علیرضا نجمی: در پی استعفای چند روز پیش فیاض زاهد و اعتراض او درباره انتصاب سید اسماعیل سقاباصفهانی، بار دیگر این پرسش در فضای سیاسی ایران مطرح شده است که آیا مسیر «وفاق» وعده داده شده از سوی مسعود پزشکیان در حال ترکخوردن است؟
سقاباصفهانی، چهرهای که طرز فکر او به جریان جبهه پایداری نزدیک دانسته میشود، نماد بخشی از همان طیفی است که از ابتدا نسبت به حضورش در ساختار دولت جدید انتقادهایی وجود داشت. زاهد که از چهرههای دانشگاهی و اجرایی منتقد سهمخواهی جریانهای تندرو بود، استعفای خود را درست در زمانی مطرح کرد که انتصابهای جدید در دولت، سیگنالهایی متفاوت با وعدههای انتخاباتی مبنی بر «فراگیری»، «گشودگی» و «وفاق ملی» مخابره میکرد. اکنون این پرسش بهصورت جدیتر طرح میشود که آیا این انتصابات دلالت بر عقبنشینی دولت در برابر فشار نیروهای اقلیت سیاسی دارد؟ یا آنکه بخشی از یک راهبرد موقت برای کاهش اصطکاک با جریانات اثرگذار در ساختار قدرت است؟
منتقدان معتقدند سپردن مسئولیتهای کلیدی به چهرههایی با گرایشهای تند و انحصارطلبانه، عملاً فلسفه وجودی شعار وفاق را بیاثر میکند و دولت را به چرخهای بازمیگرداند که در آن «مصلحتسنجی سیاسی» بر «شایستهسالاری اجرایی» غلبه دارد. در مقابل، مدافعان دولت تأکید دارند که پزشکیان در تلاش است از طریق چینش متنوع نیروها، تنشها را کاهش دهد و مسیر مدیریت کشور را از حاشیهسازی دور نگه دارد.
با این حال، استعفای زاهد بهعنوان نخستین واکنش جدی در سطح مدیریتی، نشان میدهد که این تعادلسازی با هزینههایی همراه شده و پیامدهای آن میتواند فراتر از یک اختلاف درونی باشد. اکنون نگاه بسیاری به این سؤال دوخته شده است که آیا این روند نشانهای از فرسایش تدریجی ایده وفاق در عمل است، یا صرفاً آزمونی دشوار برای دولتی که میخواست پلی میان شکافهای سیاسی بسازد.
درهمین پیوند خبرآنلاین نظر صادق زیباکلام استاد دانشگاه و فعال سیاسی اصلاحطلب را جویا شد؛ زیباکلام درباره استعفای فیاض زاهد گفت: بنده در مرحله نخست باید چند نکته را درباره آقای دکتر فیاض زاهد یادآور شوم. ایشان یکی از برجستهترین اساتید ما در حوزهی ارتباطات هستند و سالها در دانشگاه استاد ممتاز، و بهتمام معنا برجستهٔ