی برای خوانندگان در ابتدا گنگ به نظر برسد اما وقتی می‌خواهد از شرایط استخراج بیت کوین در ایران بگوید، این عبارت را به کار می‌گیرد که "دوست ندارم بیت کوینی باشم که در ایران متولد می‌شود. " برای روشن شدن منظور گوینده از این جمله لازم است مصاحبه پیش رو را بخوانید.

آقای جمالی، این روزها بسیاری با واژه ارز دیجیتال یا معرف‌ترین شان، بیت کوین در ایران آشنا شده‌اند اما از ماهیت دقیق آن اطلاع چندانی ندارند، به عنوان کارشناسی که سابقه تدریس  دردانشگاه و معلمی دارید، با زبانی ساده درباره مفهوم ارز دیجیتال توضیح دهید.
ساده‌ترین عبارت برای توضیح این است که اینجا، در حوزه ارز دیجیتال، شما با پول سر و کار دارید و این هم پول است.

آیا جهان با به کارگیری نوعی تازه از پول در حال ورود به دوران جدیدی است؟
ببینید ماهیت ارز دیجیتال همان ماهیت پول است. در حقیقت "پول" با سه مفهوم سر و کار دارد. یک: دفتر کل، دو ارزش و سوم روش تبادل، در پول‌های رایج، مولفه اول یعنی دفتر کل در اختیار بانک مرکزی است، در مورد مولفه دوم نیز ارزش داشتن و قابل تبادل بودن اهمیت دارد، بدان معنی که باید قدرت نقدشوندگی پول بالا باشد و پشتوانه ارز آن نیز گاهی طلا و نقره است و گاهی تولید ناخالص داخلی کشورها و تضمین دولت  و موارد دیگر است. سوم ابزار تبادل که در حقیقت همان سکه و اسکناس‌هایی است که مبادله می‌شوند و در سال‌ های اخیر پول الکترونیکی هم مشاهده می کنیم.

حالا فرض کنید ما و دوستانمان دور هم جمع شویم و بخواهیم یک واحد پولی به نام "چوب" ایجاد کنیم. این چوب می‌تواند پشتوانه‌اش طلا، ریال یا هر ارز یا فلز ارزش‌مندی باشد. ما این‌ها را در اختیار یک نفر قرار می‌دهیم و به عنوان مثال معادل یک کیلو طلایی که داریم ۱۰ هزار واحد چوب ضرب می‌کنیم. حالا اگر کل پول ما ۱۰ هزار چوب باشد، طبیعتا یک پشتوانه‌ای را داراست و اگر تعداد چوب‌ها را با پشتوانه ثابت ۲۰ هزار چوب کنیم، چه اتفاقی رخ می‌دهد؟ با این کار در عمل ارزش پول نصف می‌شود  تنها در صورتی با افزایش تعداد چوب ها ارزش پول کاهش نمی‌یابد که همزمان با افزایش تعداد چوب‌ها، پشتوانه آن را نیز افزایش دهیم.  

 حالا ببینیم در دنیای جدید چه اتفاقی رخ داده است. تکنولوژی به ما این امکان را داده است که با استفاده از فناوری‌هایی مانند "بلاک چین"، همزمان چندین دفتر کل در اختیار داشته باشیم. همین اتفاق در بانک‌های مرکزی با توجه به تحت نفوذ بودن و یا فساد آن‌ها رخ می دهد و پول بدون پشتوانه باعث کاهش ارزش پول می‌شود. اینجا حتی دولت‌ها هم ممکن است امانت داری نکنند و یک جاهایی هم مثل دولت‌های قدرتمند که ارز آن‌ها حالت جهان شمول پیدا می‌کند مثل ایالات متحده به نوعی به عنوان ابزار فشار و تحریم هم از ارز قوی مثل دلار استفاده کند.

حال فرض کنید فناوری این امکان را به ما بدهد که این دفتر کل‌ها یک جا نباشد و همه ذینفعان بتوانند این دفتر کل‌ها و میزان پول و تراکنش‌های رد و بدل شده را مشاهده کنند. فناوری "بلاک چین" چنین امکانی را فراهم می‌کند که دفتر کل‌ها به صورت غیر متمرکز وجود داشته باشد. تراکنش‌ها به صورت الکترونیکی انجام شود و پشتوانه پول هم می‌تواند یک ارز، طلا و یا حتی مثل بیت کوین زحمت کاوش آن باشد.

شما با ابزاری به نام کارتخوان طرف هستی که می‌توان با آن از صد تومان تا ۵۰ میلیون تومان مبادله انجام داد. این ابزار به راحتی برای پول‌شویی به کار می رود و به راحتی درتبادلات ارزی در کشورهای همسایه و حتی کشورهایی مانند کانادا استفاده می‌شود و به نوعی مشکلات زیادی را در حوزه ارزی برای کشور ایجاد می‌کند.

خوب طبیعتا اینجا دیگر امکان دخل و تصرف نهادهایی مانند بانک مرکزی که دفتر کل در شیوه مرسوم کنونی را در اختیار دارند، فراهم نیست.
همین طور است. ببینید بانک‌های مرکزی و بانک ها در حال حاضر چه می‌کنند و پیش‌تر چه می‌کردند؟ با خلق پول به صورت برون‌زا توسط بانک مرکزی که معمولا به خاطر فشار دولت و کسر بودجه اتفاق می‌افتد؛ باعث کاهش ارزش پول می‌شوند و یا با نظارت نامناسب و اتخاذ سیاست‌های غلط  بانکی، تولید نقدینگی به صورت درون‌زا توسط بانک‌ها رخ می‌دهد که این اتفاق هم باعث کاهش  ارزش پول کاهش می‌شود.  حالا در حوزه ارزهای دیجیتال این اتفاق می‌تواند رخ ندهد.

پشتوانه این ارزها هم می تواند دلار باشد، می‌تواند طلا باشد، در برخی موارد حتی یورو و حتی کار و فعالیت. حالا منظور چیست؟ مثلا ارزهای مبتنی بر "ماینینگ" از همین طریق استخراج می‌شود، بدان معنی که این ارزها از طریق یک فعالیت و کار به صورت Proof of Work استخراج می‌شوند.  

این مورد را دقیق‌تر توضیح دهید؟
ببینید بسته شدن زنجیره تراکنش در اینجا نیاز به جستجوهای سنگین کامپیوتری دارد. این جستجوها با کامپیوترهای مخصوص یا حتی معمولی قابل انجام است. حالا بر مبنای تراکنش انجام شده کاوش‌گران جایزه می‌گیرند. حتی هر تراکنش هم کارمزد دارد. پیش از این جایزه یک بلوک بیت کوین، ۵۰ بود، بعد شد ۲۵ و حالا ۱۲.۵ است و درآینده به ۶.۲۵ می‌رسد و به گونه‌ای تنظیم شده است که از نظر حدی بیش از ۲۱ میلیون بیت کوین تولید نخواهد شد.  

حالا روش تبادل نیز الکترونیکی است، به این معنی که با کیف پول‌های الکترونیکی تبادل اتفاق می افتد. پس با این توضیح می بینید ما با همان پول روبرو هستیم و فقط فناوری این اجازه را داده که شکل و ظاهر دیگری از پول را با استفاده از فناوری های جدید مثل زنجیره بلوک ببینیم.  

ارزهای دیجیتالی

این تحول تاریخی را می توان با تغییر ابزار مبادله از سکه به اسکناس شبیه سازی کرد؟
درست است ما با چنین دوگانه‌ای روبرو هستیم. الان هم همین وضعیت است. عملا فناوری وارد میدان شده و این امکان را برایمان ایجاد کرده تا از پول قابل لمس به پول غیر قابل لمس برسیم.

با این حال اینجا هم همان تئوری‌های اقتصادی و همان قوانین اقتصادی برای حوزه ابزارهای سنتی حاکم است.

در این وضعیت بسیاری درباره این نکته صحبت می‌کنند که ما عقب ماندیم و دنیا جلو رفته است، به عبارت دیگر معتقدند در حوزه آشنایی با پول‌های دیجیتال دچار عقب‌ماندگی‌ای شدیم که می‌تواند به عقب ماندگی تاریخی ما دامن بزند.

مشکل ما تنها عقب ماندگی نیست. مشکل ما این است که در برخی موارد افراط کردیم و در برخی موارد دچار تفریط شدیم. تحت همین افراط ابزار سنتی مثل سکه و اسکناس را به شدت تضعیف کرده‌ایم.

در حوزه بانکداری الکترونیک دچار افراط هستیم. این که برای پرداخت ۲ هزار تومان و ۵ هزار تومان و مبالغ خرد از  کارت استفاده کنی در هیچ کجای جهان مرسوم نیست. ما با زیاده‌روی در این حوزه، هزینه بین ۱۵ تا ۷۵۰ برابری به سیستم بانکی و اقتصاد کشور تحمیل کرده ایم و نتیجه‌اش تبدیل پول به شبه‌پول و در نهایت پرداخت سود به حساب‌ها و کارمزد سنگین از جیب بانک‌ها برای خدمات بانکداری الکترونیک شده است.

در رابطه با فناوری‌های جدید نیز این موضوع صادق است و میزان مصرف برق و هزینه هر تراکنش بیت کوین همین الان برابر با هزاران تراکنش مستر و ویزا است. به عبارتی این فناوری ها هنوز راه زیادی دارند که اقتصادی شوند و قابل رقابت حتی با ابزارهای الکترونیکی کنونی شوند. دنیا با مکانیزم درست سعی می‌کند که این فناوری هزینه های خودش را تامین کند و در جایگاه خودش قرار گیرد. در حالی که ما با قانون‌گذاری نامناسب حتی می‌بینیم که کاوش رمز ارزها با توجه به سوبسید پرداختی به انرژی و اینکه سبد انرژی برق کشور بیشتر فسیلی است هم مشکلات زیست محیطی زیادی ایجاد می کند و هم هزینه زیادی به اقتصاد کشور وارد می کند.

 هزینه مستقیم این افراط در کشور محاسبه شده است؟
بله. در یک قلم  ما ۱۳ هزار میلیارد تومان کارمزد پرداخت‌های خرد در شبکه بانکی را به اقتصاد و بانکداری تحمیل کرده‌ایم. جالب است بدانید ۸۰ درصد پرداخت الکترونیک ما به مبالغ کمتر از ۲۵ هزارتومان اختصاص دارد که می تواند با هزینه کمتر از یک صد میلیارد تومان با سکه و اسکناس صورت گیرد و و حتی آستانه سودی برای بانک مرکزی داشته باشد. نزدیک به ۹۳ درصد پرداخت‌های الکترونیک کمتر از صد هزار تومان است. حالا این هزینه را چه کسی می‌دهد؟ طبیعتا نظام بانکداری و نتیجه آن نیز افزایش شدید قیمت تمام شده پول است و این وسط بانک مرکزی بیش از ۲ هزار میلیارد تومان درآمد برای شرکت‌های تابعه خود ایجاد کرده است. همه این هزینه‌ها در نهایت با کاهش ارزش پول و نرخ بهره به مردم تحمیل می‌شود و به نوعی شاخص که بین همه مشاع است مورد سوء استفاده بانک مرکزی قرار گرفته در حالی که بانک مرکزی باید از نرخ بهره و هزینه تمام شده پول صیانت کند.

سوی دیگر ماجرا چیست؟ شما با ابزاری به نام کارتخوان طرف هستی که می‌توان با آن از صد تومان تا ۵۰ میلیون تومان مبادله انجام داد. این ابزار به راحتی برای پول‌شویی به کار می رود و به راحتی درتبادلات ارزی در کشورهای همسایه و حتی کشورهایی مانند کانادا استفاده می‌شود و به نوعی مشکلات زیادی را در حوزه ارزی برای کشور ایجاد می‌کند.

نکته مهم اینجاست، سیاست گذار باید بازاری را ایجاد کند که اقتصادی‌ترین، مقرون به صرفه‌ترین و کم ریسک‌ترین  شیوه را برای انواع مبادلات مالی ایجاد شود که سیستم به سمت نقطه بهینه از نظر ریسک، هزینه و شاخص‌های اقتصادی حرکت کند نه اینکه یک فناوری خاص انحصاری که ایجاد کرده است را حمایت کند و خودش مثل بانک مرکزی ما وارد بازی شود و نه تنها با هزینه بالا نظام‌های پرداخت را اداره کند بلکه ریسک های اقتصادی و امنیتی زیادی را هم به کشور تحمیل کند.

مثل این می‌ماند که ما همه حمل و نقل مسافر و بار را با هواپیما انجام بدهیم. درست است که در زمان، صرفه‌جویی می‌شود، اما آیا از نظر اقتصادی هم مقرون به صرفه است؟ شما می‌بینید که با افراط در توسعه ابزارهای الکترونیکی در حقیقت با یک بحران مهم نیز روبرو شده‌اید و آن هم به هم ریختن ترکیب سپرده‌ها در بانک ها است.

قبلا ۴۰ درصد حساب‌های بانکی حساب جاری بود، ۱۰ درصد قرض الحسنه، ۱۰ درصد کوتاه مدت، ۱۵ درصد بلند مدت و ۱۵ درصد میان مدت. بقیه نیز پول نقد اما امروز سهم حساب‌های جاری به حدود ۱۰ درصد رسیده است، سهم حساب‌های قرض الحسنه حدود ۵ درصد، سهم پول حدود ۲ درصد و سهم حساب های کوتاه مدت ۳۰ درصد شده است. سهم سپرده‌های بلند مدت نیز به ۵۰ درصد رسیده است. معنی و مفهوم این اتفاق پرداخت سود بیشترتوسط بانک ها به صاحبان حساب ها  و افزایش نقدینگی درون زاست.

حجم معاملات نقدی در حال حاضر چه میزان است؟
حداقل ۳۰۰ هزار میلیارد تومان با توجه به برداشت‌های نقد از خودپرداز و فرض اینکه این پول تنها در یک معامله به کار می‌رود که البته بیشتر است و پول چندین بار دست به دست می شود. به عبارتی هنوز هم پول نقد جایگاه خودش را دارد.

حالا با توجه به توسعه استفاده از ابزارهای الکترونیک و تغییر سهم سپرده‌ها، بانک‌ها چقدر سود بیشتر پرداخت می‌کنند؟
اگر با همین حجم نقدینگی، به جای سال ۱۳۹۶ در سال ۱۳۷۵ بودیم، یعنی ابزارهای الکترونیک تا این میزان توسعه نیافته بود، سیستم بانکی ۶۷ هزار و ۵۰۰ میلیارد تومان سود کمتر پرداخت می کرد.

حال حساب کنید این مورد با قیمت دلار در سال ۹۶  که حدود ۴۰۰۰ تومان در نظر بگیریم حدود ۱۵ میلیارد دلار می شود و ببینید چقدر بانک مرکزی مجبور شده است ارز و سکه به بازار تزریق کند که جبران این هزینه اضافه شود که البته ریشه این موضوع سیاست‌گزاری غلط خودش در استفاده از فناوری‌های بانکداری و پرداخت الکترونیک بوده است. یک تراکنش برداشت وجه شتابی ۲۰۰ هزار تومانی بیش از ۲۴۰۰ تومان کارمزد به سیستم بانکی کشور تحمیل می‌کند و رشد قارچ‌گونه خودپردازها و کارت خوان با مدل غلط را شاهدیم.

آیا تغییر در مکانیزم پرداخت سود کوتاه مدت از سوی بانک مرکزی در این عرصه تاثیرگذار نیست؟
ببینید این مساله دو رو دارد یکی اینکه سود پرداخت نمی‌شود و یک روی آن این است که این سپرده‌ها به سپرده‌های بلند مدت ممکن است تبدیل شود. هر دو وجه مناسب است. به عبارتی بزرگترین مساله حساب‌های کوتاه مدت، سرعت گردش بالای آن‌ها بود و حجم بسیار زیادی از نقدینگی سرعت بالایی پیدا می‌کرد که هر بازاری را در کوتاه مدت می‌توانست تحت‌الشعاع قرار دهد. این کار بانک مرکزی خوب بود ولی کافی نیست. ما ۱۱ مورد را در گذشته اعلام کرده‌ایم که باید توسط بانک مرکزی اصلاح شود تا اثرات سو رشد نامتوازن ابزارهای پرداخت کاهش یابد.

تاثیر این وضعیت بر قیمت تمام شده پول چیست؟
قبلا قیمت تمام شده پول بدون هزینه عملیات در سال ۷۵ در حدود ۴ تا ۵ درصد بود، اما در حال حاضر با احتساب سود ۱۷ تا ۲۰ درصدی برای سپرده‌های بلند مدت و تغییر سبد سپرده‌ها به حداقل ۱۳ درصد رسیده است. این رقم بدون هزینه‌های سربار عملیاتی و آنچه باید سپرده بانک مرکزی شود محاسبه شده است.

حالا برسیم به ارزهای رمزنگاری شده، امروزه ب