به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین به نقل از تابناک، در طول جنگ ۱۲ روزه ایران و رژیم اسرائیل و پس از آن، بارها سران رژیم صهیونی از جایگاه کوروش هخامنشی پادشاه مقتدر و دادگر ایرانی که بر مناطق وسیعی از دنیای قدیم حکم رانی می کرد، سخن گفته و در مواردی خود را با آن شخصیت والای تاریخ مشرق زمین مقایسه نمودند! لازم است با بازخوانی گزاره های تاریخی درباره کوروش بیشتر بدانیم و سپس رفتارهای سران رژیم اسرائیل را با رفتارهای والا و انسانی آن رهبر بزرگ مقایسه کرده و به گزافه بودن ادعاهای صهیونیست ها بیش از گذشته پی بریم.
کوروش که حکومتی مقتدر را پایه گذاری کرد، بر دامنه گسترده ای از جهان باستان (از هند تا مرزهای یونان) حکمرانی می کرد و سلسله ای تشکیل داد که حدود ۲۲۰ سال تداوم داشت. وی دو پسر به نام های کمبوجیه و بردیا داشت و سه دختر به نام های آتوسا، رُکسانا و ارتوستونه نیز از او بر جای ماند. پس از کوروش، پسر ارشدش کمبوجیه به تخت نشست و پس از حمله اش به مصر، حکومت را از کف داد و یکی از مُغان به نام گئوماته مدعی گردید بردیا فرزند دوم کوروش است و سلطنت را در اختیار گرفت؛ تا زمانی که داریوش و دیگر بزرگان هخامنشی او را به قتل رساندند و حکومت به داریوش رسید. او نیز با توان و نبوغ بالایی که از آن برخوردار بود، نظمی به این امپراطوری وسیع بخشید که تا آن زمان بی سابقه بوده است. پس از داریوش اول نیز ۵ تن از شهریاران هخامنشی بر اریکه قدرت سوار بودند و واپسین پادشاه این سلسلکه، داریوش سوم نام داشته است که مغلوب اسکندر مقدونی گردید و تاج و تختش را از دست داد. (کوروش مسیح باستان، ص۱۷۴).
وی پسر کمبوجیه و نواده کوروش اول بود که در لوح مشهوری (به خط بابلی) چنین گفته است: منم کوروش… پسر کمبوجیه شاه بزرگ شاه شهر انشان نوه کوروش شاه بزرگ از نسل چیش پیش... (امپراطوری فراموش شده، ص۲۱).
مادرش نیز ماندانا (دختر استیاگ پادشاه ماد) نام داشته است. از کودکی او حکایتهایی افسانهگونه نقل گردیده که چندان با واقعیت هماهنگ به نظر نمیرسد. ازجمله هرودوت روایت کرده: زمانی که کوروش متولد گردید، آستیاگ (پدر بزرگ مادری وی) که از جانب نوهاش احساس خطر میکرد، او را به وزیرش سپرد تا به زندگیاش پایان دهد؛ اما وی، دستور پادشاه را نادیده گرفت و نوزاد را به خدمتکاری سپرد و آن خدمتکار (گاوچران) و همسرش، از آن نوزاد مراقبت نمود و بدین ترتیب کودکی وی به دور از دربار و در بیابان و کوهستان سپری شد.
وی پادشاه توانا و دادگر نزد ایرانیان بوده که با ایجاد اتحاد و یکپارچه ساختن دو قوم بزرگ پارس و ماد و از میان برداشتن حکومت مادها، امپراطوری قدرتمندی در جهان باستان پدید آورده بود. در اقدامی تحسینآمیز با یهودیان، شیوه مهربانی را در پیش گرفت و آنان را به سرزمین فلسطین بازگرداند. تعداد یهودیانی که به سرزمین فلسطین بازگشتند را ۴۹۶۹۷ تن شمرده اند. (الیهود فی العراق، ص۲۰- ۱۹).
آنچه مسلم است این که شهریاران هخامنشی بهویژه کوروش و داریوش خداپرست بوده و با بتپرستی میانهای نداشتند؛ ازجمله در کتیبه بیستون به دستور داریوش بزرگ چنین حک شده است: «اهورامزدا این شاهی را به من داد و مرا یاری کرد تا این پادشاهی را استوار سازم و به خواست اهورامزدا، این شاهی را دارم.»
کوروش در بابل تاجگذاری کرد، پس از دستیابی به قدرت، فرمان داد یهودیانی که در اسارت بوده و به بابل آورده شده بودند، رها شده و به اورشلیم بازگردانده شوند و داراییشان نیز به آنان تسلیم گردد. پس از آنکه کوروش فرزند خود کمبوجیه (کامبیز) را به جانشینی خود و حاکم منطقه بابل برگزید، خود به شوش بازگشت.
در عهد عتیق گفته میشود کوروش در نخستین سال حکومتش فرمانی مکتوب را صادر کرد: این گفته کوروش پادشاه پارسیان است؛ خداوندِ آسمان، همه سرزمینهای زمین را به من بخشیده و مرا سفارش کرده مَعبَدی (هیکلی) را در اورشلیم بنا کنم. همه فرزندا