در این مراسم سپانلو شعرهایی از مجموعه «قایقسواری در تهران» را خواند و در ادامه، مدیا کاشیگر به عنوان اولین سخنران مراسم گفت: به اعتقاد من، محمدعلی سپانلو به عنوان شاعر دو ویژگی برجسته دارد؛ نخست اینکه شاعر ایران است و ایران را در مفهوم تاریخی آن میبیند و دیگر اینکه شاعر تهران است.
این مترجم با بیان این مطلب که سپانلو چیزهایی را از فرهنگ غرب میگیرد و آنها را بومی و ایرانی میکند و به ما ارائه میدهد، گفت: در شعر سپانلو، حضور ایران و ایرانیت به وضوح دیده میشود. از سویی، در شعر او جایی نیست که به تهران و مکانهای این شهر برنخوریم. طبیعتی که در شعر سپانلوست، طبیعتی رام شده است که انسان در آن دست برده و از اینرو میتوان طبیعت آمده در شعر سپانلو را طبیعتی شهری دانست.
جواد مجابی نیز در سخنانی گفت: من با سپانلو خویشاوندی فکری و ذهنی دارم. با سپانلو در چند چیز با هم اشتراک داریم که اینها انگیزه اصلی من برای توجه به شعرها و نوشتههای سپانلوست؛ یکی دانشکده حقوق است که ما با هم در یک دانشکده بودیم و این دانشکده حقوق یک التزام ذهنی به ما داد. دیگر ارتباط ما با رسانهها و مردم بود که در واقع در کنار کارهای ادبی که انجام میدادیم، در زمینه مطبوعات و فعالیتهای مطبوعاتی نیز کارهایی را انجام میدادیم و برای همین است که سپانلو همواره در مرکز فعالیتهای مطبوعاتی رسانههای روشنفکری بوده است.
در ادامه این نشست، محمود دولتآبادی گفت: «قایقسواری در تهران» سپانلو انگار که بخواهد مخاطب را به زندگی اکنون توجه دهد، مدام درباره مردگان باستانی و آیندگان سخن میگوید. در واقع، انگار که سپانلو با خالی کردن جای اینجا و اکنون بخواهد توجه مخاطب را به این مسئله جلب کند. دولتآبادی در بخش دیگری از صحبتهایش، با انتقاد از بلاتکلیفی آثارش در اداره کتاب، خواستار دادن اجازه انتشار به آنها شد.
او با اعتقاد به اینکه اداره کتاب به ناشران و نویسندگان پاسخگو نیست و با انتقاد از طولانی بودن روند دریافت مجوز کتاب، خطاب به وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی، خواستار پیگیری این مسئله و دادن مجوز به کتابهایش شد.
احمدرضا احمدی هم از محمدعلی سپانلو به عنوان قدیمیترین دوستش یاد کرد که از دوران دبستان با او همراه بوده است و با بازخوانی بخشی از خاطرات سالهای دبستان و دبیرستان، به شکلگیری انجمن طرفه با حضور اسماعیل نوریعلا، بهرام بیضایی، اکبر رادی، مهرداد صمدی و محمدعلی سپانلو اشاره کرد. او سپس از ترجمههای سپانلو تجلیل کرد و آنها را خدمت بزرگی به ادبیات فارسی دانست و در تبیین ویژگیهای اخلاقی دوست قدیمیاش گفت: سپانلو همواره نکات مثبت آدمها را میبیند و برای کسانی که در این سالها در ایران ماندهاند و به فرهنگ و زبان و ادبیات فارسی خدمت کردهاند، نگاه توأم با احترام و تحسینی دارد. احمدرضا احمدی در پایان شعری را که به سپانلو تقدیم کرده بود، خواند.





نظر شما