رسیده وقت رفتن!

فوتبال ایران پس از جام جهانی ۲۰۲۶ در نقطه عطفی قرار گرفته است؛ آیا جسارت تغییر را خواهیم داشت یا باز هم اسیر گذشته می‌مانیم.

ایمان گودرزی؛ جام جهانی ۲۰۲۶ به پایان رسیده و تیم ملی فوتبال ایران، فارغ از همه امیدها و وعده‌ها، بار دیگر در بزنگاه رقابت با فوتبال مدرن، نشانه‌هایی از عقب‌ماندگی ساختاری را به نمایش گذاشت. حالا دیگر نمی‌توان پشت واژه‌هایی مثل «تجربه» یا «شرایط خاص» پنهان شد. نتیجه، خود به اندازه کافی گویاست.

فهرستی که به گذشته شباهت داشت، نه آینده

وقتی امیر قلعه‌نویی فهرست ۲۶ نفره خود را اعلام کرد، انتقاد اصلی متوجه میانگین سنی بالای تیم بود؛ تیمی که قرار بود نماینده آینده فوتبال ایران باشد، اما بیش از آنکه به فردا شباهت داشته باشد، بازتابی از گذشته بود. کادر فنی بر این باور تأکید داشت که جام جهانی، میدان آزمون و خطا نیست و باید از بازیکنان باتجربه بهره برد. استدلالی که در ظاهر منطقی به نظر می‌رسید، اما در عمل، هزینه‌ای پنهان داشت؛ تعویق یک تغییر اجتناب‌ناپذیر. منتقدان در آن مقطع سکوت کردند؛ نه از سر رضایت، بلکه به احترام موقعیت تیم ملی. اما امروز، پس از پایان جام جهانی، دیگر مجالی برای تعارف باقی نمانده است. تیم ملی ایران نیازمند یک بازنگری جدی است؛ نه فقط در ترکیب، بلکه در نگرش.

رسیده وقت رفتن!

وقتی تجربه به فرسایش تبدیل می‌شود

واقعیت این است که فوتبال ملی، بیش از آنکه به گذشته وفادار باشد، باید به آینده متعهد باشد. بازیکنانی مانند مهدی طارمی، علیرضا جهانبخش، روزبه چشمی، شجاع خلیل‌زاده، محمدحسین کنعانی‌زادگان، سعید عزت‌اللهی، شهریار مغانلو و میلاد محمدی، هر یک در مقاطعی ستون‌های تیم ملی بوده‌اند و نقش آنها در سال‌های اخیر قابل انکار نیست. اما فوتبال حرفه‌ای، بیش از هر چیز، درباره «زمان» است؛ زمان حضور و مهم‌تر از آن، زمان کناره‌گیری.

اصرار بر حفظ ترکیب فعلی، اگرچه ممکن است در کوتاه‌مدت حس امنیت ایجاد کند، اما در بلندمدت، هزینه‌ای به‌مراتب سنگین‌تر به همراه دارد: **از دست رفتن یک نسل.** جوانانی که پشت درهای تیم ملی می‌مانند، نه تجربه بین‌المللی کسب می‌کنند و نه فرصت رشد در سطح بالا را به دست می‌آورند. این چرخه معیوب، خود را در هر تورنمنت تکرار می‌کند.

رسیده وقت رفتن!

 الگوی موفق؛ خداحافظی در اوج

تجربه فوتبال اروپا بارها نشان داده که تیم‌های موفق، دقیقاً در لحظه‌ای که هنوز نشانه‌هایی از توانایی باقی است، تصمیم به تغییر می‌گیرند. فیلیپ لام پس از فتح جام جهانی ۲۰۱۴، در اوج خداحافظی کرد. باستیان شواین‌اشتایگر، آندرس اینیستا و حتی در سال‌های اخیر تونی کروس، هر یک با درک زمان مناسب، میدان را برای نسل بعدی باز کردند. این تصمیم‌ها، نه از سر ضعف، بلکه نشانه‌ای از بلوغ حرفه‌ای و اولویت دادن به منافع تیم ملی بود.

در ایران اما، این تصمیم اغلب به تعویق می‌افتد؛ تا جایی که تغییر، از یک انتخاب آگاهانه به یک اجبار تلخ تبدیل می‌شود. کناره‌گیری از تیم ملی، پایان یک مسیر است، اما می‌تواند آغاز یک میراث باشد. بازیکنی که در زمان مناسب خداحافظی می‌کند، نه‌تنها جایگاه خود را حفظ می‌کند، بلکه به الگویی برای حرفه‌ای‌گری تبدیل می‌شود. در مقابل، ماندن بیش از حد، حتی اگر با نیت کمک باشد، گاه به فرسایش همان اعتبار می‌انجامد.

رسیده وقت رفتن!

جام ملت‌های آسیا ۲۰۲۷؛ آزمونی دوباره یا تکرار یک اشتباه؟

اگر کمی عقب‌تر برویم، به جام ملت‌های آسیا می‌رسیم؛ تورنمنتی که سال‌هاست به گره‌ای کور برای فوتبال ایران تبدیل شده است. تیم ملی در دوره‌های اخیر این رقابت‌ها، علی‌رغم برخورداری از بازیکنان نامدار، نتوانسته به موفقیتی درخور دست پیدا کند. ناکامی‌هایی که تنها با تحلیل‌های فنی توضیح داده نمی‌شوند، بلکه ریشه در نبود یک چرخه طبیعی نوسازی دارند. تیمی که به‌موقع جوان نمی‌شود، در بزنگاه‌ها انرژی، طراوت و انعطاف لازم را از دست می‌دهد. حالا چند ماه تا جام ملت‌های آسیا ۲۰۲۷ در عربستان باقی مانده است. فرصتی دوباره برای جبران ناکامی‌های گذشته، اما تنها در صورتی که جرأت تغییر داشته باشیم. اگر قرار باشد با همان ترکیب و همان نگرش به این تورنمنت برویم، نباید انتظار نتیجه‌ای متفاوت داشته باشیم.

رسیده وقت رفتن!

جسارت تغییر، کلید آینده

حالا، بیش از هر زمان دیگری، فوتبال ایران در نقطه‌ای حساس ایستاده است. تصمیم‌هایی که امروز گرفته می‌شود، نه‌فقط سرنوشت یک نسل، بلکه مسیر سال‌های آینده را تعیین خواهد کرد. پرسش اساسی اینجاست: آیا می‌خواهیم همچنان در گذشته بمانیم، یا جسارت حرکت به سمت آینده را داریم؟

شاید وقت آن رسیده باشد که این‌بار، پیش از آنکه زمان تصمیم بگیرد، ما تصمیم بگیریم. فوتبال ایران برای عبور از این بحران، بیش از هر چیز به شجاعت در تغییر نیاز دارد؛ تغییری که نه بر اساس احساسات، بلکه بر اساس واقعیت‌های فوتبال امروز شکل بگیرد. تنها در این صورت است که می‌توان به آینده‌ای روشن‌تر برای فوتبال ملی امید داشت.

257 251

کد مطلب 2239942

برچسب‌ها

خدمات گردشگری

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
4 + 3 =

نظرات

  • نظرات منتشر شده: 3
  • نظرات در صف انتشار: 0
  • نظرات غیرقابل انتشار: 5
  • فلاکت IR ۰۹:۴۴ - ۱۴۰۵/۰۴/۰۹
    3 0
    تیم ملی نبود مدرسه پیرمردها بود با مربی بی دانش که فقط فحش دادن بلده حیف پولی که گرفتید. کیپ ورد صعود کرد اونم بعنوان تیم دوم شما با اون همه دبدبه وکبکبه و اره گ...... حذف شدید.خداشاهده یکم غیرت وشرف داشتید باید از فوتبال خداحافظی میکردید
  • IR ۰۹:۵۲ - ۱۴۰۵/۰۴/۰۹
    1 2
    مشکل از قلعه نویی نیست و ایشون عالی به تمام معنا کار کردند ، مشکل از فوتبال پایه است ، دانش مربیان فوتبال پایه و اینکه سطح فوتبالیست نوجوان ما از نظر دانش تاکتیکی و مهارت آیا با مثلا با ژاپن وکره تناسبی دارد ، برای همین هست که لیگ های ما خصوصاً لیگ برتر ، با این همه پول پاشی به بازیکن های ایرانی و خاور خاور پول پاشی برای بازیکن های خارجی ، اینقدر سطح لیگ پایین و تأسف بار است .
  • IR ۱۳:۲۷ - ۱۴۰۵/۰۴/۰۹
    0 0
    20 سال پیش که قلعه نویی با یک گروه بازیکن نامدار اما کهنسال در جام ملت ها مربی تیم ملی بود. بازی هایی فرسوده و بی حال کرد و نهایتا حذف شد. بعد از 20 سال دوباره مربی تیم ملی شد و باز هم تاکتیک خواب آور و بازیکنان مسن را استفاده کرد. یعنی بعد از 20 سال هم متوجه نشد که اگر اون روال خوب بود که همون موقع جواب می داد. حالا هم بعید می دانم خودش استعفا بدهد. اون زمان برگشت در برنامه نود و در مقابل انتقادهای منطقی حاج رضایی و ذوالفقار نسب (2 فوتبالی مودب و با شخصیت) بسیار غیرمودبانه صحبت کرد.

آخرین اخبار

پربیننده‌ترین