به گزارش خبرآنلاین، هالیوود به دفعات به سراغ تهدیدهای آخرزمانی بیگانهها، ماشینها، ستارههای دنبالهدار، ویروسها و زامبیها رفته، اما چه کسی خون آشامها را میدید؟
آن خونآشامهای ابدی هرچند هیچوقت از صحنه سرگرمی غایب نبودهاند، اما این اواخر همه جا را به تسخیر خود درآوردهاند، از پرده بزرگ سینما گرفته تا صفحه کوچک تلویزیون، کتابفروشیها، لباسفروشیها، سرویسهای دانلود، بازیهای ویدیویی و کامپیوتری، نوارفروشیها و حتی جواهرفروشیها.
همین هفته قبل کمدی «خونآشامها افتضاح هستند» تولید استودیوهای فاکس قرن بیستم و نیو ریجنسی که هجویه سری فیلمهای خونآشامی «گرگ و میش» است در هفته اول اکران در سینماهای آمریکا و کانادا حدود 20 میلیون دلار به دست آورد.
در تلویزیون هم پنج میلیون نفر به تماشای اپیزود دیگری از سریال «خون واقعی» تولید شبکه اچبیاو نشستند که قسمت آخر فصل سوم آن 12 سپتامبر پخش میشود و حتما تا آن زمان تماشاگران بیشتری را به پای تلویزیونها مینشاند.
در این بین The Passage نوشته جاستین کرونین، «طلوع» استفنی مایر و «مرده و رفته» شارلین هریس در فهرست پرفروشهای کتاب هستند.
این موجودات فناناپذیر و جذاب همه جا هستند و در نتیجه بیش از آنکه رنگ قرمز را تداعی کنند، سبز هستند: رقمی در حدود هفت میلیارد دلار از حدود دو سال پیش که اولین قسمت فیلم «گرگ و میش» به سینماها آمد.
آنچه به عنوان اسطورههای باستانی و جنونآمیز و دو داستان ترسناک قرن نوزدهمی - «خونآشام» (جان پولیدوری، 1819) و «دراکولا» (برام استوکر، 1897) - آغاز شد، اکنون به یک صنعت کاملا مهارنشدنی تبدیل شده است.
جولی پلک نویسنده و مدیر تولید مجموعه تلویزیونی «خاطرات خونآشام» تولید شبکه سیدبلیو میگوید: «با یک مخلوق اسطورهای ساده که قرنهاست بخشی از جهان ادبی ما است میتوانید داستانی خلق کنید که همه چیز دارد: رومانس، هراس، اکشن، جلوههای ویژه، عشق حماسی، رسیدن به آرزوها، بازیگران رومانتیک نقشهای اصلی، شخصیتهای منفی جذاب، زنان ویرانگر، دوشیزههای افسرده، مرگ، هیولاها و در نهایت قهرمانانی با نقاط ضعف مختلف که اگر قرار نبود تا ابد تنها بمانند دست از همه چیز می کشیدند. هیچ چیز جهانیتر از این نیست.»
این توصیف قلب خونین ماجرا را توصیف میکند. از آنجا که خونآشامها به هیچ ژانر بخصوصی وابسته نیستند، این آزادی را دارند که نه تنها از یک قالب هنری به یک قالب دیگر بلکه از رومانس به هراس و به تفسیر سیاسی و حتی طنز حرکت کنند. چندکاره بودن آنها بیپایان است و به همین دلیل در همه حالت تماشاگر دارند.
هیچ موضوع دیگری این چنین دندان خود را در فرهنگ پاپ فرو نبرده است. اجازه بدهید با سلطان این روزهای فرهنگ خونآشامی شروع کنیم. سه فیلم مجموعه سینمایی «گرگ و میش» شامل «گرگ و میش»، «ماه نو» و «خسوف» که در 2008، 2009 و 2010 به نمایش درآمدند روی هم در بازار جهانی 76/1 میلیارد دلار فروش داشتند.
دو فیلم اول هر یک 160 میلیون دلار دیگر در شبکه نمایش خانگی به دست آوردند. (نسخههای دیویدی و بلو-ری فیلم سوم سپتامبر به بازار میآید). تا اینجای کار بیش از دو میلیارد دلار حاصل شده است.
اگر دو فیلم آخر «گرگ و میش» - که با عنوان رسمی «ماجرای دنبالهدار گرگ و میش: سپیدهدم - قسمت 1» و «ماجرای دنبالهدار گرگ و میش: سپیدهدم - قسمت 2» به ترتیب نوامبر 2011 و نوامبر 2012 اکران میشوند - به اندازه سه فیلم اول در سینماها و بازار نمایش خانگی موفق باشند، 7/1 میلیارد دلار دیگر به درآمدهای استودیو سامیت تهیهکننده این مجموعه فیلمها اضافه میشود.
و این صرفا درآمد حاصل از نسخههای سینمایی مجموعه کتابهای بسیار موفق استفنی مایر است.
در شرایطی که «گرگ و میش» هدایت گروه را برعهده دارد، فیلمهای خونآشامی به طور متوسط سه درصد کل فروش سینماها در سه سال اخیر را در اختیار داشتهاند. به عنوان مثال سه فیلم «ماه نو»، «دنیای زیرین: ظهور لایکنها» و «سیرک دو فریک: دستیار خونآشام» سال 2009 در مجموع 7/356 میلیون دلار فروختند که 4/3 درصد 6/10 میلیارد دلار فروش سینمای آمریکا در آن سال بود.
«خاطرات خونآشام» و «خون واقعی» یکهتاز تلویزیون هستند
دیگر نمونههای شاخص جنبش مخلوقات نامیرا در دنیای نمایش را باید در تلویزیون جستوجو کرد. «خاطرات خونآشام» و «خون واقعی» - موفقترین سریال شبکه کابلی اچبیاو از «سوپرانوها» تاکنون - دو نمونه موفق نمایشهای تلویزیونی هستند.
تعیین دقیق ارزش یک نمایش تلویزیونی با موضوع یک اهریمن سختتر از فرو بردن یک تیر چوبی درون قلب یک خونآشام کریه است، اما هرچه مدت زمان پخش تلویزیونی یک مجموعه (حداقل تا هفت فصل) بیشتر شود، پول بیشتری درمیآید.
کمتر نمایش تلویزیونی هست که از همان ابتدا بتوان روی سود آن حساب کرد؛ تقریبا همه آنها تا پیش از ورود به بازارهای جنبی کسر درآمد دارند، اما «خاطرات خونآشام» و «خون واقعی» هر دو همچنان زنده هستند و طرفداران پر و پا قرص دارند؛ پس پول زیادی روانه صندوقهای استودیو برادران وارنر تهیهکننده «خاطرات خونآشام» و سیبیاس میشود که از قضا یکی از صاحبان شبکه سیدبلیو است.
در مورد «خون واقعی» با عدد نشان دادن درآمدهای حاصل از آن به خاطر کابلی بودن شبکه اچبیاو کمی سختتر است. با این حال برآوردها نشان میدهد اگر هر دو سریال بتوانند پنج سال دوام بیاورند، درآمد ناشی از اعطاء مجوز پخش داخلی و خارجی میتواند در مورد «خاطرات خونآشام» رقمی بین 100 تا 125 میلیون دلار و در مورد «خون واقعی» 50 تا 75 میلیون دلار باشد.
درمورد نسخههای دیویدی، تاکنون 3/1 میلیون نسخه از «خون واقعی: نسخه کامل فصل اول» به فروش رسیده و دیویدی فصل دوم که از