گذشته از سیره عملی پیامبر و امامان معصوم در ذکر مصائب امام حسین علیهمالسلام و گذشته از آن که حتی انبیای پیشین نیز ذاکر و عزادار این حادثه بینظیر تاریخی بودهاند ، احادیث و روایات پرشماری در این باره به دست ما رسیده است که بیتردید از مرز تواتر فراتر رفته و در مجموع شکی در اصالت سند و صحت اسناد آنها باقی نمانده و نمیماند.
از نظر دلالت و محتوای این روایات نیز کمتر توصیهای را میتوان یافت که تا این اندازه مورد تحسین و مستوجب پاداش تلقی شده باشد. برای نمونه به احادیث متعدد و معتبری باید اشاره کرد که تعیین پاداش ریزش اشک به یاد امام حسین علیه السلام را تنها بر خدا میداند و البته تاکید میکند که خداوند به کمتر از بهشت راضی نخواهد شد. همچنین روایاتی که میگوید هرکس شعری درباره حسینعلیهالسلام بسراید و گریه کند بهشت بر او واجب میشود؛ همانگونه که اگر شعری بگوید و بگریاند یا تباکی نماید بهشت جایگاه وی خواهد بود.
حتی در روایتی از امام صادق علیهالسلام نقل شده است که «برای هر کاری (اندازهای از) پاداش است مگر اشک ریختن بر ما» که پاداش آن اندازه ندارد و همان حضرت فرمود : «در روز قیامت زیارتکنندگان حسین(ع) برتری خاصی بر دیگران دارند و آن این است که چهل سال قبل از همه مردم و در حالی که آنان هنوز گرفتار حساب هستند، به بهشت وارد میشوند».
فلسفه عزاداری و حکمت لزوم آن
اینک جای پرسش است که این همه تاکید و آن همه وعده پاداش به چه دلیل است؟ چگونه میتوان گریه (بکاء) یا حتی گریهنمایی(تباکی) بر امام حسین(ع) را موجب دخول قطعی در بهشت دانست و حال آنکه افزون بر احادیث فراوان، حتی آیاتی از قرآن کریم نیز به صراحت دلالت بر آن دارند که بهشت پیچیده در سختیها و دشواریها است. قرآن با شگفتی از مدعیان میپرسد:
«آیا پنداشتهاید که داخل بهشت میشوید در حالی که هنوز سرگذشت آنها که پیش از شما بودند به سراغ شما نیامده است؟ به آنها سختی و زیان رسید و به تزلزل افتادند تا آنجا که پیامبر و مؤمنان همراهش گفتند: یاری خدا کی میرسد؟» از نظر قرآن «بهشت منزلگاه کسانی است که (همواره) از جایگاه خدای خویش بیمناکند و خود را از هوسهای نفس باز میدارند»
چگونه میتوان پذیرفت که کسانی با یک عمر جهاد و ایثار تضمین برای ورود در بهشت نداشته باشند، اما بهشت برای آنان که بکاء یا تباکی در مصیبت سالار شهیدان(ع) داشته باشند، ضمانت شده است؟ به راستی چرا زیارت آن حضرت را موجب ریزش همه گناهان ، معادل عمره ، معادل حج ، برابر حج و عمره و حتی بیست، هشتاد و یا صد حج مقبول دانستهاند.
این پرسشی است که ما را به بحث در مورد فلسفه قیام عاشورا و آثار یادآوری و بزرگداشت آن حادثه بزرگ میکشاند.
بایستههای عزاداری و آسیبهای آن
بی تردید پاداشهای بینظیری که برای عزاداری حسین(ع) وعده داده شده بیدلیل نیست؛ بلکه ناشی و حاکی از آثار و برکات بیمانند آن است؛ خصوصاً با توجه به تاکیدهایی که بر تکرار، علنی و جمعی بودن این گونه مراسم شده است؛ حتی اگر هزینههای جانی هم در پیداشته باشد. اینک باید دید آن آثار و برکات چیست و به چه دلیل عزاداری این همه ارزش دارد؟ پاسخ به این پرسش آسیبشناسی عزاداری را هم برای ما ممکن میسازد.
در یک جمعبندی ساده میتوان با استفاده از منابع و متون دینی در این زمینه گفت:
اولاً عزاداری درسی برای چگونه زیستن است و نه صرفاً برگذشته گریستن. عزاداری نگاه به گذشته است برای پیمودن راه آینده.
ثانیاً عزاداری مبتنی بر معرفت و به نوبه خود مولد معرفتهای جدید است.
و ثالثاً احیای «امر» است؛ امر خدا، پیامبران و امامان. وقتی عزم بر ساختن آینده آرمانی پیدا شد و معرفت نیز وجود داشت، آنچه اینان خواستهاند محقق میشودو همین است راز عظمت عاشورا و بزرگداشت آن.
اما اگر یاد عاشورا بخواهد ما را در گذشته نگهدارد و با توقف در احساسات و عواطف از تعقل و تدبر باز دارد و به جای «احیای امر»، انزوا و «ایکال امر»؛ را بر ما تحمیل کند، آیا شایسته این همه توصیه و مستوجب آن همه پاداش خواهد بود؟!چنین برداشتی ظلم دیگری است که گاهی بر آن حادثه بزرگ رفته است. به تعبیر استاد حکیمی: «در عاشورا دو ظلم واقع شده است: یکی بر حضرتامام حسین(ع) و خاندان پیامبراکرم(ص) و دیگری بر خود عاشورا» و بنابراین «باز باید عاشورایی برای عاشورا گرفت.... و اکنون ما مسلمانانیم و دو تجدید نظر ضروری:
الف) تجدید نظر در شناخت عاشورا
ب) تجدید نظر در چگونگی بهرهوری از عاشورا ...»
اول) شناخت آینده از طریق نگاه به گذشته
تشکیل مجالس ذکر مصائب عاشورا برای کسب آگاهی است از آنچه اتفاق افتاده تا آموزشهای لازم را جهت تعیین سرنوشت خود در آینده فرابگیریم و چنین است که عاشورا در بردارنده «درسها وعبرتها» میشود. عبرت از ماده عبور است؛ عبور از گذشته به سوی آینده. بنابراین گریه بر سیدالشهداء (ع)، بازگشت به گذشته و موجب خمودی و رکود نیست، حرکت از گذشته است برای ساختن جامعهای آرمانی و مورد پسند آن حضرت. عزاداری پاسداشت گذشته است و بازساخت آینده و از اینرو «بزرگداشت و بازسازی این واقعه و به خاطر آوردنش موجب میگردد تا بتوانیم از برکات آن در جامعه امروز نیز بهره گیریم. همانطور که اصل آن حادثه تاثیر شگرفی در جامعه آن روز داشته، خاطره و بازسازی آن نیز میتواند آثاری متناسب با آن داشته باشد.»
اولین اثر زیارت امام حسین(ع) و یاد عاشورا باید همین باشد که در زندگی آینده خود، مانند او باشیم و چنین است