به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، اشاره؛ ناسازگاری والدین و تأثیر آن بر شکلگیری شخصیت دختران، از مهمترین موضوعات روانشناسی خانواده به شمار میرود که نیازمند بررسی دقیق و ارائه راهکارهای عملی است. خانواده بهعنوان نخستین و تأثیرگذارترین محیط رشد کودک، نقش بنیادی در شکلگیری هویت و شخصیت فرزندان دارد.
بنابر روایت حوزه، گفت و گوی زیر حاصل سلسله نشستهای مجازی «رابطه پدر-دختری در آینه علم و دین» پژوهشکده تبلیغ و مطالعات اسلامی باقرالعلوم است.
در این گفت و گو به موضوع «تأثیر ناسازگاری والدین بر شخصیت دختران و راهکارهای مقابله»، توسط حجتالاسلام سید عباس ساطوریان، استادیار روانشناسی مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی (ره)، پرداخته شده است و حوزه نیوز به انتشار متن این نشست خواهد پرداخت:
* محورهای اصلی این نشست:
چگونه میتوان نشانههای ناسازگاری والدین را در دختران شناسایی کرد؟
برای کاهش تأثیرات منفی در خانه یا مدرسه چه اقداماتی میتوان انجام داد؟
چگونه میتوان احساس ارزشمندی و اعتماد به نفس دخترانی که در خانوادههای ناسازگار رشد میکنند را تقویت کرد؟

بخش اول: طرح سه پرسش اساسی در زمینه ناسازگاری والدین با دختران
بسم الله الرحمن الرحیم؛ موضوع مورد بحث، «بررسی تأثیر ناسازگاری والدین بر شکلگیری شخصیت دختران» است.
در اینباره، سه پرسش اساسی باید مورد پاسخ قرار گیرد:
نخست اینکه نشانههای این ناسازگاری در دختران چگونه قابل شناسایی است؛ به عبارتی دیگر، این تأثیرات چه نمودهایی دارند و از چه راههایی میتوان آنها را مشاهده کرد.
دوم اینکه اگر بخواهیم این تأثیرات منفی را در محیط خانه یا مدرسه کاهش دهیم، چه اقداماتی میتوان اتخاذ کرد.
و سوم، در مورد دخترانی که در خانوادههای ناسازگار رشد میکنند، برای ارتقاء احساس ارزشمندی و اعتماد به نفس آنها، چه راهکارهایی میتوان ارائه داد.
برای پاسخ به این پرسشها، ابتدا باید مفهوم «ناسازگاری» را تبیین کنیم؛ اینکه منظور از ناسازگاری والدین چیست و چگونه بر فرزندان، بهویژه دختران، تأثیر میگذارد و در فرآیند شکلگیری شخصیت آنان چه نقشی ایفا میکند.
پس از روشنشدن این مفهوم، میتوان به بررسی نشانههای ناشی از آن و راهکارهای مداخلهای پرداخت.
* بررسی سه رابطه همسری، رابطه والدگری، و رابطه خواهر و برادری.
در ساختار خانواده، میتوان سه نوع رابطه را در نظر گرفت.
نخستین رابطه، رابطهای است که پس از ازدواج میان زن و شوهر شکل میگیرد که از آن به عنوان «رابطه همسری» یاد میشود. این رابطه، چه زوجین فرزند داشته باشند یا نداشته باشند و حتی اگر فرزندان پس از ازدواج از خانواده جدا شده باشند، همچنان اصلیترین و بنیادینترین رابطه درون خانواده به شمار میرود. اهمیت این رابطه در آن است که بر دو رابطه دیگر، یعنی «رابطه والدگری» و «رابطه خواهر و برادری»، تأثیر مستقیم دارد.
رابطه دوم، زمانی شکل میگیرد که زوجین صاحب فرزند میشوند؛ رابطهای میان پدر و فرزند، مادر و فرزند، و بهطور کلی «رابطه والد و کودک» را شامل می شود.
و در نهایت رابطه سوم، زمانی که خانواده دارای چند فرزند میشود، نیز پدید میآید؛ یعنی «رابطه خواهر و برادری».
نکته حائز اهمیت آن است که رابطه همسری نقشی تعیینکننده در کیفیت روابط والدگری و روابط میان فرزندان دارد. به عبارت دیگر، رابطه همسری همچون منبعی است که انرژی لازم برای دو رابطه دیگر را تأمین میکند.
چنانچه زن و شوهر در رابطه همسری خود با مشکل مواجه باشند و از کیفیت مطلوبی برخوردار نب