۱ نفر
۷ شهریور ۱۳۹۹ - ۱۴:۵۶
علمدار، سقا و شخصیت ملی آرمانی ایرانیان

از رسوم بسیاری از زائران است که برای زیارت حضرت اباعبدالله (ع) ابتدا حضرت عباس را زیارت می کنند.

۱) پس از امام حسین، برجسته‌ ترین شهید عاشورا حضرت ابوالفضل است و روز تاسوعا هم برای عزاداری برای ایشان در فرهنگ ایرانی تعطیل است.
معروف ترین نوحه در میان مردم تهران، در باره حضرت ابوالفضل است که «ای اهل حرم، میر و علمدار نیامد/ سقای حسین، سید و سالار نیامد/علمدار نیامد». و روضه های پرشور عزاداری ها، به یاد حضرت ابوالفضل است.  بعد از مقابر ائمه (ع) و فرزندانشان، سقاخانه یکی از مهمترین مکان های مذهبی شیعیان است که یادآور سقایت حضرت عباس در کربلا است. سفره حضرت ابوالفضل (ع) برای برآوردن حاجات بواسطه باب الحوائج بودن، هم از قدیم مرسوم بوده است. همچنین قسم حضرت عباس یکی از معروف ترین و موثق ترین سوگندها در فرهنگ شیعی بویژه در عراق است؛ هم، قسم به حضرت عباس و هم، قسم در حرم حضرت عباس. ورزشکاران نام حضرت ابوالفضل را روی لباسشان می نویسند و زورخانه ها و قهوه خانه ها مفتخرند به نام و تصویر حضرت عباس. نام عباس و ابوالفضل از محبوبترین نام های ایرانی است و در سال گذشته نیز جزو فراوان ترین نام های انتخابی برای پسران بوده است. و اینها گوشه ای از عظمت عباس (ع) نزد ایرانیان است. راز این جایگاه بی بدیل حضرت عباس میان ایرانیان چیست؟

جدای از«عم امام و اخ و ابن امام بودن» ایشان، و همه فضایل معنوی و فداکاری های روز عاشورا، به گمان من، بخشی از این جایگاه متعالی، به دلیل نزدیکی حضرت ابوالفضل با «شخصیت ملی آرمانی ایرانیان» است، یعنی ایرانیان، می خواهند آنگونه باشند که عباس بود و لذا حضرت عباس آرمان ایرانیان (پس از حضرت علی) است. در این متن قصد دارم این موضوع را باز کنم.

ذکر این نکته هم لازم است که آموزه های شیعی، میان امام معصوم و سایر افراد (حتی حضرت ابوالفضل) تمایز بنیانی می گذارد و هیچ کس قابل مقایسه با ائمه معصومین نیست،  ولی این متن به هیچ وجه به این موضوع از منظر کلامی نپرداخته است، بلکه با نگاه علوم اجتماعی،‌ تلاش دارد تا راز ماندگاری و محبوبیت فراوان حضرت ابوالفضل (ع) را با تکیه بر رفتار و باور عامه مردم توضیح دهد.

۲) میان شخصیت ملی شایع و شخصیت ملی آرمانی تفاوت وجود دارد. شخصیت ملی شایع «عادت‌ها، خلق‎وخوی و طرح و بافت رفتارها و ارزش‎گذاری‎های مشترک افراد یک ملت» (سید مهدی ثریا، ۱۳۸۴: ۴۰)، اما شخصیت ملی آرمانی،‌ تصویری است که یک ملت از خود دارد و می خواهد آنگونه نمایانده شود و به آن شناخته شود.

در سالهای ابتدایی دهه پنجاه شمسی، یک گروه مردم‌شناس فرهنگی در پژوهشی، با استفاده از گفتگو و مصاحبه و بررسی آثار ادبی و هنری معاصر ایران، به بررسی شخصیت ملّی آرمانی ایرانی پرداختند، و متوجه شدند که ایرانیان، ویژگی های مثبتی به خود نسبت می دهند،‌ از جمله: مهربان، فروتن، حساس، باعاطفه، دلسوز و خونگرم، دست‎و‎دلباز، وفادار، و معتقد به عالم روحانی. آنها در پژوهش خود، یافتند که وقتی سخن از رفتار پسندیده می شود، از نظر مردم، «حضرت علی (ع) جامع تمام فضایل و سجایا در حد اعلی، یعنی دربرگیرندۀ دو قطب رفتارها و کردارهای پسندیده» یعنی «فضایل قهرمانی و روحانی» است. حضرت علی هم شجاع ترین شخص در فرهنگ ایرانی-اسلامی است، و هم زاهدترین شخصیت و بزرگترین عارف است. در باره ابعاد قهرمانانه و روحانی شخصیت حضرت علی میتوان نمونه های فراوانی ذکر کرد، اما این نمونه ها، آنقدر در ذهن مردم حضور دارد که نیاز به ذکر دوباره آنها نیست.

آنها به بعد روحانی، نامی نزدیک به «زاهدِ متواضع» نهادند و به بعد قهرمانی، «پهلوانِ جوانمرد». جوانمردی ادامه سنت فتوت در ایران است. زاهد متواضع تعبیری است برای تمایز با زهد ریایی که مفهومی منفی است. اما نکته مهم ترکیب این دو صفت است. یعنی هر چند در نگاه اول، پهلوانی و زهد در دو قطب متفاوت و حتی متضاد با هم قرار دارند، اما با تامل بیشتر، شباهت های آنها اشکار می شود. وقتی از مطلعین محلی پرسش می شد که آیا این دو شبیه به هم هستند،‌ بلافاصله و با تاکید زیاد جواب منفی می دادند، اما وقتی میخواستند تفاوت های آنها را نشان بدهند، متوجه شباهت فراوان میان آنها می شدند. زاهد متواضع، درونگرا است و باادب نسبت به همه و دیررنج، و از مادیات کناره گیری می کند، پهلوان جوانمرد، برونگرا است و اهل رفاقت و دوستی و فداکاری و شرافت و آبرو برایش مهم است. وجه مشترک هر دو مادی و حسابگر نبودن است و یکرنگی.

لذاست که «پهلوانِ جوانمرد-زاهدِ متواضع» یک کلمه و یک صفت است، برای توصیف شخصیت ملی آرمانی ایرانیان. زاهد ندارد و جوانمرد نمی خواهد و وجه مشترک هر دو، بی اعتنایی به تعلقات است. زاهدِ متواضع، معنویت دارد ولی معمولا قدرت ندارد، ‌در مقابل پهلوانِ جوانمرد قدرت دارد اما از او انتظار نمی رود فروتن باشد. یعنی، میان قدرت و زهد در هر دو فاصله است. اما اندکند آنها که هم پهلوانند و هم متواضع،. زاهد-جوانمرد قدرت دارد و به قدرت دل بسته نیست، معنویت دارد اما زهد ریایی ندارد و دیگران را با زهد خود سرزنش نمی کند. و «پهلوان جوانمرد-زاهد متواضع»ها هستند که ایرانیان، آنها را بسیار دوست دارند و به آنها افتخار می کنند و می خواهند که مانند آنها باشند. اسم بخواهیم ببریم، پوریای ولی است و تختی و سردار قاسم سلیمانی. پوریای ولی پهلوان شهر خوی، در مبارزه از یک جوان گمنام شکست می خورد برای رضای دل مادر آن جوان،‌ و تا زمان مرگ پوریا کسی از واقعیت مساله آگاه نشد که از پهلوانی گذشت تا دل مادری شاد شود. تختی که پهلوان ملی ایران بود، سر جلوی شاه