نوید احمدپور - در جغرافیای انرژی ایران، کمتر پروندهای را میتوان یافت که همچون «پتروشیمی مسجدسلیمان» ، کلکسیونی از تضادهای مدیریتی، ابهامات مالی و تهدیدات امنیتی را یکجا در خود جای داده باشد. در حالی که مدیران دولتی منصوب به صندوق بازنشستگی کشوری (هلدینگ آتیه صبا) و وزارت رفاه، با توسل به پروپاگاندای رسانهای از «رکوردشکنی تولید» در سال ۱۴۰۳ و ۱۴۰۴ سخن میگویند، صورتهای مالی حسابرسی شده، واقعیت هولناکی را فریاد میزنند: ثبت زیان خالص ۴۹ هزار میلیارد ریالی (۴.۹ همت) و رشد ۲۵۳ درصدی هزینههای مالی.
این گزارش، حاصل بررسی دقیق اسناد مالی، دادههای افشا شده در فضای مجازی در آذرماه 1404 و تحلیلهای کارشناسی از «لایه پنهان» صورتهای مالی است که نشان میدهد چگونه یک مجتمع عظیم صنعتی با استراتژی «زمین سوخته»، عامدانه به لبه پرتگاه ورشکستگی کشانده شده است تا شاید زمینه برای تغییر مالکیت با حداقل قیمت یا پوشش ناکارآمدیهای سیاسی فراهم شود.
مسجدسلیمان، شهر اولینهای نفتی، امروز بر روی مخازن عظیم گاز نشسته اما جوانانش با نرخ بیکاری وحشتناک (بیش از ۴۳ درصد) دست و پنجه نرم میکنند. در قلب این پارادوکس، پتروشیمی مسجدسلیمان قرار دارد؛ نمادی از صنعت که قرار بود پیشران توسعه باشد، اما اکنون به گروگان بازیهای سیاسی و مافیای اقتصادی تبدیل شده است. بررسیها نشان میدهد که بحران فعلی نه ناشی از «ناتوانی ذاتی تولید»، بلکه محصول یک «مهندسی مالی و مدیریتی» پیچیده است.
پرده اول: تناقض آماری؛ رکورد تولید یا سقوط آزاد مالی؟
برای درک عمق فاجعه، باید ابتدا به تناقض آشکار میان «گزارشهای فنی» و «گزارشهای مالی» پرداخت. طبق اخبار رسمی منتشر شده، مدیریت پتروشیمی در تیرماه ۱۴۰۳ مدعی تولید ۸۶ هزار تن اوره و ۵۳ هزار تن آمونیاک شده است که رکوردی تاریخی محسوب میشود. همچنین در گزارشهای شش ماهه نخست ۱۴۰۳، صحبت از رشد ۵۱ درصدی تولید آمونیاک و ۴۰ درصدی اوره است.
اما سوالی که از هر تحلیلگر بازار سرمایه باید بپرسد این است: چگونه شرکتی با رشد تولید ۵۰ درصدی و فروش دلاری، زیان ۴.۹ هزار میلیارد تومانی شناسایی میکند؟
پاسخ در واکاوی ۱۷ ردیف هزینههای سربار و دستکاریهای حسابداری نهفته است. منابع آگاه و تحلیلهای صورت گرفته از اظهارات کارشناسان نشان میدهد که تیم مدیریتی حاکم، با زیرکی تمام، «زیان انباشته» و «هزینههای سربار»را به جای «هزینه عملیاتی تولید» جا زدهاند.
به زبان ساده حسابداری صنعتی، اگر صورت سود و زیان را کالبدشکافی کنیم، میبینیم که شرکت در بخش عملیاتی توانایی سودآوری دارد، اما سود حاصله در سیاهچاله هزینههای مالی (که ۲۵۳ درصد رشد داشته)، هزینههای اداری تشکیلاتی متورم، و جریمههای ناشی از سوءمدیریت بلعیده میشود.
عدم دعوت از حسابرسان مستقل و خبره برای انجام یک حسابرسی قضایی و اکتفا به گزارشهای کلیشهای، راهکاری بوده تا سهامدار عمده (صندوق بازنشستگی) بتواند ناکارآمدی خود را پشت واژه کلی «زیانده بودن صنعت» پنهان کند.
پرده دوم: جنایت خاموش؛ سوزاندن ۲۰۵۰ تن آمونیاک و توهم سودآوری
یکی از تکاندهندهترین یافتههای این گزارش، افشاگریهای فنی در خصوص نحوه مدیریت محصول میانی