گروه اندیشه: دکتر مهدی سنایی، معاون سیاسی رئیس جمهور در گفت و گویی که مریم سالاری در ایران سال با او انجام داده، راه خروج ایران از چالش ها را «وفاق ملی و سیاست خارجی متوازن» ذکر کرده و در این دو بخش وضعیت ایران و جهان را به تحلیل نشسته است. سنایی سیاستمدار اصلاحطلب و دیپلمات ایرانی (سفیر پیشین ایران در روسیه و نماینده حوزه انتخابیه نهاوند در دوره های هشتم و نهم مجلس شورای اسلامی) است. او در دولت چهاردهم از شهریور ۱۴۰۳ معاون امور سیاسی دفتر رئیسجمهور و از آبان ۱۴۰۳ مشاور سیاسی رئیسجمهور است. سنایی تدریس در دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران را از سال ۱۳۸۲ خورشیدی در گروه روابط بینالملل آغاز و سپس با شکلگیری گروه مطالعات منطقه ای، دو دوره و تا سال ۱۳۹۲ عضو وابسته این گروه بود. وی گروه مطالعات روسیه در دانشکده مطالعات جهان دانشگاه تهران در سال ۱۳۸۶ و مرکز مطالعات غیردولتی ایران و اوراسیا با عنوان ایراس را در سال ۱۳۸۳ خورشیدی بنیان گذاشت.
سنایی در این گفت و گو در بخش نخست به معنای وفاق در نگاه پزشکیان و حوزه تحقق آن می پردازد. سپس از نظر فلسفه سیاسی تمایز مردم، جامعه و ملت با سوابق تاریخی آن در اندیشه لاک، تبیین کرده و پایین ترین و بالاترین سطح وفاق را به بررسی می نشیند. او برای درک درست از وفاق، تاکید اساسی روی تمایز میان رویکرد و روش و گفتمان با یکدیگر و سپس به چالش های تحقق وفاق می پردازد. او در بخش چالش های وفاق تاکید می کند که نارضایتی بخشی از جامعه که در انتخابات شرکت نکرده اند، و اختلافات سیاسی در هیات حاکمه، موانع اصلی بر سر راه تحقق وفاق هستند.
در بخش خارجی، سنایی به طرح اسکلت سیاست خارجی دولت پزشکیان می پردازد. از نظر او پزشکیان بر سیاست آشتی جویانه و وحدت بین جوامع اسلامی تاکید دارد. اما با ایجاد تمایز میان سیاست های غیرمترقبه ترامپ ۲ در برابر ترامپ ۱، چالش های او را برمی شمارد. از این منظر او نقش روسیه و شیوه پرداختن آمریکا به برجام را بسیار با اهمیت می داند. اما برای تحقق اهداف جمهوری اسلامی بر نیاز ایران به یک سیاست خارجی چند وجهی و متوازن بر پایه رابطه با همه دنیا و کنار گذاری سیاست خارجی تک سویه را مطرح می کند. او معتقد است ایران هراسی تا اندازه زیادی منتفی شده ولی دشمنان بر روی ایران ضعیف دارند مانور می دهند. و در آخر تاکید می کند که تابآوری و مقاومت مردم در گرو خروج از تحریمها است و دولت باید مردم را نسبت به سیاستهای کشور قانع و به رفع تحریمها امیدوار کند زیرا خروج از تحریمها و بهبود وضعیت اقتصادی، از اولویتهای اصلی کشور است. این گفت وگو در زیر از نظرتان می گذرد:
****
معنای وفاق در نگاه پزشکیان
«وفاق» کلید واژه پرتکراری در ادبیات و سخنان آقای پزشکیان در تبیین موضوعات و چالش هایی است که ایشان برای آن چاره ای جز رواداری نمی بیند؛ نگاهی که به نظر می رسد مبنای رویکرد عملی دولت چهاردهم در پیگیری مسائل داخلی کشور و همچنین موضوعات سیاست خارجی ذیل سیاست آشتی جویانه ای است که وعده داده است در این حوزه در پیش گیرد. با توجه به اهمیت این رویکرد بفرمایید «وفاق» مورد تاکید رئیس جمهوری حائز چه ویژگی ها و اقتضائاتی است؟
وفاق می تواند هم یک مفهوم اجتماعی و هم یک توصیه دینی باشد. آن گونه که دکتر پزشکیان اشاره می کنند. منظور از وفاق این است که اهداف و برنامه های کشور با همبستگی و یکپارچگی دنبال شده و به مرحله اجرا برسند. ایشان همواره بر سیاست های کلی برنامه ها و قوانین کشور تاکید دارند و معتقدند که پیگیری این اهداف باید با وفاق و همدلی صورت گیرد. این رویکرد طبیعتاً ریشه در آموزه های دینی و سنت هایی دارد که بر وحدت و «وفاق» در جامعه مسلمانان تاکید می کنند. ایشان با ذکر احادیث و روایات بر مفاهیمی چون برادری بین مسلمانان و توصیه های مشابه تأکید می ورزند. از منظر ایشان جامعه باید یک صدا در جهت تحقق اهداف کشور گام بردارد. همچنین با توجه به تجربیات تاریخی معتقدند که اختلافات باعث عقب ماندگی می شوند و دست یابی به اهداف تنها از طریق وحدت و «وفاق» امکان پذیر است.
آقای پزشکیان با عنایت به تجربیاتشان در مناصب مختلف وزارت و نمایندگی مجلس، بر این باورند که برای پیشبرد برنامه های کشور سطحی از وفاق ضروری است. در غیر این صورت کارشکنی ها اختلافات و نزاع ها مانع از دستیابی کشور به اهداف مورد نظر خواهند شد. ایشان بر این نکته نیز تاکید دارند که «وفاق» میان جناح های سیاسی مختلف اصولگرا و اصلاح طلب می تواند به کشور کمک و از هدر رفتن انرژی ها و فرصت ها جلوگیری کند و موجب هم افزایی توانمندی های گروه های سیاسی شود. بنابراین وفاق مفهومی است هم در عرض و هم در طول به این معنا که دولت و ملت باید در «وفاق» باشند و این وفاق نباید محدود به دولت بماند، بلکه در درون دولت، گروه های سیاسی و احزاب و همچنین در عرصه ملی و در میان مردم نیز باید این «وفاق» شکل بگیرد. افزون بر این، وفاق یک مفهوم اجتماعی را نیز در خود جای داده است.
تمایز گذاری میان مردم، با جامعه و ملت براساس نگاه جان لاک
تفاوت میان «مردم» و «جامعه» چیست ؟
«جامعه» و «ملت» سطحی بالاتر از «مردم» هستند؛ یعنی مردمی که به یک اجماع و «وفان» رسیده اند. جان لاک، جامعه شناس شهیر و بنیانگذار مفهوم «وفاق اجتماعی» در دوران مدرن و عصر دولت ملت، به این نکته اشاره می کند که برای گذر از مرحله «مردم» و آحاد افراد به «جامعه» و «ملت» که خاستگاه دولت هستند، بیازمند سطحی از اجماع و «وفاق» هستیم.
این اجماع و «وفاق» چه کمکی می کند؟
این هم رایی سبب می شود که در بخشی از ادراک و فهم مصالح جامعه، همگان به یک نظر واحد برسند، به همین دلیل «منافع ملی» تعریف می شود و این «منافع ملی»، دیگر حوزه ای است که نباید مورد خدشه قرار گیرد.
عدم رعایت الزامات وفاق و منافع ملی در صدا و سیما؛ وفاق به مثابه رویکرد و نه گفتمان
اما اگر «وفاق» را مبنا و رویکرد دولت در حل چالش ها و پیشبرد خواست ها در نظر بگیریم، چنانکه دولت چنین متصور است، زمینه ها و بسترهای تاریخی جامعه با این انگاره همخوان نیست.
در مراحل توسعه سیاسی نیز با یک عقب ماندگی تاریخی مواجه هستیم و هنوز به آن وفاق اجتماعی که موجب رعایت حقوق دیگران می شود نرسیده ایم. «وفاق اجتماعی» سبب می شود که حتی در نیمه های شب نیز از چراغ قرمز عبور نکنیم. هنگامی که شاهد سرقت از خانه دیگری (و نه فقط خانه خودمان هستیم) به پلیس اطلاع دهیم و در رقابت های سیاسی از منافع ملی عبور نکنیم. متاسفانه این اصول به طور روزمره توسط برخی از سیاستمداران در کشور ما نقض می شود. فردی در رسانه یا تلویزیون به اظهار نظر می پردازد و نه تنها دیدگاه خود را بیان بلکه برای کشور هم هزینه ایجاد می کند و به جای انتقاد سازنده به تخریب روی می آورد. عدم رعایت این مرزها ناشی از عدم درک صحیح از «وفاق اجتماعی» است. «منافع ملی» کشور در واقع بر همین وفاق اجتماعی استوار است.
اما نکته ای که باید به آن اشاره کنم این است که «وفاق» یک رویکرد است و نه لزوماً یک گفتمان. دولت در عرصه سیاست داخلی و خارجی، گفتمان های خاص خود را دارد؛ به عنوان مثال تمرکززدایی که از سوی رئیس جمهوری و برخی از اعضای دولت مطرح می شود یک گفتمان است. اما «وفاق» در واقع رویکردی است که به ما می گوید گفتمانی را که تعریف می کنیم و اهدافی را که کشور دنبال می کند باید از طریق «وفاق» پیگیری کنیم ، بنابرایی نباید این دو مفهوم را با یکدیگر اشتباه کرد. «وفاق»، گفتمان دولت نیست، بلکه روش و رویکرد دولت برای تأمین اهدافی است که کشور دارد و در راستای گفتمانی است که دولت به آن باور دارد.
وفاق به مثابه روش
به زمینه های فکری و اندیشه ای این رویکرد اشاره کردید، اما به نظر می رسد دولت آقای پزشکیان ایده «وفاق» را بیشتر از منظر اخلاقی، توصیه و ارزشی مورد توجه قرار می دهد و نه به عنوان یک امر سیاسی. بنابراین تا الآن با وجود همه این تأکیدها و تلاش هایی که ایشان با تکرار این مهم در نشست های مختلف و حتی در بحث های داخلی انجام داده، نتوانسته است به لحاظ سیاسی زمینه های شکل گیری «وفاق» را فراهم آورد. نظر شما در این رابطه چیست؟
این موضوع به همان دلیلی بر می گردد که پیش تر اشاره کردم؛ باید میان اهداف یک دولت و روش های آن تفکیک قائل شد. اگر «وفاق» هدف دولت باشد، آنگاه همان می شود که شما می گویید؛ یعنی این احساس به وجود می آید که دولت صرفاً در حال توصیه کردن است. اما واقعیت این است که دولت در بخش های مختلف برنامه های کلی کشور را مد نظر دارد و سیاست گذاری های خاص خود را دنبال می کند. «وفاق» یک روش است. شاید این که در کلام و گفتار آقای رئیس جمهوری، وفاق این قدر برجسته شده به این دلیل است که ایشان طی دوره های مختلف دیده اند که بسیاری از گفتمان ها و برنامه ها قربانی عدم «وفاق» شده اند. برداشت ایشان این است که رقابت سیاسی در کشور، رقابتی سالم نیست و در چهارچوب مشخصی جریان ندارد. در نتیجه دولتی روی کار می آید و به قدرت می رسد، اما گروه هایی می توانند مانع کارش شوند و از تحقق برنامه هایش جلوگیری کنند. شاید تجربیات آقای دکتر پزشکیان باعث شده که تاکید ایشان بر «وفاق» بسیار پررنگ، غالب، و تقریباً روزمره و هفتگی باشد. به عبارت دیگر تجربه شکست برنامه ها و عدم تحقق اهداف دولت ها به دلیل کارشکنی مخالفان و عدم همراهی برخی گروه ها، این موضوع را در ذهن آقای رئیس جمهوری بسیار برجسته کرده است.
رای مردم به مخالفان دولت رئیسی؛ دولت چهاردهم منتقد سیاست های دولت سیزدهم
اما با این حال ما شاهد بوده ایم که این رویکرد و تلاش در چند ماهی که از آغاز به کار دولت چهاردهم می گذرد، نتوانسته به نتیجه مطلوب برسد. در مورد برخی موضوعات سیاست خارجی، همچنان اختلافات اساسی وجود دارد و به نظر می رسد این مفهوم «وفاق» و تأکید دولت بر آن با هر سازوکاری که تا الآن پیش رفته، نتوانسته به اهداف خود دست یابد. پاسخ شما به این نقد چیست؟
ما باید کمی واقع بینانه تر به این موضوع نگاه کنیم؛ اولا همان طور که گفتم «وفاق» باید به شکل عرضی و طولی گسترش پیدا کند. «وفاق» فقط «وفاق» گروه های سیاسی نیست. بلکه «وفاق» کلی دولت با ملت، «وفاق» بخش های مختلف دولت و حاکمیت با یکدیگر و همچنین «وفاق»، بخش های مختلف مردم نیز حائز اهمیت است. شاید «وفاق» ہیں مردم و حاکمیت از «وفاق» بین گروه های سیاسی مهم تر باشد. در حال حاضر سطح نارضایتی در جامعه کم نیست. مشکلات اقتصادی مسائل متعدد و بسیاری از شکاف های اجتماعی حل نشده اند. بسیاری از مشکلات و تبعیض ها در کشور وجود دارند و باعث نارضایتی گسترده ای شده اند. این یک واقعیت است که ۵۰ درصد مردم در انتخابات شرکت نکرده اند. پس «وفاق»، باید با آن ۵۰ درصد هم باشد. بنابراین در اینکه «وفاق» و یک نوع همگرایی داخلی برای کشور بسیار ضروری است، شکی نیست و به نظر من یکی از بزرگترین هدفگذاری هایی که کشور در آینده باید انجام دهد، این است که رضایت آن ۵۰ درصد را فراهم کند و به جای برگزاری انتخابات ۵۰ درصدی، انتخابات ۸۰ درصدی برگزار کند. بنابراین گسترده دیدن مفهوم «وفاق»، مهم است.
در عین حال در عرصه سیاسی نباید همه چیز را خیلی مطلق انگارانه تحلیل کرد. به هر حال تحقق هر موضوعی در یک سطحی امکان پذیر است؛ این که گروهای سیاسی مخالف دولت، اختیارات دولت را به رسمیت بشناسند و حقوق دولت را به رسمیت بشناسند و فرصت کافی به آن بدهند؛ زیرا دولت رأی مردم را کسب کرده است تا در عرصه سیاست خارجی، سیاست داخلی، اقتصاد، امنیت، فرهنگ، گفتمان پایگاه رأی دهنده به خود را ترویج کند. مخالفان نیز باید به این توجه داشته باشند که این دولت، منتخب مردم است و باید در فرصت تحقق اهدافش را به آن بدهند. اما «وفاق»، به این معنا نیست که دولت مخالف نداشته باشد. خب، دولت خودش منتقد دولت پیشین و رقبای سیاسی اش بوده است. این که ما در مفهوم مدرن و در مفهوم دولت - ملت هم «وفاق اجتماعی» را بپذیریم و در حوزه منافع ملی رقابت نکنیم و فقط در درون آن رقابتمان را شکل بدهیم، حائز اهمیت است.
منتهی باز هم تاکید می کنم، این به این معنا نیست که مخالفین دولت هم از خودشان سلب اختیار کنند و حقوق خودشان را نادیده بگیرند. به هر حال دولتی که به قدرت رسیده، طبیعی است که مخالفینش هم حق داشته باشند از آن انتقاد کنند و در چهارچوب مرسوم با آن مخالفت کنند.
تخریب سیاست های منطقه ای دولت پزشکیان توسط اسراییل و آمریکا
آقای پزشکیان مفهوم «وفاق» را در سیاست خارجی بسیار برجسته کرده و از سیاست آشتی جویانه با جهان سخن گفته اند. اما این در حالی است که به رغم شکل گیری روندهای همگرایانه در منطقه، از ترمیم رابطه با کشورهای عربی گرفته تا تقویت پیوند با متحدان آسیایی همچون روسیه، بازگشت دوباره آقای ترامپ به کاخ سفید این تحولات را تحت الشعاع قرار داده است. فکر می کنید متغیر «ترامپ» و تکروی هایی که هم نسبت به متحدان اروپایی آمریکا و هم در منطقه در پیش گرفته، تا چه اندازه معادلات پیشین و همچنین محاسبات دیپلماتیک ایران را متاثر خواهد کرد؟
این سیاست آشتی جویانه که به آن اشاره کردید بخشی از گفتمان دولت است. دولت به صورت کلی در جهان یک سیاست آشتی جویانه را دنبال می کند؛ همان شعری که دکتر پزشکیان به آن اشاره می کنند: «آسایش دو گیتی تفسیر این دو حرف است با دوست