به گزارش خبرآنلاین، جوسپ بورل در این یادداشت که در نشریه «پراجکت سیندیکت» منتشر شد، نوشت: «در دوم ماه مه (۱۲ اردیبهشت ۱۴۰۴)، دفتر فدرال حفاظت از قانون اساسی آلمان، حزب آلترناتیو برای آلمان (AfD) را شایسته طبقهبندی بهعنوان حزبی راستافراطی و تندرو اعلام کرد. این تحول، در کنار سخنان معاون رئیسجمهوری آمریکا، جیدی ونس، در کنفرانس امنیتی مونیخ و حمایتهای علنی ایلان ماسک از جریان راست افراطی اروپا، بهروشنی نشان میدهد که ایالات متحده دیگر متحد اروپا نیست، بلکه به رقیب و چهبسا دشمن آن تبدیل شده است.»
بهگزارش روز پنجشنبه ایرنا، وی افزود: «ترامپ تنها بهدنبال کنار گذاشتن اوکراین و واگذاری آن به روسیه نیست، بلکه آشکارا در پی تخریب الگوی اجتماعی، زیستمحیطی، اقتصادی و دموکراتیک اروپاست. هدف او، بنا نهادن یک نظم جهانی اقتدارگرا و غیرلیبرال است. او میخواهد ساختار دموکراتیک کشور خود را از میان بردارد، با رژیمهای غیردموکراتیک بزرگ در جهان ائتلافهای صرفاً معاملهمحور برقرار کند و با تحکیم سلطه آمریکا بر کانادا، گرینلند و کانال پاناما، یک دژ مستحکم در آمریکای شمالی بنا نهد.»
مسئول پیشین سیاست خارجی اتحادیه اروپا اضافه کرد: «ترامپ حتی استفاده از زور را برای دستیابی به اهدافش منتفی نمیداند. او با افتادن اوکراین به مدار نفوذ روسیه مشکلی ندارد، زیرا بازگشت به جهانی مبتنی بر حوزههای نفوذ قدرتهای بزرگ را میپذیرد. همه این اهداف، تهدیدی ژئوپلیتیک، اقتصادی و امنیتی برای اروپاست.»
وی با بیان اینکه «برخی از اروپاییها همچنان امیدوارند که این گسست در روابط فراآتلانتیک موقتی باشد و انتخابات میاندورهای ۲۰۲۶ یا ریاستجمهوری ۲۰۲۸ آمریکا اوضاع را اصلاح کند»، هشدار داد: «پایهگذاری راهبرد اروپا بر چنین تصوری بسیار خطرناک است. هرگونه تردید یا انفعال در واکنش به رفتارهای تهاجمی ترامپ، تنها او را جسورتر خواهد کرد.»
بورل عنوان کرد: «توانایی ترامپ برای سوق دادن آمریکا بهسوی اقتدارگرایی که نقطه مقابل ارزشهای اروپایی است، بیش از آن چیزی است که بسیاری تصور میکردند. در واقع، ما در حال مشاهده یک «پوتینیزه شدن» سریع در سیاست آمریکای معاصر هستیم.»
به تعبیر این دیپلمات اسبق اسپانیایی، گرایش ضد اروپایی دولت ترامپ پدیدهای ناگهانی نیست. وی نوشت: «آمریکا سالهاست که نگاهش را بهسوی آسیا معطوف کرده و از اروپا فاصله گرفته است. این روند را میتوان در دوران ریاستجمهوری باراک اوباما مشاهده کرد، زمانیکه او در برابر حمله روسیه به کریمه در سال ۲۰۱۴ واکنشی جدی نشان نداد.»
بورل ادامه داد: «گرچه دولت بایدن حمایتی نسبی از اوکراین ارائه داد و تا حدی این روند واگرایی را کند کرد، اما حتی آن هم کمتر از حد نیاز بود و بهوضوح میشد دید که پس از بایدن، روند فاصلهگیری آمریکا از اروپا ادامه خواهد یافت.»
وی یادآور شد: «مدتها پیش از انتخاب دوباره ترامپ در نوامبر گذشته، به این نتیجه رسیده بودم که جو بایدن، احتمالاً آخرین رئیسجمهور واقعاً فراآتلانتیکی آمریکا خواهد بود. برای بسیاری از آمریکاییها، ناتو (پیمان آتلانتیک شمالی) به یادگاری از گذشته تبدیل شده است.»
اروپا باید چه کند؟
بورل در ادامه یادداشت خود، پیشنهادهایی را درباره آینده مسیر اروپا تشریح کرده و نوشته است: «نخست، ما باید در برابر جنگ تجاری ترامپ واکنش قاطع نشان دهیم و در برابر باجخواهی او در خصوص مقررات مربوط به شرکتهای بزرگ فناوری تسلیم نشویم. ما بهطرز خطرناکی به فناوریهای آمریکایی وابستهایم و باید همان سیاست کاهش ریسک (De-risking) را که در قبال چین دنبال میکنیم، در مورد آمریکا نیز بهکار گیریم.»
وی افزود: «اما نباید فراموش کنیم که آمریکا نیز به اروپا وابسته است. اتحادیه اروپا همچنان یکپنجم مصرف جهانی را