به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، احمدزیدآبادی، فعال سیاسی اصلاح طلب در یادداشتی در روزنامه هم میهن نوشت؛
دانشگاه شاهد در شمالِ عوارضی اتوبان تهران-قم واقع شده است. دور از دسترس است و در ساعات پرترافیک پایتخت، رفت و آمد به آنجا وقت زیادی را تلف میکند.
دانشجویان از این دورافتادگی گلهمندند خصوصاً آنها که اهل فعالیتهای غیردرسیاند. میگویند کمتر کسی دعوت آنان را برای حضور در برنامههای دانشجویی در دانشگاه میپذیرد چون مدعوین راه دور و ترافیک مسیر را بهانه میآورند. ساخت دانشگاه در آن منطقه، زمانی برای خودش دلایل داشته که با گذشت زمان همهشان منتفی شدهاند.
آنچه فعلاً برای دانشجویان و اساتید و کارکنان دانشگاه باقی مانده همان بُعد مسافت و مشقت رفت و آمد است. تا اندازهای به دلیل همین مهجوریت، دعوت انجمن علمی علوم سیاسی آن دانشگاه را برای حضور در دانشکدۀ انسانی پذیرفتم. واقعیت این است که سالیان درازی است غبار نومیدی و بیانگیزگی چهرۀ دانشگاههای کشور را فرا گرفته است. برخوردهای امنیتی، دانشجویان فعال را مأیوس کرده و دیگران را هم به لاک خود فرو برده است.
یأس و نومیدی معمولاً تبدیل به خشم و قهر میشود؛ بهطوریکه هر گاه زمینه برای وزیدن نسیمی تازه به سمت دانشگاهها فراهم میآید، متأسفانه وقوع یک حادثه، فضای امنیتی را بازتولید و تشدید میکند و رخوت و بیتحرکی و سرخوردگی در بین دانشجویان را افزایش میدهد.
در واقع فضای دانشگاهها دچار دور باطل شده است! گاه فضای حاکم بر دانشگاهها چنان سرد و رخوتآلود میشود که خودِ تشکلهای حامی حکومت را هم به خشم میآورد و موجب فشار آنان برای گشودن روزنهای در جهت بازتر شدن فضا میشود. تصمیمگیران اصلی اما حداکثرش، به برگزاری مناظره بین طیفهای مختلف در سطح دانشگاهها رضایت میدهند که آن هم خودش آفتزده شده است.
در شرایط حاضر به تصدیق تشکلهایی حتی مثل بسیج دانشجویی، اغلب چهرههای شناختهشدهتر اصولگرا از حضور در هر مناظرهای گریزانند و به آن تن نمیدهند. چهرههای اصلاحطلب هم انگیزه و رغبت سابق را به حضور در مناظرات سیاسی از دست دادهاند و خسته به نظر میرسند.
در این میان، برخی تندروهای پا به رکاب اصولگرا که به مناظره روی خوش نشان میدهند، بدبختانه از حداقلهای فهم متعارف امور هم گویی عاجزند. آنها مناظره را به چشم یک دعوای شخصی در خیابان مینگرند و توانایی تبدیل آن به یک بحث معقول و مفید را ندارند. به همین جهت، مناظره با آنان اغلب به مضحکه تبدیل میشود.
من به نوبۀ خود بهرغم اصرار دانشجویان از مناظره با این افراد پرهیز میکنم. در این میان اما حسین اللهکرم برای نسل برآمده از انقلاب چهرۀ شناختهشدهای است. او در همۀ معرکههای خیابانی دهۀ ۷۰ و ۸۰ حضور داشته و نوع حضورش هم بر کسی پوشیده نیست. با این حال، او در سالهای اخیر به گفتۀ خودش دو دکترا گرفته و عضو هیئت علمی دانشگاه آزاد و استاد مدعو دانشگاه تهران برای تدریس علوم سیاسی است. از مناظره هم روگردان نیست. تاکنون با او سه مناظره برگزار کردهام که نخستین آن در سال ۱۳۸۵ با حضور چند نفر دیگر در مورد مسئلۀ هستهای ایران بود که رو به بحران داشت. آخرین آن هم در دانشگاه شا