به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، در ماه مه ۱۷۹۲، بیستوچهار کارگزار بورس نیویورک زیر یک درخت باتنوود (چنار آمریکایی) در منهتن گرد آمدند تا یک توافق دوجملهای را امضا کنند و متعهد شوند که اوراق بهادار را با یکدیگر با کارمزد ثابت معامله کنند. این توافق که به «قرارداد باتنوود» معروف است، تولد آنچه را که سرانجام به بورس نیویورک (NYSE) تبدیل شد - یکی از بزرگترین و قدرتمندترین بورسهای جهان – رقم زد.
پیش از والاستریت، سهام و اوراق قرضه در خیابان معامله میشدند
پیش از «قرارداد باتنوود»، معاملات مالی معمولاً در فضای باز و در خیابانها انجام میشد. مردم در نزدیکی ساختمان «فدرال هال» در نیویورک گرد هم میآمدند؛ جایی که تنها چند سال پیشتر، جورج واشنگتن در آن به عنوان رئیسجمهور سوگند یاد کرده بود. آنها اوراق قرضه دولتی، سهام اولیه بانکها و شرکتهای بیمه، و همچنین کالاهایی مانند تنباکو و پوست سگآبی را خریدوفروش میکردند.
بازارهای مالی پس از انقلاب مالی الکساندر همیلتون بهسرعت رشد کردند. جنگ استقلال، کشور نوپای آمریکا را با بدهیهای سنگین روبهرو کرده بود. همیلتون، وزیر خزانهداری، که تاریخ مالی و نقش بورس را در تبدیل هلند و سپس بریتانیا به قدرتهای بزرگ اقتصادی، مطالعه کرده بود، طرحی را معرفی کرد که اوراق قرضه دولتی را به ابزارهایی قابل اعتماد و قابل معامله تبدیل میکرد.
ریچارد سیلا، استاد بازنشسته دانشکده بازرگانی استرن دانشگاه نیویورک، میگوید: «این کشور تازهتأسیس در آغاز اقتصاد چندان خوبی نداشت. همیلتون میدانست که اگر قرار است ایالات متحده موفق شود، باید چیزی شبیه به آنچه هلندیها و بریتانیاییها انجام داده بودند، در اختیار داشته باشد.»
اصلاحات همیلتون نظام مالی آمریکا را مدرن کرد و به ایجاد بازاری باثبات برای اوراق قرضه دولتی، دلاری باثبات و همچنین نخستین بانک مرکزی کشور (البته به طور موقت) انجامید. در پی این تحولات، معاملات و سفتهبازی بهشدت افزایش یافت.
سرکوب به شکلگیری یک بورس انجامید
اما خیلی زود بحران فرا رسید. هم در سال ۱۷۹۱ و هم در اوایل ۱۷۹۲، بازار اوراق بهادار دچار سقوط شد؛ به طوریکه قیمت اوراق قرضه دولتی تنها در عرض چند هفته تا ۳۰ درصد کاهش یافت.
به گفته ریچارد سیلا، مقامهای نیویورک در واکنش به این وضعیت دست به سرکوب و اعمال محدودیتهای سختگیرانه زدند. ایالت، معاملات خیابانی را ممنوع کرد و شیوههای سفتهبازانهای مانند معاملات اختیار (آپشن) توسط افرادی را که درواقع مالک اوراق بهادار پایه نبودند، قدغن ساخت.
واکنش دلالان چه بود؟ اگر نمیتوانستند در انظار عمومی معامله کنند، یک باشگاه خصوصی تشکیل میدادند.
در ۱۷ مه ۱۷۹۲ ، بیستوچهار تاجر و کارگزار زیر آن درختی که بعدها مشهور شد، توافقنامه باتنوود (Buttonwood Agreement) را امضا کردند. این توافقنامه که هدفش تقویت اعتماد در بازارهای نوپا بود، تضمین میکرد که سهام فقط میان طرفهای مورد اعتماد معامله شود؛ و آن هم با کارمزدهای ازپیشتعیینشده.
«کارگزاران منطقهای که این بورس را بنیان گذاشتند، از پدران بنیانگذار ایالات متحده نبودند»، این را پیتر اش، تاریخنگار بورس نیویورک (NYSE)، میگوید.
او میافزاید: «آنها در اغلب موارد بازرگانانی بودند که چندین دین متفاوت، با ریشههایی از چندین کشور گوناگون را نمایندگی میکردند.»
از علامتهای پرچمی تا نوار تلگرافی (تیکر)
کارگزاران خیلی زود از خیابانها فاصله گرفتند و فعالیتهای معاملاتی خود را به قهوهخانه تونتین (Tontine Coffee House) در شماره ۸۲ والاستریت منتقل کردند. بعدها، آنها برای دههها میان فضاهای اجارهای مختلف جابهجا میشدند.
به گفته اَش: «در نهایت، بورس نیویورک تصمیم گرفت ساختمان خود را در آن سوی خیابانِ فدرال هال - نخستین ساختمان پایتخت کشور - بنا کند.»
او میافزاید: «این منطقه از مدتها پیش کانون تجارت بود و بنیانگذاران در اصل، پایتخت را در همانجا مستقر کرده بودند، زیرا میدانستند که باید دولت را به بازار نزدیک کنند.»
نیویورک تنها بازار موجود در آن کشورِ تازهتأسیس نبود. بورسها در شهرهای فیلادلفیا، بوستون، بالتیمور و چارلستونِ کارولینای جنوبی نیز فعالیت میکردند.
برای برقراری ارتباط میان بازارها، معاملهگران از علامتهای پرچمی استفاده میکردند که تقریباً در هر یک مایل، بر فراز تپهها میان نیویورک و فیلادلفیا برافراشته میشد تا تغییرات قیمتها را منتقل کنند. همچنین دلیجانها و قاصدان سواره شبانه میان شهرها رفتوآمد میکردند و تازهترین اطلاعات بازار را با خود حمل میکردند.
در سال ۱۸۱۷، یعنی ۲۵ سال پس از توافقنامه باتنوود، این گروه با نام هیأت بورس و مبادلات نیویورک
(New York Stock & Exchange Board) شکل رسمیتری به خود گرفت؛ آنها اساسنامهای تدوین کردند و قوانینی برای عضویت وضع نمودند. جالب اینکه چهار نفر از امضاکنندگان اصلی توافقنامه باتنوود هنوز در قید حیات بودند و توافقنامه سال ۱۸۱۷ را نیز امضا کردند.
درنهایت، فناوری، سرعتِ معاملات را شتاب بخشید. در دهه ۱۸۴۰ تلگراف پدیدار شد و در سال ۱۸۶۷ نیز تیکر بورس به دنبال آن آمد - ابزاری که در اصل نوعی تلگرافِ اختصاصی برای اطلاعات بازار بود. این ابزار اخیر با ارسال تقریباً لحظهای قیمتها، فعالیت بازار را بیش از پیش دگرگون و متحول کرد.
تا دهه ۱۸۷۰، نوآوری دیگری پدیدار شد؛ معاملات پیوسته. به جای آنکه هر بار تنها یک سهم با صدا زدن معامله شود، اکنون چندین سهم به طور همزمان و در سکوهای مختلف در تالار معاملات دادوستد میشدند. بورس برای اعلام آغاز معاملات از یک گونگِ چینی استفاده میکرد. این رویه تا سال ۱۹۰۳ ادامه داشت؛ زمانی که بورس به محل کنونی خود در تقاطع خیابانهای «وال» و «براد» نقل مکان کرد و زنگ نمادین امروزی جایگزین گونگ شد.
تقویت شفافیت و اعتماد
ساختمانِ آن محل جدید که توسط جورج بی. پُست طراحی شده بود، دارای تالار معاملاتی بسیار بزرگتر و پنجرههای شیشهای چشمگیر و بزرگ بود. این شفافیت، کاملاً آگاهانه و با هدفی مشخص در طراحی لحاظ شده بود.
به گفته اَش: «این بنا در ستایش این واقعیت بود که بازار سهام پشت درهای بسته و در اتاقهای دودگرفته شکل نمیگرفت... اصطلاح بورس شفاف (lit exchange) نیز بر همین مفهوم دلالت دارد؛ اینکه معاملات باید در معرض دید عموم انجام شوند.»
با وجود دگرگونیهای عظیم فناورانه در طول دو قرن گذشته، اصول بنیادین حاکم بر بورس همچنان ثابت ماندهاند؛ اینکه به عنوان بازاری مرکزی عمل کند و خریداران و فروشندگان را به هم پیوند دهد، اعتماد میان این بازیگران را تقویت کند و اطمینان حاصل نماید که معاملات بهشکلی «منصفانه و منظم» انجام میشوند.
اما آن درخت باتنوودِ اصلی چه شد؟ این درخت در طوفانی در سال ۱۸۶۵ سقوط کرد. امروزه لوح یادبودی در شماره ۶۸ خیابان والاستریت محل ایستادن پیشین آن را مشخص میکند.
منبع: www.history.com
۲۵۹





نظر شما