به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین تیم ایتون در اندیشکده چتمهاوس نوشته است: تسلیم سریع حکومت بشار اسد در سوریه نشان میدهد که چگونه سیستمهای سیاسی شکننده، میتوانند به سرعت دگرگون شده و جایگزین شوند. سوریه اکنون در میانه یک وضعیت نامشخص قرار دارد. پیشبینیها در مورد آینده سوریه ممکن نیست. برخی از سیاستمداران در منطقه یا خارج از منطقه، امیدهای خود را برای ایجاد سوریهای جدید ابراز کردهاند، هرچند با توجه به پیچیدگی وضعیت،جانب احتیاط را هم در نظر گرفتهاند. برخی از آنها از تجربیات کشورهای دیگر که درگیریهای مشابهی را از سر گذراندهاند یاد کرده و چنین تجربیاتی را به عنوان داستانهای عبرتآموز ارائه دادهاند. برای مثال دیوید لمی، وزیر خارجه بریتانیا، در تاریخ ۹ دسامبر خطاب به پارلمان کشورش گفت: ما نمیخواهیم سوریه به مانند لیبی، تکهتکه و آسیبپذیر در برابر گروههای تروریستی مختلف شود.

چالشهای بزرگتر
در واقع، مقیاس چالشهایی که سوریه با آن مواجه است، بزرگتر از چالشهایی است که لیبی در سال ۲۰۱۱ با آن روبرو بود. رهبر لیبی، معمر قذافی، پس از کمتر از یک سال درگیری که جان هزاران نفر را گرفت، سرنگون شد. اما در زمان مرگ او، بخش زیادی از زیرساختهای کشور همچنان سالم باقی مانده بود. شورشیان لیبی حتی پیش از سقوط او، نفت را صادر کرده بودند.
تقسیمات اجتماعی و شکافهای قومی در سوریه در سال ۲۰۲۴ به طرز قابل توجهی عمیقتر از آنچه در لیبی در سال ۲۰۱۱ وجود داشت، است.
انقلاب سوریه پس از بیش از یک دهه درگیریهای خونبار به وقوع پیوسته است که بخش زیادی از زیرساختهای کشور را ویران و بحران بزرگ آوارگان را ایجاد کرده و شمار کشتهشدگان را به بیش از ۶۰۰ هزار نفر رسانده است. شکافهای اجتماعی و اختلافات قومی در سوریه در سال ۲۰۲۴ به طرز قابل توجهی عمیقتر از آنچه در لیبی در سال ۲۰۱۱ وجود داشت، است. یکی دیگر از تفاوتهای عمده، ساختار اقتصاد سوریه است. بخشهایی از شمال سوریه از لیر ترکیه به عنوان واحد پولی خود استفاده میکنند. زیرساختهای نفتی سوریه عمدتاً در مناطق تحت کنترل کردها متمرکز شده است، اما سوریه صادرکننده عمده نفت نیست. این بدان معناست که زیرساخت ملی گستردهای وجود ندارد که همه طرفها، منافع اقتصادی مشترکی در آن داشته باشند. در مقابل، در لیبی، مقامات رقیب میدانستند که اقتصاد کشورشان به زیرساختهای نفت و گاز وابسته است و همین عاملی بود که سطحی از وابستگی متقابل را ایجاد میکرد.
چشمانداز امنیتی شکننده
شاید واضحترین شباهت بین لیبی و سوریه، چشمانداز امنیتی دو کشور باشد. در هر دو کشور، مجموعهای از گروههای مسلح کنترل مناطق مختلف را در جای جای کشور دارند. این روزها توجه زیادی به هیئت تحریر الشام و تغییرات فرمانده آن، از وابستگی به القاعده تا رهبری سوریه پس از بشار اسد؛ شده است. اما او حالا باید با طیف وسیعی از گروههای مسلح که منافع متضاد و ریشهدار دارند، مقابله کند. این گروهها از ارتش ملی سوریه که تحت حمایت ترکیه است تا نیروهای دموکراتیک کرد سوریه را شامل میشوند.
در لیبی، تلاشها برای تحت کنترل درآوردن مجموعهای از گروههای مسلح؛ و قرار دادن آنها تحت نظر وزارت دفاع و وزارت کشور ناکام مانده است. در عوض، آنچه اتفاق افتاده عمدتاً برعکس بوده است: گروههای مسلح بر نهادهای دولتی تأثیر گذشته و نهادها را کنترل کردهاند، نه اینکه نهادهای دولتی آنها را کنترل کنند.

تقریباً تمام جناحها در لیبی به دولت وابسته هستند، که این امر آنها را – حداقل در تئوری – به نیروهای منظم تبدیل میکند. با این حال، فرماندهان اصلی و رقبای آنها همچنان باقی مانده و فرماندههان قدرتمند نظامی با مقامات در یک فضای به شدت امنیتی همکاری و رقابت میکنند. به همین دلیل، رقبای سیاسی سعی کر