ایمان گودرزی؛ ورزش به واسطه نفوذ در میان توده های مردم و آحاد جامعه مورد توجه همه قرار دارد. هیچ پدیده ای در دنیا با ورزش قابل مقایسه نیست. ورزشکاران سفیران فرهنگی و سربازان خط مقدم جنگ نرم محسوب می شوند و همین اهمیت و اعتبار این پدیده را دوچندان می کند. بسیج به عنوان یک نهاد مردمی همانند همه ارتباط نزدیک و مستحکی با ورزش دارد چه آنکه ورزش نیز در فلش افکار عمومی و توده های مردم است و چون بسیج نهادی مردمی است، ضریب نفوذ و اهمیت آن در بدنه این نهاد بیشتر می شود.
مهدی میرجلیلی به عنوان رئیس بسیج ورزشکاران میهمان کافه خبر بود تا از این اهمیت بگوید و درباره فعالیت های فرهنگی ورزش و ورزشکاران و اتفاقات جذاب این حوزه صحبت کند.
در هفته بسیج به سر میبریم. ابتدا درخصوص برنامههای ویژه این هفته بگویید.
یکی از برنامه های ما در سطح ملی به مناسبت هفته بسیج، برگزاری جام شهدای اقتدار بود. گرامی داشت شهید حاج حسین سلامی به شعار یار دوازدهم، یا دوازدهین یار، شهید اقتدار. دوستان سوال می کردند که چرا یار دوازدهم. شهید سلامی یک ارادت و علاقه ویژه به جامعه ورزش داشتند. نه فقط ورزش بلکه هنرمندان و اصحاب رسانه به عنوان یک فرمانده کل سپاه ایشان به حوزه ورزش و رسانه و بخش های دیگر واقعا علاقه زیادی داشتند. دیداری که سردار سلامی با عزیزان ما در فدراسیون کشتی با کشتی گیران داشتند. در فدراسیون فوتبال، بک نشست صمیمی با جامعه فوتبال از تیم های ملی فوتبال و فوتسال و فوتبال ساحلی و پیشکشوت ها داشتند . آن جا لباسی با نام شهید سلامی با شماره دوازده به ایشان تقدیم شد. بعد از شهادت ایشان، دختربزرگوارشان روایت کردند که پدرم این لباس را می پوشیدند و مسابقات تیم ملی فوتبال را تماشا می کردند. ما تصمیم گرفتیم با همکاری فدراسیون فوتبال و سازمان ورزش شهرداری و شبکه ورزش و شبکه سه و وزارت ورزش و جوانان در هفته مبارک بسیج بین چهار تیم محبوب کشور، یک تیم پیشکسوتان باشگاه فرهنگی ورزشی پرسپولیس، استقلال و منتخبین پیشکسوتان تیم ملی فوتسال و منتخبین تیم ملی فوتبال و عزیزانی که بعضا در جام جهانی ۹۸ حضور داشتند این مسابقه و رویداد را با نام شهید سلامی برگزار کنیم که با حضور رئیس محترم فدراسیون فوتبال، جناب آقای قلعه نویی سرمربی تیم ملی فوتبال و آقای وحید شمسایی به عنوان سرمربی تیم فوتسال که خودشان در این تیم به عنوان پیشکسوت بازی می کردند. در هر تیم ترکیبی از پشیکسوتان بعلاوه دو نفر هنرمند، اصحاب رسانه یا مداح بودند. باتوجه به علاقه ای که اول عرایضم صحبت کردم که شهید سلامی به این جامعه داشت، در ترکیب تیم ها از عزیزان هنرمند، اصحاب رسانه و بعضا مداح داشتیم و یک انسجام بین تیم ها شکل گرفت که در رویداد جام شهدای اقتدار با حضور دختر بزرگوار شهید سلامی شرکت کردند. در همان رویداد، عزیزان ما در این چهار تیم، لباسی که منقش به تصویر بزرگوار سردار سلامی بود را امضا کردند و همان جا به دختر بزرگوار شهید سلامی اهدا شد .این کمترین کاری بود که می شد در جهت قدردانی از رشادت های بزرگمردانی انجام داد که با تقدیم جانشان برای ما امنیت به ارمغان آوردند. مجدد تشکر می کنم از عزیزان در شبکه سه و ورزش و در اصحاب رسانه و همه عزیزانی که کمک و همراهی کردند تا این کار ارزشی و معنوی انجام شود و اگر که توفیقی باشد، این رویداد را سال آینده در سطح استان ها برگزار کنیم.
ورزشکاران هم می گفتند این یک رویداد دلی خواهد شد.
حتی برخی گله کردند که چرا به ما نگفتید؟ باور کنید. بعد گفتند آیا می شود شش یا هشت تیم کنیم؟لذا به آن ها گفتیم این تجربه اول ما در این رویداد است و برای موارد بعدی حتما هر سال همین زمان قرار است که جام رشادت و اقتدار برگزار شود و حتی در سطح استان ها برگزار کنیم. پیشنهادی را دوستان در این کمیته های تخصصی دادند که از هفته دفاع مقدس در سطح استان ها شروع کنیم و بعد به صورت کشوری در هفته بسیج برگزار کنیم و رقابت ها ملی شود. دوستان کار خواهند کرد تا این کار دلی که دوستان حضور پیدا کردند و برای حضور علاقه داشتند {انجام شود}. این عزیزانی که برای تماشا آمدند و عزیزانی که حضور پیدا کردند، دو الی سه ساعت در سالن نشستند تا با ورزشی ها و هنری ها و اصحاب رسانه صحبت کنند و عکس بگیرند و هم بازی بسیار جذاب را ببینند. به برخی از پیشکسوتان به شوخی می گفتم که بعد از این که از ورزش حرفه ای دور شده اند همچنان بدن آماده است و در زمین حرکات نمایشی و نمادین وجود داشت و واقعا خودم از بازی لذت بردم و این که رفقای قدیمی را با این رویداد دور هم جمع کردیم.
از این سوال می پرسم که نقش بسیج در ورزش ما به چه صورت است و اساس تشکیل بسیج ورزشکاران کجا شکل گرفت؟
بسیج، یک نهاد مردمی برخاسته از مردم و برای خدمت به مردم است. گواه حرف من، ان تعریف حضرت آقا است که می فرمایند بسیج پاره تن مردم است. از مردم جدا نیستیم. یکی از عرصه های خدمت ما به مردم، مرزش است. لذا در حوزه تسهیل گری و کمک و انسجام و هم افزایی و مباحث فرهنگی در کنار جامعه ورزش هستیم و این که چه زمانی تاسیس شدیم، سال ۸۱ بود که بسیج ورزشکاران در دل تربیت بدنی بسیج شکل گرفت. این دو تا سال ۸۸ یا ۸۹ سازمان باهم کار کردند و سپس از هم جدا شدند و تبدیل به سازمان تربیت بدنی بسیج و سازمان بسیج ورزشکاران کشور شد.

چرا از هم جدا شدند؟
چون حجم کار بالا بود. در ورزش بسیج مانند باشگاه مقاومت و تیم ها و آمادگی جسمانی و کوه پیمایی و ساخت و ساز و دوره های مربیگری وجود داشت و این جا بخش فرهنگی و معنوی و بسیج کنندگی جامعه ورزشی بود. لذا از آن جایی که دو ماموریت تحت الشعاع قرار نگیرد، این سازمان جدا شد و بسیج ورزشکاران مانند اقشار دیگر مانند بسیج دانش آموزی و کارگری و جامعه پزشکی در حوزه تخصصی خودش با حوزه جامعه ورزش، شروع به کارهای فرهنگی و معنوی کرد و تا به امروز عزیزان ما در بسیج ورزشکاران زحمات بسیار زیادی کشیده اند. امروز که به عنوان خادم در این مجموعه کار می کنیم، سعی کرده ایم که با همان نگاه و تکلیفی که دوستان برای ما تعریف کرده اند و به ویژه منویات مقام معظم رهبری که ایشان مکرر در حوزه معنوی و اخلاق و فرهنگ و الگوسازی و الگو پروری تاکید دارند، تلاش می کنیم این اتفاق خوب رقم بخورد و یکی از دستاوردهای خوبی که سازمان بسیج ورزشکاران داشته است، برگزاری دو دوره کنگره ملی شهدا بود که هر دو دوره، جامعه ورزش در منزل حضرت آقا مشرف شدند. در دوره دفاع مقدس، پنج هزار شهید ورزشکار داریم و در دفاع از حرم آل الله ۱۳۵ شهید ورزشکار داریم و در جنگ تحمیلی دوازده روزه صهیونیستی آمریکایی ۱۰۵ شهید ورزشکار داریم. بیش از ۵۲۴۰ ورشکار شهید داریم که برگزاری کنگره و معرفی شهدا و سیره شهدا به جامعه ورزش و پیوند زدن قهرمانان امروز به قهرمانان دیروز، همه تکلیف سازمان بسیج ورزشکاران است.
فکر کنم پهلوان پروری در مسیر ورزشکاران، یکی از شاخصه های اصلی باشد. یعنی نتیجه و پول خیلی مهم نباشد و بیشتر شکل دادن ماهیت پهلوان پروری است که فلان شهید را داشته ایم و ورزشکار هم بوده و کسی هم نمی دانسته ولی پهلوان بوده است.
یکی از راهبردهای اصلی ما، روحیه پهلوانی و جوانمردی در جامعه ورزش است. چون ورزشکاران ما و قهرمانان ما با کارهای دلی و اعتقادی که انجام می دهند، از سکو و مدال و شهرت گذشته اند. وقتی از شهدای ورزشکار نام می بریم، در رشته خودتان شهید اسماعیل علوی را می بینید. قهرمان آسیا و رکورداری که سالن هم به نام این شهید بزرگوار است. ایشان از سکو و مدال گذشت. البته ورزشکار جوانمرد و پهلوانی داریم که با اعتقادش با دلش با ورزشکار رژیم سفاک و کودک کش مسابقه نمی دهد. او پهلوان و جوانمرد است. او از مدال و شهرت و سکو می گذرد. این گذشته با آن گذشته یکی است. این ها پهلوانان ماندگار ما شده اند که با یک اعتقاد در این مسیر پهلوانی و جوانمردی و فتوت گام بر می دارند. بچه های ما با غیرت {هستند}. معتقدم جامعه ورزش ما پرورش یافته مکتب عاشورا است. دست آموز مدرسه امامین انقلاب اند. این عزیزان در مسیر قرب الی الله پرورش یافته و رشد یافته اند. در سال ۱۴۰۱ ورزشکاران چندین کشور که با رژیم صهیونیستی مسابقه نداده بودند را برای تجلیل آورده بودیم. یکی از آن ها مسیحی بود. من نمی دانستم. وقتی از او تشکر کردم او فرمود که من مسیحی هستم. گفتم که چرا مسابقه ندادید؟ گفت من مصاحبه ورزشکاران ایرانی را در فضای مجازی دیدم که گفته بودند ما نمی خواهیم دستمان به خون افراد بیگناه مردم مظلوم فلسطین آلوده شود. ما با اعتقادمان مسابقه نمی دهیم. این رژیم سفاک و کودک کش است و ما با او مسابقه نمی دهیم. وقتی این مصاحبه را می بیند و در رقابت با ورزشکار رژیم سفاک و کودک کش صهیونیستی برخورد می کند، انصراف می دهد و مسابقه نمی دهد. ما هم نمی دانستیم. در ایران و همراه با ورزشکاران ایرانی تجلیل و تقدیر کردیم. این یک همایش بین المللی بود که ورزشکارانی از ۸-۹ کشور که با اسراییل مبارزه نکرده بودند را در کنار ورزشکاران خود تجلیل کردیم. به عنوان این که جوانمرد و پهلوان هستند و از سکو و شهرت دارند عبور می کنند. از مدال عبور می کنند. چون این یک کار دلی بود.
دیدم که شما استعدادیابی هم در سازمان بسیج انجام می دهید. این منتج به کجا می شود؟ مثلا با فدراسیون هماهنگ هستید و بسیجی هایی که از تکواندو یا کشتی استعداد دارد را معرفی می کنید یا در همان بسیج می مانند و فعالیت در بسیج می کنند؟
می توانم به جرئت بگویم اولین نهادی که به صورت علمی و عملی کار استعداد یابی را انجام داد بسیج بود. سال ۱۳۸۷-۱۳۸۸ بود که استارتش زده شد و در درجه اول با ۱۰-۱۱ رشته ورزشی که بعد توسعه پیدا کرد تا به امروز. در کشور استعدادهای عجیبی در رشته های مختلف داریم و بر اساس زیست بودم و شرایط اقلیمی و زیرساخت هایی که وجود دارد، به استان ها سهمیه و مجوز راه اندازی پایگاه های استعداد یابی صادر شد. جا دارد این جا از سردار یزدانی یاد کنم که آن زمان مسئول وقت تربیت بدنی بسیج مستضعفین کل کشور بودند و با کارگروه و تیم قوی که داشتند این استعدادیابی شکل گرفت. خودم در استان رئیس تربیت بدنی سپاه استان بودم که در رشته تکواندو و تیراندازی با کمان و شنا پایگاه استعدادیابی داشتیم. امروز این پایگاه های استعداد یابی در کشور توسعه پیدا کرده است. این استعدادها به صورت علمی و تجربی شناسایی می شوند. آزمون هایی از آن ها گرفته می شود و بعد از فرآیند تست ها و آزمون ها و مسابقات، در تیم های منتخب استان قرار می گیرند و بعد در رقابت ها و مسابقات قهرمانی بسیج کشور حضور پیدا می کنند و از دل این ها نفرات برتر در تیم های باشگاه مقاومت و از این جا به بعد بر اساس توانمندی و قابلیت آن ها در رشته های مختلف در اردوهای تیم ملی قرار می گیرند. تعامل با فدراسیون ها و هیئت های استانی در این بخش خیلی مهم بود و حتی منجر به انعقاد تفاهم نامه و هم افزایی می شد و دوره های مشترک بود. حتی یادم است مسابقات جایزه بزرگ گذاشتیم. یعنی بچه های تیم ملی تیراندازی با کمان با بچه های قهرمانی ما در المپیادهای استعدادیابی رقابت می کردند. از همان جا عزیزان ما در فدراسیون ها در بخش استعدادیابی، بچه ها را شناسایی و دعوت به اردوی تیم ملی می کردند.
در طول این سال ها چه چهره شاخصی بود که دعوت شود؟
امیر مهدی زاده (کاراته) – در باشگاه مقاومت بود. برخی اوقات که در اردوی تیم ملی و ورزشکاران را می بینیم، می گویند ما استعدادیابی بسیج بوده ایم. یا می گویند در باشگاه مقاومت بازی می کردم. نکته این است که بسیج، خود مردم است و از دل مردم بوده است، این غزیزان ما رشد کرده اند و امروز در تیم ها و باشگاه ها قرار گرفته اند. این استعدادیابی پشتوانه سازی برای تیم های ملی است. اخیرا کارهای خوبی وزارت ورزش و آموزش و پرورش در این چند ساله انجام می دهند و باید یک هم افزایی دوباره رخ دهد. یعنی هم آموزش و پرورش و هم دستگاه و نهادی مانند بسیج که در اقصی نقاط کشور یک پایگاه دارد و مسئول تربیت بدنی دارد و رویداد انجام می دهد، به همراه مجموعه وزارت ورزش و جوانان یک هم افزایی داشته باشد که این هم افزایی منجر به یک ورزش قوی برای ایران قوی شود. این استعدادهای برتری که شکل گرفته اند، کار خوب و ارزشمندی هستند و بسیج هم می تواند در کنار آن دو دستگاه نقش آفرین باشد. در یک منطقه و روستا هیچ نهادی وجود ندارد. ولی پایگاه بسیج هست. آن جا رویدادی برگزار می شود و مسئول تربیت بدنی ما در آن پایگاه متوجه می شود که این نوجوان ما یک استعداد ورزشی است. می تواند به بخش و شهرستان بیاورد و تا سطح استان حمایتش کند. اکثر بچه های ملی پوش ما از همین روستاها و بخش ها آمده اند و می توانندت تاثیرگذار برای آینده قوی و ایران قوی ما باشند.
ما از شهدای مدافع حرم ورزشکار داشته ایم. چه رخ می دهد که کسی که این جا راحت زندگی می کند، از همه چیز می گذرد و آن جا می رود و در سوریه می جنگد و شهید می شود. می توانست این جا هم ورزش کند ولی آن جا به مقام والای شهادت می رسد؟
بسیج یک سازمان تنها نیست. یک فرهنگ و تفکر و مکتب است. این که می گویید چطور می شود یک ورزشکار و یک بسیجی از یک زندگی دل می کند و برای دفاع از حرم آل الله جان خود را تقدیم می کند، چون فرهنگ مکتب است و کار دل است و یک هدف بالاتر وجود دارد. می گویم یک معامله با خدا انجام داده است که آن زندگی و حیات بعدی برایش مهم تر بوده است. دوما می گوید که من تکلیفی برای دفاع از این آب و خاک و اعتقاد و باور دارم. چون در اول صحبتم گفتم که در مکتب عاشورا رشد کرده اند. به شهید مرحمت بالا زاده اشاره می کنم. او یک نوجوان ۱۳ ساله از روستای گرمی از استان اردبیل است که آن زمان جزو تبریز بوده اند. وقتی می خواهد به جبهه اعزام شود، نمی گذارند. می گویند سن تو کم است. این بچه ۱۳ ساله در خیابان پاستور می ایستد – آن زمان حضرت آقا رئیس جمهور بودند – محافظ ها می گویند چه کار داری؟ می گوید آمده ام آقای رئیس جمهرو را ببینم. وقتی ماشین حضرت آقا می آید، آن جا شروع می کند به صدا زدن. حضرت آقا می بیند یک نوجوان آذری زبان ایستاده است. از او می پرسند این جا چه می کنید؟ ایشان با بغض سلام به آقا می کند و آقا دستی به روی سرش می کشد و با ترکی با او صحبت می کند و به آقا می گوید که آمده ام از شما خواهشی کنم. به روحانیون و مداحان بگویید که روضه قاسم بن حسن نخوانند ۸:۲۷... آقا می گوید برای چه؟ می گوید اگر جنگ برای ۱۳ ساله ها بد است، چرا قاسم در روز عاشورا بود. پس بگویید دیگر روضه قاسم نخوانند. آقا یادداشتی ب