محمدحسن نجمی؛ عصر سیام اردیبهشت ماه سال گذشته بود که لابلای اخبار روزمره خبری آمد که جنس متفاوتی از دیگر خبرها داشت؛ ابتدا بسیاری آن را در حد شایعه دانستند؛ اما پس از گذشت ساعتی مشخص شد که واقعیت دارد؛ مفقود شدن بالگرد حامل رئیس جمهوری و همراهانش.
جستجوها برای یافتن بالگرد حامل ابراهیم رئیسی و همراهانش از همان ساعات اولیه آغاز شد و تا بامداد فردایش، سی و یکم اردیبهشت ادامه داشت. بامدادی که نیروهای امدادی توانستند بقایای هلیکوپتر و پیکرهای مسافران آن را پیدا کنند.
حالا در آستانه نخستین سالگرد این واقعه، محمدمهدی اسماعیلی وزیر ارشاد دولت سیزدهم به خبرآنلاین آمده است و از آشنایی و مراودهاش با سید ابراهیم رئیسی رئیس جمهوری فقید روایت میکند. او از تشکیل حلقه یک اطراف رئیسی در زمان تولیت آستان قدس میگوید که خودش هم در همان زمان وارد نزدیکان رئیسی شد.
در ادامه مشروح گفتوگوی خبرآنلاین با محمدمهدی اسماعیلی وزیر ارشاد دولت سیزدهم را میخوانید؛
********************************************
*به مناسبت سالگرد حادثه سقوط هلی کوپتر رئیس جمهور فقید مرحوم آقای رئیسی و همراهانشان، در خدمت شما هستیم. در کابینه دولت سیزدهم، شما را به عنوان فردی نزدیک به آقای رئیسی میشناسیم. این سابقه آشنایی از چه زمانی شروع شد؟
آغاز آشنایی و مراوده من با شهید آیت الله رئیسی، به نوروز ۱۳۸۷ بر میگردد. آن سال در محضر ایشان و تعدادی از مقامات مذهبی و سیاسی کشور، برای افتتاح گنبد بازسازی شده حرم کاظمین علیهم السلام عازم عراق بودیم. آن زمان عراق منطقه پرواز ممنوع بود. تا ایلام همه مسیر را با یک اتوبوس همراه حاج آقای رئیسی رفتیم که ارشدترین مقام سفر بودند که معاون اولی قوه را بر عهده داشتند. من آن زمان معاون مرکز بررسیهای ریاست جمهوری دولت نهم بودم. دوستان و فرزندان برخی از مراجع معظم تقلید و مسئولین دفاترشان هم بودند. هیئت جمع و جور سیاسی و مذهبی بود. البته دیدار هم رسمی نبود. از طرف مجموعهای که کار بازسازی حرم را بر عهده داشتند دعوت شده بودیم و به صورت اتفاقی کنار هم قرار گرفته بودیم. در آن سفر اتفاقاتی رخ داد و دولت آقای مالکی که تازه مستقر شده بود، با همین گروههای شیعی مانند گروه صدر در نزاع بودند و در کاظمین ناخوداگاه چند روزی در همان هتل گرفتار شده بودیم تا فضا آرام شود. خود سفر بهانهای بود و این اتفاقات هم این گروه را به هم نزدیک کرد و باب آشنایی و مراودت را باز کرد. حاج آقا هم یک روحیه متواضع، فروتنانه، خاکی، خوش مجلس و خوش گعده داشتند. با وجود این که آن زمان از نظر سنی هم خیلی جوان بودیم، ولی ایشان خیلی ما را تحویل میگرفتند. همزمان چند ماه بود که یکی از دوستان نزدیک ما – آقای مقداد نیلی - داماد ایشان شده بود. به این واسطه این ارتباط ادامه داشت. البته در دوره دستگاه قضایی طبیعی بود که امکان همراهی و همکاری با ایشان برای ما فراهم نبود. ولی وقتی ایشان تولیت آستان قدس را پذیرفتند، ما دوستانی بودیم که کم کم به ایشان پیوستیم. مجموعه دوستانی که شروع به همکاری تدریجی با ایشان کردیم، دور ایشان جمع شدیم. ایشان یک روحیه انقلابی و تحول خواه داشتند. از نیروهای تازه نفس، پر تلاش و پر انگیزه خیلی استفاده میکرد. مثلا همین آقای حاج حسین یکتا، مسئول بنیاد کرامت شد که آن موقع به راه انداخته بودند. رفقای دیگر مانند آقای منصوری در بنیاد کرامت شروع به همکاری کردند. آستان یک دفتر تحقیقات فرهنگی-اجتماعی داشت و خیلی با حاج آقا گفتگو میکردیم که چه کاری را در مجموعه ایشان به عهده بگیرم، ایشان هم فرد دقیقی بود. زمانی گفتند که جایی را پیدا کردم و اینجا الان بلاتکلیف است. حکم آنجا را به نام من زدند و رئیس دفتر تحقیقات فرهنگی-اجتماعی آستان قدس شدم.
نظرسنجیها در اوایل سال ۹۶ نشان میداد که ۵۰ درصد از مردم رئیسی را نمیشناسند
*به نوعی حلقه یک اطراف آقای رئیسی در زمان آستان شکل گرفت.
نکته این بود که دستگاه قضایی یک دستگاه کاملا سلسله مراتبی و تخصصی و حقوقی-قضایی است. اما اینجا امکان فعالیتهای فرهنگی-اجتماعی داشت. حضرت آقا تاکید داشتند در دوره ای که بعد از ۳۷ سال تولیت آستان تغییر میکرد، آستان وارد فعالیتهای خدمات اجتماعی شود. چون حاشیههای مشهد، حاشیه نشینیاش از همه جا بیشتر بود و ناگهان حاج آقا به آستان یکسری تغییر ماموریتهای جدی پدید آورد. حرم که عمدتا خدماتش محدود به همین محدوده فیزیکی بود، ناگهان گشایشهای عجیبی پیدا کرد. مثلا مفهومی به نام خادمیاری آوردند که ۲۰۰ هزار نفر در سطح کشور خادمیار شدند. مثلا دکتر و پزشکی در شهر کوچکی در استان آذربایجان شرقی بود، هفته ای چند ساعت خود را به خدمت و نیت خدمت به آستان قدس رضوی به بیماران خدمت رایگان میداد. این اتفاق بزرگی بود. تحول جدی رخ داد و ناگهان جریانات کشور متوجه پدیده مهم اجتماعی شدند.
شخصیتی که سالها میشناختند؛ اما در قامت یک مسئول قضایی موفق که از دهه شصت، که یک جوان ۲۵ ساله بود، مستقیم از امام حکم داشته و امام اختیارات یک مجتهد جامع الشرایط را در اجرای حدود و قصاص، شخصا به آقای رئیسی و آقای نیری حکم داده بودند. آنهم در حالی که شورای عالی قضایی با بزرگان بود. این شخصیتی که سالها در سمتهای قضایی بود، در یک جایگاه فرهنگی و اجتماعی آمده بود و ناگهان پدیده جدید فضای عمومی کشور شده بود. از آن زمان با ایشان بودیم و انتخابات ۹۶ تا به قوه قضاییه رسید که خدمتشان بودیم تا انتخابات ۱۴۰۰ و کارزار انتخاباتی آن زمان و وزارت ارشاد و تا لحظه شهادت این توفیق را داشتیم که به ایشان خدمت کنیم.

*در سال ۹۶ که ایشان نامزد میشدند و میخواستند نامزد شوند، حلقه ای که به ایشان مشاوره میدادند، شما و دوستانی بودید که در آستان بودند؟
من سال ۹۶ آن قدر به ایشان نزدیک نبودم که طرف مشورت ایشان برای اصل موضوع باشم. ایشان به شدت از بحث ورود به انتخابات استنکاف میکردند. آن زمانی که به هر دلیلی به این تکلیف رسیدند، اواخر بهمن ۹۵ بود. آن زمان در گفتگوهای دوستانه خودمان اظهار نگرانی میکردیم که حاج آقا میخواهد وارد کارزار با رئیس جمهوری شود که دور دوم او است. دولت آقای روحانی یک مسئله مهم مانند مذاکرات را جلو برده بود و تحولاتی حول آن شکل گرفته بود. اساسا سابقه انتخابات ریاست جمهوری نشان میداد که رقابت با یک رئیس جمهور در دور دوم کار دشواری است. ایشان از قضا شخصیتی شناخته شده سیاسی هم نبود. میان رجال سیاسی و اصحاب رسانه ایشان شناخته شده بودند ولی مردم او را خیلی نمیشناختند. همان زمان نظرسنجیهایمان در اوایل سال ۹۶ نشان میداد که ۵۰ درصد از مردم او را نمیشناسند. در حالی که باوجود افراد دیگری مانند رئیس جمهور مستقر و بعد معاونش که کاندیدا شدند و آقای قالیباف، تصور این که ایشان از این حوزه به موفقیتی برسد، شاید برای نزدیکان ایشان هم محتمل نبود. ولی چون ایشان آدم تکلیفگرایی بودند، خیلی محکم وارد عرصه شدند و در کمتر از دوره ۲۲ روزه، به سی استان کشور سفر کردند. هرچه زمان جلو آمد، به عنوان کاندیدای اصلی جریان انقلابی شناخته شدند و در عرصه، تنها نماینده جریان انقلابی شدند و ماندند و برای اولین بار در تمام ادوار ریاست جمهوری، با ۴۰ درصد آرای مجموع رای دهندهها نفر دوم شدند.
حدود ۶۰ و خردهای از اعضای مجلس خبرگان رهبری در نامهای از حضرت آقا خواهش کردند که اجازه دهند آقای رئیسی وارد انتخابات شوند
*آن زمان برخی علما از جمله آقای شاهآبادی به آقای رئیسی نامه نوشته بودند که در آستان بمانید و بهتر است.
من هم نامه مرحوم شاهآبادی را دیدم. ولی از خبرگان، تقریبا اواسط سال ۹۵ نزدیک به ۶۰ نفر به حضرت آقا نامه نوشتند. حدود ۶۰ و خردهای از اعضای مجلس خبرگان رهبری که نهایتا ۸۰ و چند نفر هستند، در نامهای از حضرت آقا خواهش کردند که اجازه دهند آقای رئیسی وارد انتخابات شوند. آقای شاهآبادی یک عضو خبرگان بودند. بالای ۶۰ نفر این درخواست را داشتند. یادم است جریان اصولگرا تشکیلاتی به نام جمنا درست کرده بودند. من از قضا آن زمان به دلیل جایگاه جانشینی بسیج اساتید دانشگاه و فعالیت در جاهای دیگر، دبیر کمیته دانشگاهیان جمنا بودم. در جمنا اجتماعی برای رای گیری برای ۵ نفر وجود داشت و تقریبا ۳ هزار نفر از همه جای کشور جمع شده بودند. نفر اول آقای رئیسی با ۲ هزار و ۵۰۰ نفر رای بود و نفر دوم تا پنجم با اختلاف ۱۰-۱۵ رای بودند. اگر خاطرتان باشد چند بار هم نفر پنجم و ششم تغییر کردند. ایشان با فاصله نجومی نسبت به دیگران بودند و مورد اجماع قاطبه جریان انقلابی بودند. انگار ناخوداگاه امر بر ایشان متعین شده بود. ایشان هم محکم پای کار ایستادند و نزدیک ۱۶ میلیون رای آورد.
*رهبری جواب نامه خبرگان را دادند؟
طبیعنا حضرت آقا به این نامهها پاسخ نمیدهند اما آنها به عنوان یک اعلام نظر و کسب اجازه از بابت نگاه خودشان این کار را کردند. ولی هیچ بحثی از نگاه رهبری نسبت به این انتخابات و این که فردی کاندیدا شود، نه در سال ۹۶ و نه در ۱۴۰۰ نداشتیم. جمع بندی این بود. یکی از ویژگیهای مهم آیت الله رئیسی این بود که هیچ وقت حاضر نبود پای تصمیمات خودش، هزینهای برای مقام معظم رهبری یا شخصیتهای دیگر ایجاد کند. اگر به آن تکلیف میرسید، با قوت انجامش میداد و به عنوان یک تکلیف الهی نگاه میکرد. شاید این صحبتی که میکنم در ادبیات سیاسی متعارف کشور و حوزه انتخابات مسموع نیست و شاید بیان آن غریب و غلو به نظر برسد؛ ولی آیت الله رئیسی برای موضوعات خودش، آن چه که به عنوان تکلیف شرعی به آن میرسید عمل میکرد. در انتخابات ۹۶ اوایل خیلی از دوستان میگفتند در شکل مناظرات، ایشان کنش قابل توجهی برای ایجاد جذبه برای افکار عمومی ندارد. یادم است مناظره اول که تمام شده بود، یکی از این آقایان به دفتر ما آمده بود که کار ایشان را انجام میدادیم و گفت آقای رئیسی در انتخابات محو شد و در این دعوایی که در صحنه انتخابات شکل گرفت، غایب بود. انتخابات برای آنهایی است که دعوا میکنند. این استدلالی بود. جملهای که به ایشان گفتم این بود که از آقای رئیسی نمیتوانید توقع فردی را داشته باشید که حاضر است برای رای و ایجاد جاذبه در افکار عمومی حرفی بزند که به آن اعتقاد ندارد. مثلا همین فرد معروفی که در حوزه اهل شرق کشور فعال است و خیلی هم برو بیا دارد، همان سال پیش حاج آقا رئیسی آمدند و گفتند قول دهید از این جریانی که نمایندگی میکنم یکی دو نفر را در سطح استاندار و وزرا به کار بگیرید. حاج آقا گفتند که چنین قولی را نمیدهم. گفتند شما فقط حرفش را بزنید. از این ناراحت بود که سال ۹۲ نفر پیروز انتخابات به او قول داد و این کار را نکرد. اما میگفت که او این بار قول داده است. حاج آقا گفت مطمئن هستید که انجام میدهد؟ گفت مطمئن نیستیم و ممکن است انجام ندهد. ولی چون ما شما را دوست داریم، فقط بگویید تا توجیه پیدا کنم. ایشان حاضر نشدند این قول را بدهند. میگفت چرا باید قولی دهم که مشخص نیست بتوانم انجامش دهم؟ یا به خاطر رای آوردن، به چنین موضوع و پیش شرطی تن دهم؟ حتی سال ۱۴۰۰ که اینها حمایت کردند، باز هم ایشان هیچ قولی ندادند. مثلا در دورهای که در وزارت ارشاد بودم، اولین رایزن فرهنگی برادران اهل سنت را به مصر فرستادیم. یعنی در قاهره رایزن فرهنگی جمهوری اسلامی از برادران اهل سنت بود. ولی حاج آقا رئیسی و شخصیت ایشان طوری نبود که بخواهد با تبلیغات به این چیزها بخواهد برای خود اقبال عمومی کسب کند. ایشان با رعایت همه جوانب اخلاقی {پا به عرصه گذاشته بودند}. در مناظرات ۹۶ که عرصه را تنگ کردند و به ایشان تاختند، گفتند که این سینه من مملو از اسرار است. بالاخره ایشان جزو ارشدترین مقامات قضایی تاریخ کشور تا آن زمان بودند. حاکم شرع دادگاهویژه روحانیت بودند. ولی گفتند من اجازه ندارم در این بحثها از این موارد استفاده کنم. علیرغم همه فشارها پای اخلاق ایستادند. این مشی ایشان به طرز عجیبی مورد اقبال مردم قرار گرفت که سال ۱۴۰۰ به اجماع ملی انجامید و ایشان به انتخابات وارد شدند.
*سر انصرافهای سال ۹۶ اگر خاطرتان باشد یک حالت تنش بین اردوگاههای آقای قالیباف و آقای رئیسی بود. نظر ایشان چه بود؟ آیا به رای گیری سپردند یا هرچه مشاورانشان میگفتند قبول میکردند؟
ما خدمت شهید رئیسی رسیدیم و از ایشان خواهش کردیم که از آقای دکتر قالیباف بخواهند انتخابات را ادامه دهند. معتقد بودیم که اگر آقای قالیباف در صحنه بمانند، حتما انتخابات به دور دوم خواهد