دینانی و روایت یارانش از روحی که در خانه‌ای سکنی نمی‌گزیند / هر روز یک ایمان، هر روز یک کفر / یک بیماری ملی؛ چرا اندیشمندان آثار یکدیگر را نمی خوانند

کنفرانس بین‌المللی «ماجرای فکر فلسفی در اندیشه‌های غلامحسین ابراهیمی دینانی» با هدف بررسی نظام‌مند میراث فلسفی و فکری استاد دینانی و واکاوی جایگاه او در تداوم و تحول تفکر فلسفی معاصر ایران و جهان اسلام با حضور جمعی از استادان و پژوهشگران فلسفه و جامعه‌شناسی، به همت پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی روزهای ۵ و ۶ دی‌ماه برگزار شد. 

 به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین به نقل از اعتماد، در این کنفرانس زندگی فکری غلامحسین ابراهیمی دینانی مورد بررسی پژوهشگران و استادان دانشگاه قرار گرفت. 

 سید جواد میری: نیاز به دیالوگ جدی داریم

 در ابتدای این همایش سید جواد میری، جامعه‌شناس درباره علت و ضرورت برگزاری این همایش و چرایی بازخوانی تراث حکمی خودمان گفت: ما در سه سطح نیاز به دیالوگ جدی داریم. نخست سطح ملی، دوم سطح جهان اسلام و سوم سطح جهانی. در سطح ملی بیماری جدی میان اندیشمندان و محققان و نظریه‌پردازان ما وجود دارد که یکدیگر را نمی‌خوانند و آثار یکدیگر را مورد خوانش انتقادی قرار نمی‌دهند. در سطح منطقه‌ای یعنی جهان اسلام به معنای وسیع کلمه، هم به صورت بنیادین وارد گفت‌وگوهای انتقادی به مانند دیالوگ‌های ماندگار بین امام محمد غزالی و ابن‌رشد در شرق و غرب جهان اسلام نشده‌ایم.

گفتگو با آقای دکتر سید جواد میری عضو هیات علمی پژوهشکده علوم اجتماعی  پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی
دکتر سیدجواد میری 

در سطح جهانی نیز تصویری از ایران ساخته شده است که عمیقا با هستی تمدنی و بنیاد فرهنگی ما فاصله‌های معناداری دارد. برای زدودن آن نیازمند بازآرایی صحنه هستیم. مقصودم از بازآرایی صحنه این است که هنگامه آن رسیده مسیر ترجمه را دو طرفه کنیم و به جای ترجمه صرف آثار دیگران در اروپا و امریکا، به سمت ترجمه میراث فکری و فرهنگی خویش در سطح جهانی دست بزنیم. اما صرف ترجمه آثار بدون مفهوم‌پردازی آنها نمی‌تواند در سطح جهانی انعکاس بنیادین ایجاد کند و این مستلزم آن است که ما در صحنه ایرانی و صحنه تمدن اسلامی آثار یکدیگر را بخوانیم و مورد خوانش انتقادی قرار دهیم و مفاهیم خلق شده در این تراث و آثار را جدی بگیریم. 

میری در ادامه گفت: به نظرم برای دگرگون کردن تصویری که در جهان از ما برساخته‌اند، هیچ راهی بهتر و موثرتر از گفت‌وگوها علمی نیست. اما برای نیل به این مقصود نیازمند فهم جایگاه دانشگاه در کلیت نظام جامع سیاستگذاری‌ها در کشور هستیم و در این بستر باید این پرسش را مطرح کنیم که در دانشگاه چه سنخ از مواجهه با سیاست را باید سامان دهیم. آیا مواجهه سیاسی با سیاست یا مواجهه فکری با سیاست در دانشگاه سامان بگیرد. به نظرم اولی ما را به بن‌بست فکری در دانشگاه می‌کشاند، اما دومی افق‌گشا و مشکل‌گشا خواهد بود. از این منظر اگر به آثار فلاسفه و متفکران معاصر ایران و سنت‌های فکری متنوع در جهان اسلام بنگریم، آنگاه شاید افق‌های نوینی پیش روی ما در جهان ایجاد گردد. 

آنچه می‌خوانید گزارش بخشی از چکیده مقالاتی است که به این همایش ارسال شده است. 

 لیلا