مکانیسم نبرد در روایت آمریکا و اسراییل برای فلج سازی افکارعمومی ایران در جنگ ۱۲ روزه و حوادث دیماه / از اطلاعات تا نفوذ جنگ رسانه‌ای در عصر مدرن

در منازعات مدرن، نفوذ از طریق محیط‌های روایی پایدار اعمال می‌شود. یک خبر واحد می‌تواند همزمان اطلاع دهد، اقناع کند و مخاطب را شرطی سازد. در حالی که مفاهیمی چون اطلاعات، تبلیغات و عملیات روانی هنوز برای تحلیل نظری مفیدند، واقعیت آن است که جنگ رسانه‌ای امروز بر مدلی تلفیقی استوار است؛ مدلی که هدف آن نه‌تنها شکل‌دهی به واکنش‌های کوتاه‌مدت، بلکه تثبیت ادراکات بلندمدت از مشروعیت، تهدید و اخلاق است.

گروه اندیشه: چگونه کنترل بر روایت ها، به منبع اصلی قدرت در سیاست جهانی معاصر تبدیل شده است؟ این سوال به ویژه با توجه به جنگ ۱۲ روزه و حوادث دی ماه، بسیار مهم است. غرب برای تحقق نفوذ خود، در حوزه رسانه ها از چه سازوکارهایی بهره برده است؟ این سوال کلیدی است که سردبیر ایران دیلی عسگر قهرمانپور در گفت وگو با «آنونترا رانگان» از پژوهشگران ارشد مرکز مطالعات چین در شهر چنای دهلی نو به بحث گذاشته است. او در این گفت و گو با سوال مذکور به چشم انداز جنگ رسانه ها در جهان کنونی می پردازد. جنگی که به طرز فزاینده ای بر قالب بندی اخبار پلتفرم های دیجیتال و شبکه های اجتماعی تکیه کرده، و مرز میان اطلاعات و تبلیغات را تیره و تار می کند. از این رو است که در جهان به هم تنیدده امروز، جنگ دیگر در منای متعارف میدان نبرد تعریف نمی شود. بلکه جنگ به فضای رسانه گسترش پیدا کرده، جایی که روایت ها، ایماژها و برداشت ها، افکار عمومی و پیامدهای سیاسی را شکل می دهد. از نظر رانگان، نظریه‌ها نه خنثی‌اند و نه بازتاب حقیقت‌های جهان‌شمول؛ بلکه‌ زاده لحظات تاریخی مشخص و ساختارهای مسلط قدرتند. از نظر رانگان تمایز سنتی میان اطلاعات، تبلیغات و عملیات روانی در عمل فروپاشیده و آن ها در یک پیوستار واحد، نفوذ را شکل می‌دهند.او اجزای این موضوع را در بحث خود باز می کند. این گفت وگو را می خوانید:

****

نظریه ها زاده لحظات تاریخی مشخص/ هدف جنگ شناختی چیست؟

از منظر نظری در روابط بین‌الملل، جنگ رسانه‌ای امروز چگونه باید به‌درستی مفهوم‌پردازی شود: به‌عنوان قدرت نرم، جنگ شناختی، عملیات نفوذ، یا امتدادی از جنگ ترکیبی؟

در روابط بین‌الملل، نظریه‌ها نه خنثی‌اند و نه بازتاب حقیقت‌های جهان‌شمول؛ بلکه‌ زاده لحظات تاریخی مشخص و ساختارهای مسلط قدرتند. این نظریه‌ها توسط دولت‌ها و نخبگان فکری شکل گرفته‌اند تا منافع خاصی را توضیح دهند و اغلب مشروعیت ببخشند. از همین رو، جنگ رسانه‌ای را نمی‌توان صرفاً در چهارچوب یک نظریه واحد تبیین کرد. این پدیده ماهیتی راهبردی دارد و همزمان از مرزهای رئالیسم، سازه‌انگاری و نظریه‌های انتقادی عبور می‌کند. به معنای واقعی کلمه، جنگ رسانه‌ای خودِ جنگ است؛ نه فعالیتی حاشیه‌ای یا مکمل، بلکه امتدا