مظاهر گودرزی: آموزش مجازی در نظام آموزشی ایران از سال ۱۳۹۸ و همزمان با شیوع ویروس کرونا بهعنوان راهکاری اضطراری برای تداوم آموزش دانشآموزان آغاز شد؛ راهکاری که در ابتدا ماهیتی موقت داشت، اما بهتدریج تحت تأثیر مجموعهای از عوامل به بخشی پایدار از سیاستهای آموزشی کشور تبدیل شد. همهگیری کرونا با تعطیلی گسترده مدارس نظام آموزشی را ناگزیر به استفاده از بسترهای دیجیتال و آموزش غیرحضوری کرد و تجربهای کمسابقه را برای دانشآموزان، معلمان و خانوادهها رقم زد. پس از فروکشکردن بحران کرونا استمرار آموزش مجازی دیگر صرفاً به دلایل بهداشتی محدود نماند.
آلودگی هوا، بهویژه در کلانشهرها که سابقهای طولانی در تعطیلیهای مکرر مدارس دارند، یکی از مهمترین عوامل تداوم این شیوه آموزشی بوده است. علاوه بر این، ناترازی در تأمین انرژی و ضرورت مدیریت مصرف برق و گاز در فصول اوج مصرف، آموزش غیرحضوری را به گزینهای کمهزینهتر و در دسترستر برای سیاستگذاران تبدیل کرده است. در کنار این عوامل، بروز برخی اعتراضهای اجتماعی در مقاطع مختلف نیز بر تصمیمگیریها درباره تعطیلی مدارس و جایگزینی آموزش مجازی تأثیر گذاشته است.
مجموع این شرایط نشان میدهد آموزش مجازی در ایران، بیش از آنکه انتخابی صرفاً فناورانه باشد، پاسخی به مجموعهای از چالشهای بههمپیوسته آموزشی، اجتماعی و زیرساختی است، شرایطی که سبب میشود گمانهزنیها درباره تداوم و احتمالا بیشتر شدن آموزش مجازی تقویت شود.

آموزش غیر حضوری لطمه بزرگی به سطح سواد و بلوغ دانشآموزان زده است
آموزش مجازی مانند سالهای تحصیلی گذشته امسال هم گریبان دانشآموزان را گرفت، مدیر یک مدرسه در مقطع متوسطه دوم در گفتوگو با خبرآنلاین میگوید: «هر ماه ۲۲ روز آموزشی دارد(کسر تعطیلات آخر هفته)، با حساب تعطیلات مربوط به برگزاری امتحانات در ماه دی در مجموع دانشآموزان باید تا ۴ بهمن حدود ۸۴ روز آموزشی در مدرسه حضور میداشتند، با این وجود به دلیل آلودگی هوا، بروت و سرما و البته چند روز تعطیلی رسمی در وسط هفته، در مجموع دانشآموزان حدود ۲۰ روز تعطیل بودند و آموزش در بستر فضای مجازی پیگیری شد.»
گفتههای این مدیر نشان میدهد بهطور میانگین در چهار ماه گذشته از سال تحصیلی دانشآموزان حدود یک ماه آموزشی (۲۲ روز) مدرسه نرفتند و در بسیاری از این روزها آموزش در بستر فضای مجازی ادامه داشت، آموزشی که بهگفته کارشناسان هرگز نمیتواند کیفیت لازم را داشته باشد.
حسین سلیمی بجستانی، روانشناس مشاور و استاد دانشگاه علامه طباطبایی درباره اهمیت آموزش حضوری در مدرسه و البته آسیبهای آموزش مجازی به خبرآنلاین میگوید: «دیگ مدرسه از جوش افتاده است، آسیبهای آموزش غیرحضوری بزرگتر از چیزی هست که ما فکر میکنیم، جدا از لطمه به معدل دانشآموزان، آموزشِ غیرحضوری به حیثیت مدرسه هم لطمه زده است، مدرسه در حال خروج از ریل است، مدرسه محل اجتماعی کردن دانشآموزان است بنابراین علاوه بر نمره و معدل، اجتماعی شدن دانشآموزان اهمیت دارد، آنها از رفتار یکدیگر آموزش میبینند و بالغ میشوند، بنابراین علاوه بر کاهش نمرهی دانشآموزان نمره بلوغ آنها هم کاهش پیدا میکند، آموزش غیرحضوری لطمه بزرگی به سطح سواد و بلوغ دانشآموزان زده است.»
روند نزولی میانگین معدل دانشآموزان پس از گسترش آموزش مجازی
همانطورکه متخصصان گفتند آموزش غیرحضوری علاوه بر آسیبهای پرورشی که همراه دارد و سبب کاهش تعامل دانشآموزان با یکدیگر و محیط میشود، سببساز ضعف تحصیلی هم خواهد شد. بررسی دادههای رسمی نشان میدهد که از زمان آغاز آموزش مجازی، میانگین معدل امتحانات نهایی دانشآموزان در اغلب رشتهها با روندی نزولی مواجه شده است. تداوم این کاهش در سالهای بعد بیانگر تأثیر معنادار آموزش غیرحضوری بر افت شاخصهای عملکرد آموزشی است، نمودار زیر به خوبی نشان دهنده کاهش معدل دانشآموزان در مقطع متوسطه دوم است.

بر اساس آمارهای منتشرشده از سوی وزارت آموزشوپرورش، میانگین معدل امتحانات نهایی دانشآموزان در سال ۱۳۹۸ در رشته علوم تجربی ۱۳٫۷۷، در رشته ریاضی و فیزیک ۱۳٫۲۸، در رشته ادبیات و علوم انسانی ۱۰٫۷۶ بوده است. در سال ۱۳۹۹، میانگین نمرات دانشآموزان در رشته علوم تجربی ۱۳٫۷۳، در رشته ریاضی و فیزیک ۱۳٫۵۰، در رشته ادبیات و علوم انسانی ۱۱٫۳۴ گزارش شده است. همچنین در سال ۱۴۰۰، این شاخص برای رشته علوم تجربی ۱۳٫۱۸، رشته ریاضی و فیزیک ۱۲٫۳۵، رشته ادبیات و علوم انسانی ۱۰٫۴۲ رسیده است.
در ادامه، دادههای مربوط به سال ۱۴۰۱ نشان میدهد که میانگین نمرات دانشآموزان در رشته علوم تجربی ۱۳٫۰۲، در رشته ریاضی و فیزیک ۱۲٫۶۴، در رشته ادبیات و علوم انسانی ۱۰٫۲۰ بوده است. بر اساس نتایج امتحانات نهایی خردادماه ۱۴۰۲، میانگین کشوری نمرات دانشآموزان در رشته علوم تجربی ۱۱٫۲۳، در رشته ریاضی ۱۰٫۷۹، در رشته علوم انسانی ۸٫۷۵ اعلام شده است.
البته در سال ۱۴۰۳ میانگین نمرات دانشآموزان روند صعودی را تجربه کرده است، براین اساس میانگین نمرات دانشآموزان در رشته علوم تجربی به ۱۲، در رشته ریاضی و فیزیک ۱۱.۸۲، در رشته ادبیات و علوم انسانی ۹.۱۳ رسیده است. این موضوع میتواند دلایل مختلفی داشته باشد، مثلاً تاثیر مستقیم معدل در قبولی دانشگاهها سبب شده باشد که دانشآموزان تلاش بیشتری برای کسب نمره بهتر داشته باشند، با این وجود یک ادعای دیگر هم مطرح است، مدتی قبل علی بهشتینیا، معلم و کارشناس آموزش در گفتوگو با خبرآنلاین گفت: «در دوره کرونا موضوعی مطرح شد تحت عنوان دوره گذار، منظور این بود که چندان در درسها به دانشآموزان سخت گرفته نشود، بنابراین عملاً نمره دانشآموز نمره واقعی خودش نیست، خود مدارس هم دنبال این نیستند که در تابستان چالش جدید داشته باشند، بنابراین نمره دانشآموز را میدهند، من به شما بگویم ۴۰ درصد از نمره دانشآموزان واقعی نیست، مثلاً دانشآموز ۸ گرفته ولیکن به او نمره قبولی هم میدهند.»
۴۰ درصد از دانشآموزان ابتدایی، استاندارد مهارتهای پایهای خواندن و نوشتن ندارند
وضعیت مهارتهای پایهای دانشآموزان ایرانی نه تنها در دوره متوسطه بلکه در دوره ابتدایی نیز نگرانکننده است؛ مهارتهایی مانند خواندن، نوشتن و علوم که از قبل با چالش مواجه بودند، با گسترش آموزش مجازی در سالهای اخیر تشدید شدهاند و بخش قابل توجهی از دانشآموزان به حد استاندارد دست نیافتهاند. به گزارش ایسنا، مهدی نویدادهم، فعال حوزه آموزش و مشاور وزیر آموزش و پرورش دراینباره گفته که: «در آزمون بینالمللی تیمز و پرلز حدود ۴۰ درصد از دانشآموزان ابتدایی، مهارتهای پایهای خواندن و نوشتن را به حد استاندارد ندارند.»
به گفته او: «در سال ۱۳۹۹ وزارت آموزش و پرورش با استفاده از ۲۰ شاخص، ۴۴۹ منطقه آموزشی کشور را رتبهبندی کرد و از این میان ۶۰ منطقه زیر میانگین کشوری قرار داشتند، اما اکنون با بررسی جدید، این عدد به حدود ۱۰۰ منطقه رسیده است. در آزمونهای نهایی، نمرات دانشآموزان بین ۸ تا ۱۰ و میانگین کشوری در همین حدود است؛ این فقط زنگ خطر نیست، بلکه خود خطر است.»

با قواعد و شیوههای آموزش حضوری نمیشود آموزش غیرحضوری را پیش برد/ آموزش، دانشآموز و معلم همگی فدای بخشنامهها شدهاند
همواره در چنین شرایطی یک سوال مطرح میشود، «چه باید کرد؟»، شاید پاسخ مستقیم به این پرسش این باشد که همه موانع را باید کنار زد و در نزدیکترین زمان ممکن شرایط اموزش حضوری در مدارس را تقویت کرد و تداوم بخشید، اما با فرض اینکه عواملی که سببساز تداوم آموزش غیرحضوری شدند (مانند آلودگی هوا، ناترازی انرژی، یک همهگیری مانند آنفلوآنزا و کرونا) همچنان پابرجا بمانند راه حل چیست؟ از طرفی برخی متخصصان معتقدند روند رشد هوش مصنوعی و فضای سبب شده ایده مدرسه سنتی با تهدید مواجه شود و رقیب جدیای بهنام آموزش مجازی پیدا کند، دراین صورت چه باید کرد؟
در این شرایط کیومرث فرحبخش، مشاور و استاد دانشگاه علامه طباطبایی ایده دیگری را مطرح میکند، او معتقد است با قواعد و شیوههای آموزش حضوری نمیشود آموزش غیرحضوری را پیش برد و همان کیفیت قبلی را دریافت کرد، رویکر او بر بازنگری و طراحی ایدههای جدید آموزشی برای آموزش غیرحضوری است.
او به خبرآنلاین میگوید: «قوانین، مقررات و محتوای آموزشی طراحیشده برای آموزش حضوری، در فضای آموزش مجازی کارایی لازم را ندارند. آموزشهای مجازی و مبتنی بر هوش مصنوعی تنها محصول بحرانهایی مانند کرونا نیستند، بلکه روندی طبیعی در آموزش آینده خواهند بود و نظام آموزشی باید از هماکنون خود را با این تحولات منطبق کند. در غیر این صورت، ادامه شیوههای سنتی در مدارس و دانشگاهها منجر به شکست خواهد شد.»
فرحبخش پیشنهاد میدهد بهجای تمرکز بر کتابهای درسی و سرفصلهای ثابت، چارچوبهای کلی برای یادگیری دانشآموزان تعریف شود؛ برای مثال مشخص شود دانشآموز در پایان سال تحصیلی باید چه مفاهیمی را در ریاضیات، علوم یا تاریخ بداند، بدون اینکه الزامی برای کتاب یا روش تدریس خاص وجود داشته باشد. این چارچوب به خانوادهها و معلمان اختیار میدهد تا با توجه به شرایط محلی و فرهنگی، روشهای مناسب آموزشی را انتخاب کنند و حتی از ظرفیت هوش مصنوعی بهره ببرند. او تأکید میکند که مدل مدرسه سنتی و تدریس صرفاً کتاب محور به ویژه برای آموزش مجازی دیگر پاسخگو نیست.
این استاد دانشگاه با اشاره به موقیعت اقتصادی و وضعیت تحصیلی دانشآموزان مناطق محروم در شیوه تدریس کتاب محور میگوید: «در مناطق محروم میزان موفقیت تحصیلی پایین است و بخشی از هزینههای دولت بازدهی لازم را ندارد. درحالیکه میتوان با تأمین معلمان و مشاوران حرفهای، برنامههای آموزشی انعطافپذیر ایجاد کرد که دانشآموزان همزمان با تحصیل، کار و کمک به اقتصاد خانواده را تجربه کنند. این مدل به شرط هدایت و برنامهریزی درست، آسیبزا نخواهد بود و میتواند ترک تحصیل را کاهش دهد. همچنین منطقی نیست که یک کتاب یا برنامه درسی واحد بدون توجه به تفاوتهای اقتصادی و اجتماعی برای همه دانشآموزان در مناطق برخوردار و نابرخوردر اقتصادی یکسان باشد.»
او به محدودیت نگاه سختگیرانه به قوانین و مقررات آموزشی اشاره میکند و میگوید: «سیستم آموزشی ما چنان به اجرای بخشنامهها وابسته شده که معلم، دانشآموز و حتی خود یادگیری فدای آن میشود. هرگونه تخطی از برنامه رسمی با واکنش شدید مواجه میشود، در حالی که آموزش موضوعی است که نمیتوان صرفاً با دستورالعمل کنترل کرد و معلم باید بتواند با خلاقیت خود آموزش دهد.»
۲۳۳۲۳۳





نظر شما