به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، حجاب بیش از یک پوشش ظاهری، نماد کرامت، شخصیت و ارزش زن در جامعه است. این پوشش، ابزار مدیریت زیبایی و محافظت از آن در برابر نگاههای گذراست و انتخاب آگاهانه آن، نشانه اراده، شعور و احترام به خود و دیگران است. دخترانی که حجاب را از سر انتخاب میپذیرند، میآموزند زیبایی و ارزش خود را نه برای چشمهای بیهدف، بلکه برای لحظات و انسانهای شایسته حفظ کنند و به جای محدودیت، آن را سپری برای عزت و شخصیت خود میبینند.
بنابر روایت فارس، حجاب، تأثیر مستقیم بر اخلاق عمومی و کارآمدی جامعه دارد؛ حضور زن محجبه با حفظ حریم و وقار، امنیت روانی، تمرکز بر تحصیل و رشد فردی را تقویت میکند، خانواده را استوار میسازد و ارزشهای فرهنگی و تمدنی را پایدار نگه میدارد. این حضور، اعتمادبهنفس مبتنی بر توانایی و هویت جمعی جامعه را ارتقا میدهد و مسیر بالندگی و اثرگذاری در جامعه را هموار میکند.
در ادامه، با دباغ، پژوهشگر و فعال حوزه حجاب، گفتوگو کردیم تا شیوههای مواجهه با نوجوانان، اهمیت انتخاب آگاهانه و جلوههای مثبت حجاب در جامعه را بررسی کنیم. مشروح این گفتوگو را در ادامه میخوانید.
با توجه به اهمیت حفظ حجاب، چگونه باید از حجاب سخن بگوییم، بیآنکه حس اجبار ایجاد شود؟
برخی از مسائل دینی، همچون حجاب، در حقیقت فرمان الهی هستند؛ و خداوند میخواهد انسان، حتی زمانی که ممکن است حس اجبار در دلش داشته باشد، با آگاهی، عشق و بندگی در برابر پروردگارش تسلیم و مطیع باشد.
بنابراین اصل موضوع، پرورش عشق و شناخت نسبت به خداوند است.
اگر در دل جوان، احساس محبت و احترام به پروردگار شکل گیرد، روح او بهطور طبیعی آمادهی پذیرش و اجرای دستورات الهی خواهد شد.
در گام نخست باید بذر محبت خدا و معنا و حکمت فرمانهای او را در دل جوان کاشت؛ تنها پس از آن است که سخن گفتن از احکام و واجبات معنا پیدا میکند و با فطرت او سازگار خواهد بود.
وقتی جوان در مسیر شناخت خدا قدم میگذارد، کمکم ارتباطی عمیقتر و صمیمیتر با معنویت پیدا میکند؛ همین ارتباط باعث میشود احکام الهی نه یک تکلیف سنگین، بلکه بخش طبیعی و دلنشین سبک زندگی او شود. در چنین حالتی، پذیرش فرمانهای الهی فرآیندی آرام، تدریجی و از سر میل قلبی خواهد بود.
اطاعت از خدا وقتی از سر عشق و فهم باشد، دیگر اجبار نیست مسیر آزادی در بندگی است.

چگونه میتوان زیباییهای حجاب را برای نسل جوان تبیین کرد؟
برای فهم زیباییهای حجاب، باید تصویری روشن از عواقب بدپوششی و افراط در آزادیهای ظاهری داشت. هنگامی که انسان از چارچوبهای ارزشی فاصله میگیرد، در واقع از کرامت درونی و حرمت انسانی خود دور میشود.
تاریخ معاصر غرب، نمونهای آشکار از این حقیقت است. در پی آنچه «انقلاب جنسی» نام گرفت، زن بهتدریج از مقام والای انسانی خویش دور شد و در بسیاری از عرصهها به کالایی برای مصرف، تبلیغ و لذتجویی بدل شد. مستند «اکسونامی» بخشی از این واقعیت تلخ را آشکار میکند؛ جایی که نشان میدهد چگونه افزایش بیحد و مرز آزادیهای جنسی، به استثمار عاطفی و جسمی زنان انجامیده است تا آنجا که حتی دخترانی ربوده و چون کالا خرید و فروش میشوند.
دختری که این پیامدها را بشناسد، درمییابد که حجاب نه محدودیت، بلکه حفاظی از جنس عزت و آرامش است. حجاب، وجود انسان را از بیارزشی و نگاه ابزاری حفظ میکند و جان او را سرشار از احترام، امنیت، کرامت و آرامش درونی میسازد.
در حقیقت، هرگاه جوان بتواند چهره واقعی بیحجابی در فرهنگ مصرفمحور غرب را ببیند، در دل خود به زیبایی و لطف حجاب پی خواهد برد حجابی که نه مانع شکوفایی، بلکه نشانه شخصیت، عشق و بزرگی روح زن است.
در کنار این واقعیتها، لازم است جلوههای مثبت و موفقیتهای زنانی که با حفظ حجاب در عرصههای علمی، ورزشی و اجتماعی درخشیدهاند نیز برجسته شود؛ زیرا نسل جوان هنگامی به زیبایی حجاب باور میکند که نمونههای واقعی عزتمندی و پیشرفت را ببیند. روایت این الگوها، فهمی ملموس و امیدبخش از حجاب ارائه میدهد و نشان میدهد که این پوشش، راهی برای متوقفشدن نیست؛ بلکه مسیری برای بالندگی و حضور مؤثر در جامعه است.
چگونه میتوان دختران را با حجاب کرد و به نوجوانان آموخت که زیباییهای منحصربهفرد خود را نه برای چشمهای بیهدف جامعه، بلکه برای لحظههای مقدس و برای انسان