حیف است دولتی باشیم

مدیر انتشارات علمی و فرهنگی از چالش‌های دولتی بودن این نشر می‌گوید؛ نشری با بدهی ۲۰۰ میلیارد تومانی بدون هیچ درآمدی. او همچنین با اعلام برنامه‌هایش، معتقد است انتشارات علمی و فرهنگی باید در بطن مردم بیاید و کسانی که اهلیت دارند آن را اداره کنند و نیازی به دولت نیست. او تاکید دارد حیف است مؤسسات بزرگ فرهنگی در ساحت دولت باشند.

به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین به نقل از ایسنا، سیدجمال هادیان طبایی زواره حدود یک سال است مدیریت انتشارات علمی و فرهنگی را برعهده گرفته است. او پیش از ناآرامی‌های اخیر، در گفت‌وگویی در ایسنا درباره مسئله کتاب و کتابخوانی، وضعیت نشر کتاب، وضعیت انتشارات علمی و فرهنگی در گذر سال‌ها و مسئله کاغذ و تولید کتاب صحبت کرد.

مشروح این گفت‌وگو در پی می‌آید:

مسئله‌ای فراتر از قیمت کتاب

  در ابتدا می‌خواهم درباره کتاب‌خوانی در ایران از شما پرسشی داشته باشم. یک باور عمومی داریم که مردم ایران کتابخوان نیستند و سرانه مطالعه در کشور پایین است. طبق آخرین نظرسنجی منتشرشده، ۴۱ درصد از مردم ایران کتاب می‌خوانند. یکی از دلایلی که گاه برای کتاب نخواندن مطرح می‌شود، قیمت کتاب است. طبق اطلاعاتی که در وبگاه خانه کتاب وجود دارد، در ۶ ماه نخست ۱۴۰۴، کتاب حدود ۴۰ تا ۴۵ درصد نسبت به سال گذشته افزایش قیمت داشته است و از سبد خانوار دارد حذف می‌شود. یک سالی است مدیریت یکی از نشرهای بزرگ دولتی را برعهده دارید و به قولی نبض بازار کتاب را می‌دانید. به‌طور کلی به نظر شما مردم ایران کتابخوان هستند؟ 

حدود ۲۰ سال است که درباره فرهنگ عمومی مطالعه می‌کنم و به آن علاقه‌مند هستم؛ سرانه مطالعه و علاقه‌مندی مردم به مطالعه هم درون فرهنگ عمومی جا می‌گیرد. یک مغلطه و سفسطه‌ای وجود دارد و آن این است که ممکن است ما به صورت عادی درباره خودمان قضاوت کنیم که مردم بسیار بافرهنگی هستیم، پیشینه فرهنگی، تاریخ غنی‌ و دانشمندان  بسیار بزرگی داریم و تعداد تحصیل‌کرده‌های ما و تعداد نخبگان ما در سراسر جهان زیاد است. همه این‌ها شاخص‌های خوبی هستند برای اینکه بگوییم ما مردم فرهنگ‌مداری هستیم اما در حوزه فرهنگ عمومی مواردی که ذکر شد همه شاخص‌ها نیست. فرهنگ عمومی و  فرهنگی که مردم با آن متولد می‌شوند، زندگی می‌کنند، ازدواج می‌کنند و با آن می‌میرند، مجموعه شاخص‌هایی دارد که ملتی را در مسیر توسعه قرار می‌دهد،  یکی از آن‌ها مطالعه است. ملتی که مطالعه می‌کند به راحتی و بهتر می‌تواند مسیرهای درست و غلط را تشخیص دهد و انتخاب‌های بهتری داشته باشد و در مسیر توسعه بهتر جلو می‌رود؛ به همین جهت، می‌بینید شاخص‌های  مطالعه در کشورهای توسعه‌یافته بیشتر است.

زمانی که می‌گوییم  ۴۰ و چند درصد از مردم ایران کتاب می‌خوانند، ما همه دانشجویان و دانش‌آموزان و کتاب‌هایی را که به صورت اجباری در نظام رسمی آموزشی می‌خوانند، در این سرانه محاسبه می‌کنیم اما در حقیقت در فرهنگ عمومی کتاب یعنی اینکه شما به یک کتاب و یا چند ژانر علاقه داشته باشید و به صورت غیراجبار آن را دنبال کرده و در ماه یا در هفته چند کتاب بخوانید و با کتاب مأنوس باشید فارغ از اینکه که کلاس و دانشگاه می‌روید یا نه. مشکل ما اینجاست. علی‌رغم اینکه ایران یکی از کشورهایی است که حداقل در  منطقه خاورمیانه از نظر تعداد عناوین کتاب نسبت به همه کشورهای عربی و شمال آفریقا یا منطقه منا برتری دارد، همه کتاب‌ها مورد علاقه مردم نیست.

 به‌نظرم چیزی فراتر از قیمت کتاب وجود دارد و آن معرفی کتاب خوب به افراد است؛ یعنی تا زمانی که یک کتاب خوب معرفی نشود، ممکن است کتابی به دست شما برسد که حوصله شما را سر ببرد و زمانی که حوصله‌تان سر برود دیگر  کتاب نمی‌خوانید و زده می‌شوید. علاوه بر آنکه عناوین کتاب زیاد است اما تعداد کتاب‌های خوبی که در دانش‌آموز و دانشجو و مردم عادی برای مطالعه انگیزه ایجاد می‌کند، بسیار کم است. همچنین دسترس‌پذیری نیز بسیار کم است، هرچند الآن شیوه‌های نوین مانند  کتاب‌های الکترونیک و کتاب صوتی سعی کرده‌اند این دسترس‌پذیری را زیاد کنند. اما مردم هنوز با کتاب مانوس نشده‌اند، منظورم آموزش‌های رسمی نیست، کتابی که به عنوان سرگرمی و اوقات فراغت در منزل  روزانه یک یا چند ساعت مطالعه می‌کنید. در یکی از سفرهای خارج از کشورم، سوار کشتی‌ای شده بودم که از اتفاق جایی رسیدیم که طوفانی بود. ما ترسیده بودیم. من چند نفر را مشاهده کردم، بدون اینکه توجهی به طوفان داشته باشند دارند کتاب می‌خوانند. حس می‌کردم آرامش  عجیبی دارند و انگار در این دنیا نیستند. مشخصا کتاب آنقدر جذبه داشت که  این افراد را به سمت خود می‌کشاند.

حیف است دولتی باشیم

 نتوانسته‌ایم بر اساس نیاز کشور کتاب ت