امیرعباس کلهر: اگر هم جایی داشته باشد یا خیلی کم سراغش میروند و یا سراغ محصولات کمتر شناخته شده که قیمت کمتری نسبت به تنهای قدیمی و با کیفیت دارند میروند. حالا وقتی یک قوطی تن ماهی از یک کیلو برخی انواع ماهی گرانتر شده طبیعی است کمتر کسی چون گذشته به خرید آن رغبت نشان دهد. در این گزارش پای صحبت مردم کوچه و خیابان و فروشنده مغازهها در محلههای مختلفی نشستهایم و آنها از خرید و فروش تنماهی برایمان گفتهاند.
از ماهی تازه به تن ماهی رو آوردیم
«من چیکار کنم؟ حرف هم که میزنیم میشیم آدم بده قصه. ولی والله خرید تن ماهی هم برامون سخت شده.» اینها را سید میگوید. اهل محل به او میگویند سید. شاید به خاطر ریش و تسبیح سبز رنگ کت و کلفتی است که در دستانش است. پاکت سیگار را که بر میدارم. از گرانیاش غر میزنم و بعد از آن هم صحبت خرید و خورد و خوراک میشود. مغازهدار محله انگار که گوشش از این حرفها پر است، با دستش پیرمردی را نشان میدهد که بیرون مغازه خنزرپنزر فروشی کوچکی نشسته است و رفت و آمد مردم را زیرنظر گرفته است. پیرمردی که همزمان با دید زدن آدمها، زیر لب چیزهایی هم میخواند و دانههای تسبیح را میشمارد. اینجا محله سیروس در جنوب تهران است. همین که صحبت گرانی و خورد و خوراک میشود برق نگاهی در چشمان پفدار سید جریان پیدا میکند. بیوقفه شروع می کند به پلک زدن و اطراف را نگاه میکند. در حالی که از روی چهارپایه چوبی رنگ و رو رفتهاش بلند میشود، میپرسد پس دوربین و دم و دستگاهتون کجاست؟ آهسته پاسخ میدهم که ما توی روزنامه کار میکنیم و خبری از دوربین نیست. تسبیحاش را این دست آن دست میکند و میگوید اینطوری که فایده نداره بابا جان. این حرفا باید توی بیست و سی و اخبار شبکه دو پخش بشه. قانعش میکنم که حرفهایش خوانده میشود. تعریف میکند که با همسرش زندگی میکند. بچههایشان رفتهاند سر خانه و زندگی خودشان. یکی را با شوهرش فرستادهاند مشهد. آن یکی هم دختر است و با شوهر و بچهاش واحد کناری مادر شوهرش در وردآورد زندگی میکند. خورد و خوراک خودش و زنش بدی نیست اما «مثل قبل نیست. قبل که میگم چهل سال پیش رو نمیگما، 6 ماه پیش رو میگم.» لبخندی روی صورت پر مهرش مینشیند و تعریف میکند هم خودش، هم همسرش مربای بهارنارنج دوست دارند اما حالا چند وقتی است صبحانهشان شده است، نان و پنیر. گاهی روزهای جمعه هم تخم مرغ عسلی برای خودش و زنش درست میکند اما آن هم بعد از گرانی تخممرغ قیدش را زدهاند. زنش هم اجازه نمیدهد برای تخممرغ دولتی برود صف وایسد. آخه کروناست. صحبت تن ماهی را که پیش میکشم، میگوید تا دو سه سال پیش سعی میکردهاند هر طور هست ماهی بخرند و سرخ کنند و بخورند. نوع ماهی هم فرق نداشته، مهم این بوده چیز طبیعی بخورند اما حالا دو سه سالی هست که جدای از اینکه حوصله آشپزی هم ندارد، جیبش هم کفاف خرید ماهی را نمیدهد. برای همین هروقت هوس ماهی میکنند، تن ماهی میخرند؛ «اما امان از قیمتها. هر یکی دو هفتهای که میرم تن ماهی میخرم، با یه قیمت جدید روبرو میشم. برای همین مشتری محصول خاصی نیستم، هرکدام که مناسب حال جیبم باشد را میخرم.»

کارگران بیشتر سراغ ماکارونی میروند تا تنماهی
«گرون ترین تن ماهیای که ما داریم، 180 گرمی شیلانه با روغن زیتون هست که 28 هزار تومن قیمت خورده.» آقا رضا، صاحب مغازهای در یکی از کوچه پس کوچه های نیاوران است. مغازهای دو نبش که دو صندوقدار دارد که مسئول پذیرش خریدهای مشتریها هستند. قوی و ورزشکار به نظر میرسد. سفیدرو و با موها و چشمان مشکی که با دقت خاصی لباس پوشیده است. میگوید اینجا تنماهی کم میبرند، مگر کارگران ساختمانهای اطراف که مشتری ثابت تنها هستند؛ «ولی خب ما برای جوری جنس مغازه میاریم.» اما تعریف میکند که از وقتی تن گران شده، کارگران ترجیح میدهند ماکارونی بخرند. چون هم بیشتر است و هم برایشان به صرفهتر است. در مغازه آقا رضا کنار قفسه تنهای ماهی، قفسهای هم قرار دارد که کنسروهای فیله ماهی در آنها قرار گرفته است. میگوید: «اینا هرجایی مشتری نداره. اینجا ولی چند نفری هستند که از اینا میبرن. قیمتاش هم از 29 هزار تومان هست تا 25 هزار تومان.» ارزانترین تن ماهی که در مغازه آقا رضا پیدا میشود، تن ماهی مکنزی 180 گرمی با قیمت 20850 تومان است.
سراغ تنهای تخفیفدار میروم
«قبلا تن ماهی، تخم مرغ، سوسیس و این جور چیزا غذای سردستی بود. اما حالا کم از کباب و پیتزا ندارند.» چادر مشکیاش را که روی شانههایش افتاده بالا میکشد و آن را میآورد روی سرش. میگوید خریدهای دم دستی را خودش انجام میدهد، مثل همین تنماهی و تخم مرغ. تعریف میکند که قبلا برای بچههایش روی تن ماهی، تخم مرغ میشکسته تا بیشتر سیر بشوند و تقویت هم بشوند. اما حالا به قول خودش دیگر خبری از آن دست و دل بازیها نیست. یک وعده تن ماهی، یک وعده تخم مرغ. تن ماهی شیلتون و شیلانه نمیخرد؛ «آخه اینا الکی گرون هستن. همشون یه چیز هستن دیگه. حالا نه اینکه بریم ارزون ارزون رو بخریما. نه. ولی در حد خودمون سعی میکنیم چیز خوب بخوریم.» میگوید سه سال پیش بسته چهارتایی تن ماهی فامیلا را حد