فروزان آصف نخعی: توسعه چین در حوزه اجتماعی و فرهنگی و صنعتی، می رود تا راه صعود این کشور را بر قله برتری بر آمریکا باز کند. آمریکا در حوزه توسعه لیبرالیسم و تجارت آزاد، و دولت ملت سازی شکست خورده، و از همه آرمان های هفت شخصیت کلیدی بنیانگذاران آمریکا یعنی جان آدامز، بنجامین فرانکلین، الکساندر همیلتون، جان جی، توماس جفرسون، جیمز مدیسون و جورج واشنگتن عبور کرده است.
با دفن آمریکای لیبرالف طبیعی است در این موقعیت، هر کشوری مانند ایران که در کنار چین قرار بگیرد، از نظر دستگاه پادشاهی ترامپ باید تاوان سنگین بپردازد. این اصل خدشه ناپذیر در نظم نوین است. قدرت نظامی آمریکا بر آن است که چین به صورت کنترل شده، از نفت ایران و خاورمیانه برخوردار شود تا آمریکا درجه یک باقی بماند. نکته مهم آن است که در این نبرد تمدنی، که توسعه در مرکز آن قرار دارد، آیا روسیه و چین می توانند در کنار ایران باعث شوند تا آمریکا ایران را نبلعد؟ پاسخ به این سوال آزمون بزرگ نظم نوین جهانی است.
اما چین در حوزه توسعه چه کرده که این گونه برای آمریکا هراس انگیز شده است؟ این مقاله به دو حوزه فرهنگ کتابخوانی و آموزش در توسعه چین می پردازد. این دو محور، تقویت سازوکار رقابت بر اساس اصل شایسته سالاری در توسعه سوسیالیستی نوع چینی در جمعیت بیش از یک میلیارد نفری در برابر رقابت درمیان یک درصد از جمعیت سرمایه دار شرکتی در بازار آزاد آمریکا، و برتری توسعه چین به سوی برتری مطلق را شکل می دهد. توضیح عناصر اصلی این رویکرد بسیار مفصل است. تنها به دو عنصر در بخش های آموزش و فرهنگ به ویژه فرهنگ کتابخوانی در چین اشاره می کنم.
فرمان حکومتی چین برای شکل دادن به لحظه های شهروندان چینی
همین چند هفته پیش بود که چین با امضای یک فرمان حکومتی، تلاش کرد "ثانیه های زندگی" شهروندانش را به سوی کتابخوانی هدایت کند تا ارتش ۱.۴ میلیاردیِ کتابخوانها، مأموریت ۲۰۵۰ یعنی برتری همه جانبه برجهان را به سرانجام برساند. این امر با «جهتدهی سرمایه» اعم از انسانی، مالی و صنعتی به سمت تولید و تقویت زیرساختها تأکید میکند. این بسیج میتواند از طریق بانکهای توسعهای دولتی، وامهای یارانهای، سرمایهگذاری مستقیم دولت در پروژههای کلیدی و حتی مالکیت مستقیم دولت در صنایع استراتژیک صورت گیرد. تجربه توسعه در چین نشان میدهد که دولت با کنترل کانالهای مالی میتواند سرمایهگذاری کلان را در بخشهایی که بازار آزاد بهتنهایی آن ها را تأمین نمیکند، تضمین کند.
وینینیت نایار، مدیر عامل بازنشسته غول فناوری اطلاعات اچ سی ال مستقر در هند می گوید: این ایده که مدیر عامل ناخدای کشتی است دیگر مردود است . زمان آن فرارسیده است که جستجو برای رهبران ما فوق بشر را متوقف کنیم . آنچه نیاز داریم رهبران خارق العاده نیستند، بلکه سازمان هایی اند که نبوغ روزمره کارکنان " معمولی " را بسیج کنند و از آن کسب درآمد کنند. خطر بزرگ ، کوته نظری قدرت است . و چین در حوزه فرهنگ، و آموزش چنین راهی را می پیماید.
یادمان نرود شی جین پینگ، در سخنرانی خود به مناسبت بزرگداشت هفتادمین سالگرد پیروزی مردم چین در جنگ در برابر ژاپن، در سه سپتامبر ۲۰۱۵، آینده چین و مردم اش، در راستای تحقق سوسیالیسم نوع چینی اش(صفحه ۲۸۳، کتاب رویای چینی ، ترجمه محمدرضا نوروزپور) می گوید: «در مسیر پیش رو، مردم از همه اقوام در چین، تحت رهبری حزب کمونیست چین، باید به مارکسیسم - لنینیسم، تفکر مائوتسه تونگ، نظریه دنگ شیائو پینگ، نظریه سه نماینده و چشم انداز علمی توسعه به عنوان راهنمای خود ایمان داشته و از آن ها تبعیت کنند.»
این جهت گیری بعد از ۱۰ سال ابعاد عملیاتی دیگری به خود گرفته است. خبری که خبرگزاری شینهوا ارسال کرده، استراتژی بزرگ چین را در معرض جهانیان قرار می دهد. این خبر بیشتر از هر بمب هسته ای، کاخ سفید را به وحشت می اندازد.
در این خبر که کانال کاغذک، به نقل از خبرگزاری «شینهوا» درباره تصویب مقررات جدید ترویج کتابخوانی در چین آن را منتشر کرده، آمده است: « لی چیانگ، نخستوزیر چین، فرمان شورای دولتی را برای ابلاغ مقررات ترویج کتابخوانی در میان عموم مردم امضا کرد. این مقررات از تاریخ ۱ فوریه ۲۰۲۶ (۱۲ بهمن ۱۴۰۴) لازمالاجرا است. هدف از این مقررات، ارتقای استانداردهای فکری، اخلاقی، علمی و فرهنگی مردم چین و تقویت تمدن اجتماعی بهطور کلی است که به تلاشهای این کشور برای تبدیل شدن به کشوری با فرهنگ سوسیالیستی قدرتمند کمک میکند. این مصوبه بر اهمیت بهبود کیفیت نشر و تولید آثار باکیفیتتر تأکید دارد.همچنین در این مقررات بر ضرورت برنامهریزی علمی و ساخت مراکز مطالعه عمومی و حمایت از تلفیق مطالعه دیجیتال و سنتی تأکید شده است. علاوه بر این، ارائهدهندگان خدمات مطالعه دیجیتال موظف شدهاند مدیریت محتوا را تقویت کرده و محتوای دیجیتال باکیفیت ارائه دهند.
این سند همچنین خواستار حمایت هدفمند از طرحهای کتابخوانی در مناطق روستایی، پایگاههای انقلابی قدیمی، مناطق قومیتی، نواحی مرزی و مناطق کمتر توسعهیافته شده است. علاوه براین در مقررات جدید، بر بهبود دسترسی به مطالعه برای افراد زیر سن قانونی، افراد دارای معلولیت و سالمندان تأکید شده است.
کتابخوانی و آموزش و رابطه آن با شایسته سالاری در توسعه چین
طرح توسعه ای/فرهنگی چین نشان میدهد، دولت چین در کنار توسعه سختافزاری و اقتصادی، به دنبال ارتقای «قدرت نرم» داخلی است. این قانون حکایت از آن می کند که چین، نبرد تمدنی را در حوزه اجتماعی و هویت سوسیالیسم نوعی چینی جست جو می کند. از این منظر برنامه کتابخوانی دولت چین و سپس آموزش متکی به هوش مصنوعی تاکیدی است بر این که توسعه سخت افزاری، در نظام جهانی وارد توسعه نرم افزاری شده، به نحوی که اجزای تمدن چینی، به نیروهای خودگردان در اداره رقابت و مقابله، برای حاکمیت جهان چینی عمل می کنند. این برنامه در عمل نوید جهش فوق العاده برای تمدن کنفوسیوسی به شمار می رود. اکنون قابل فهم و هضم است که چرا سند امنیت ملی آمریکا، با گسست از مبانی تمدنی بنیانگذاران آن در دو حوزه تجارت آزاد و لیبرالیسم و دمکراسی سازی داخلی و جهانی، و ورود به عرصه نظام پادشاهی توسط ترامپ، چیزی جز واکنش و نه کنش، به جهت گیری کلان وسازمان توسعه ای چین نیست.
در برنامه توسعه تمدنی چین، بر مبنای برنامه کتابخوانی، و آموزش،الزام پلتفرم های دیجیتال به مدیریت محتوا، ستون فقرات فرهنگ سازی جدید را ایفا می کند. نظارت بر محتوای دیجیتال با پلتفرمهای دیجیتال و مدیریت محتوا، نشاندهنده نظارت بیشتر دولت بر فضای مجازی و اپلیکیشنهای کتابخوانی در هدایت تمدنی با هدف برتری چین در نظام بین الملل هم از ناحیه قدرت سخت و هم از ناحیه قدرت نرم به شمار می رود. چین امیدوار است که با تمرکز ویژه بر مناطق محروم و مرزی، عدالت آموزشی را توسعه داده، ضمن یکپارچه سازی فرهنگی تمدنی در چین، امکان توسعه مناطق محروم را با سرعتی بیش از گذشته فراهم کند.
روش هایی برای تقویت توسعه و بنیه اجتماعی چین، افزایش تاب آوری و کارآمدی
امید بزرگ مسئولان چینی در بخش توسعه، استفاده از هوش مصنوعی برای تحقق این هدف بزرگ است. استفاده چین از هوش مصنوعی (AI) در حوزه کتابخوانی و آموزش، بخشی از پروژه بزرگتر این کشور برای ایجاد یک «جامعه هوشمند» است. آنها بر خلاف پلتفرمهای غربی که هدفشان صرفاً فروش بیشتر است، از هوش مصنوعی برای ساختن ذائقه فرهنگی تمدنی چین به عنوان ایدئولوژی برتر و ارتقای سطح دانش شهروندان بر اساس اهداف ملی استفاده میکنند.
اگر بخواهیم از منظر الگوی فوکویی در این بخش غور کنیم، سه تکنیکِ برآمده از اقتدارِ خُرد، قابل توجه جدی و عمیق است که در آن پلتفرمهای دیجیتال، با بهرهگیری از هوش مصنوعی، نقش سراسربینِ (Panopticon) و نظارت و کنترل هوشمند را ایفا میکنند. وظیفهی سراسربینی و نظارت و کنترل هوشمند، هنجارگذاری فرهنگی و هدایتِ انضباطیِ زیستجهانِ کنشگران به سوی توسعه بر اساس سوسیالیسم چینی است. به عبارت دیگر تبیین سه سازوکار بنیادین در پارادایم حکمرانی الگوریتمیک (یک سری قوانین ریاضی و منطقی (صفر و یک)) چین، موضوع مورد بحث در نوشته زیر است که طی آنها، هوش مصنوعی به مثابه ابزاری برای تکنولوژیهای قدرت، به بازمهندسیِ جهتمندِ ساحتهای فرهنگی و سوبژکتیویتهی شهروندان در راستای توسعه تمدنی میپردازد.

۱-سیستم پیشنهاددهی با «ارزشهای هدایتشده»
در اپلیکیشنهای کتابخوانی مشهور چینی (مانند WeRead متعلق به تنسنت)، الگوریتمهای هوش مصنوعی صرفاً بر اساس علاقه شما کتاب پیشنهاد نمیدهند. اسناد رسمی از جمله مقررات اداره فضای مجازی چین (CAC) در مورد «مدیریت الگوریتمهای پیشنهاددهی در خدمات اطلاعات اینترنتی» (اجرایی از مارس ۲۰۲۲) حکایت از آن دارد که پلتفرمها موظف هستند «ارزشهای اصلی سوسیالیستی» را در اولویت الگوریتمهای خود قرار دهند.
گزارش بنیاد کارنگی (Carnegie Endowment for International Peace) با عنوان "How China’s New Algorithm Regulations Influence Content" حاکی است پلتفرمهایی مثل WeRead یا Douyin بر اساس محتوای مورد تأیید دولت، در فید کاربران هستند. (فید یعنی «جریان محتوا» یا «صفحه اصلی» کاربران»)
استراتژی بزرگ چین در کتابخوان کردن مردم، در جهت رقابت همه جانبه ملی، اجتماعی، و تمدنی گسترده با هدف اداره جهان سامان یافته است. برای مثال مطالعه موردی اپلیکیشن Xuexi Qiangguo (اپلیکیشن «یادگیری کشور قوی») که مستقیماً سیستم امتیازدهی برای مطالعه متون سیاسی و فلسفی دارد و با سیستم امتیاز اجتماعی (Social Credit System) پیوند خورده معرف چنین رویکردی است. الگوریتمها (دستورالعملِ گامبهگام برای حل یک مسئله یا انجام یک کار) به گونهای سامان یافته اند که میان علایق شخصی کاربر، در حوزه کتابهایی با محتوای کلاسیک چینی، با دیگر علایق کاربر، در حوزه کتاب های علمی، تاریخی در جهت غلبه گفتمان روایت توسعه تمدنی، یعنی اقتدار جهانی و داخلی چین در کوتاه، میان و درازمدت هماهنگی و همسویی فعال و نه منفعلانه ایجاد شود.
ضامن اجرای چنین طرحی، پیش بینی نظام پاداش و تنبیه از طریق نظارت و اعمال توسط هوش مصنوعی است. بر اساس این نظام به طور خلاصه می توان گفت با معیارهایی که برای مطالعه مفید در نظر گرفته شده، هوش مصنوعی سیستمهای «امتیاز اجتماعی» یا اعمال تخفیفهای ویژه را برای کسانی که کتابهای سخت در حوزه فلسفه یا تکنولوژیهای استراتژیک، تا انتها به طور عمیق میخوانند، فعال میکند. به عبارت دیگر، چین سیستم خودکار رشد خلاقیت و پیوند آن با نظام شایسته سالاری به معنای ارتباط مستقیم میان توانمندی و کارآمدی با مطالعه گسترده را سامان داده است.
کارشناسان معتقدند معماران سوسیالیسم نوع چینی با برنامه کتابخوانی، با توجه به ارتباط آن در حوزه شایسته سالاری، چین را علاوه بر کارخانه جهان، به مرکز خلاقیت و نوآوری جهان با جهت گیری در حوزه توسعه تبدیل می کند. از نظر کارشناسان اعمال کتابخوانی از طریق هوش مصنوعی، بخش مهمی از موتور تقویت کننده سوسیالیسم نوع چینی در رقابت با دست پنهان آدم اسمیت و رقابت آزاد در دنیای سرمایه داری است. با این همه این سوال باقی است که آیا برنامه کتابخوانی مذکور می تواند به تنوع فکری و کادر فلسفی و فکری جدید در چین منجر شود؟
۲-شخصیسازی آموزش با «معلمان مجازی»
پروژه ملی و تمدنی چین برای غلبه بر آمریکا ابعاد مهم دیگری هم دارد؛ «آموزش هوشمند چین ۲۰۳۰، و سند استراتژیک شورای دولتی چین برای توسعه هوش مصنوعی (AIDP)» که بر یادگیری تطبیقی تاکید دارد در کنار پروژه کتابخوانی، افق غلبه توسعه چینی بر توسعه آمریکایی را آشکارتر می سازد. همه رمز و راز سند استراتژیک شورای دولتی چین بر یادگیری تطبیقی نهفته است. همچنین گزارش امآیتی تکنولوژی ریویو، ۲۰۲۱، (MIT Technology Review) درباره استارتاپهای آموزشی چینی مثل Squirrel AI دقیقاً توضیح میدهد که چگونه AI با ردیابی لحظهایِ یادگیری دانشآموز، محتوا را شخصیسازی میکند.
در روشهای سنتی، معلم یک مطلب را به روشی یکسان برای ۴۰ دانشآموز توضیح میدهد (روش «یک نسخه برای همه»). اما در یادگیری تطبیقی، این «محتوا» و «سرعت آموزش» است که با معلم خصوصی یعنی هوش مصنوعی، خود را با توانایی و نیاز هر دانشآموز تطبیق میدهد. دانش آموز با یادگیری بالا، به سرعت مدارج علمی را طی می کند و دانش آموز ضعیف، توسط هوش مصنوعی متوقف شده، ریشه ضعف دانش آموز را یافته، با تکرار تمرین های متفاوت، مشکل یادگیری را برطرف می کند.
اما در سند «آموزش هوشمند چین ۲۰۳۰» یادگیری تطبیقی و آموزش هوشمند، فراتر از یک ابزار ساده کمک آموزشی است. از این منظر شخصی سازی آموزش، به معنای طرد «نظام آموزش توده ای» و جایگزین سازی «نظام آموزش با دقت بالا» است. این سیستم نقاط ضعف و قدرت هر دانش آموز حتی در دور افتاده ترین روستاها را محاسبه کرده، در مجموع نقص ها و نقطه قوت را در آموزش های مجدد و جایگیری دانش آموز در نظام توسعه ای کشور سامان می دهد. در نظام آموزشی جدید، از طریق هوش مصنوعی، سه راهکار جدید نهادمند شده است: ابتدا پایش لحظه ای رفتار است که در صورت خستگی دانش آموز و ناتوانی در ادامه یادگیری، هوش مصنوعی آن را تبدیل به بازی رایانه ای می کند، چین با دستاورد آموزش تطبیقی اطمینان خاطر می یابد فارغ از معلم فیزیکی، همه دانش آموزی در مقاطع مختلف آموزشی از چه کیفیت آموزشی برخوردار هستند. از این منظر عدالت آموزشی متحقق شده و شکاف تحصیلی میان مناطق توسعه یافته و ثروتمند با مناطق فقیر به تدریج از میان می رود.
سپس مهمتر از مورد نخست مدیریت زمان است. چین با مدیریت زمان در آموزش، زمان هدر رفته را در کلاس های درس به حداقل می رساند. دانش آموزان در زمان کوتاه تری مهارت های فنی را می آموزند و جذب بازار کار می شوند. علاوه بر این نظام صنعتی و تکنولوژیک با سرعت بیشتری، کمبود مهارت های لازم نیروهای مشغول به کار را مرتفع می سازد. و به طور کلی مهارت های فنی مورد نیاز برای توسعه آینده چین مانند برنامه نویسی یا ریاضیات پیشرفته را در سطح مورد نیاز آموزش می دهد. و در آخر چین با شخصی سازی آموزش با هوش مصنوعی دنبال تحقق عدالت آموزشی در مناطق دور افتاده (گزارش شینهوا دسامبر ۲۰۲۵) درباره استفاده از «آموزش از راه دور هوشمند» برای مناطق تبت و سین کیانگ یا شینجیانگ جهت استانداردسازی زبان چینی (Mandarin) با استفاده از مترجمهای هوشمند است.
![]()
۳- نظارت هوشمند و «فیلترینگ در لحظه»
برای استراتژیست ها و معماران سوسیالیسم چینی، «زمان»، مهمترین سرمایه در توسعه، و رقابت بزرگ با آمریکا به شمار می رود. سند «قانون امنیت دادهها» و «قانون امنیت سایبری چین» که پلتفرمها را مسئول محتوای تولید شده توسط کاربر (UGC) میداند، به بخش مهمی از مقررات جدید برای «تقویت مدیریت محتوا» اشاره دارد، که توسط هوش مصنوعی اعمال می شود. سند فنی گزارش Citizen Lab ۲۰۲۳ دانشگاه تورنتو کانادا که بهطور تخصصی بر روی فیلترینگ کلمات کلیدی در اپلیکیشنهای چینی مانند WeChat و پلتفرمهای کتابخوانی کار میکند، نشان میدهد که اسکن تصاویر و متون برای یافتن محتوای «غیرقانونی» به صورت در لحظه (Real-time) انجام میشود."
به عبارت دیگر، نظام کتاب خوانی، و نظارت هوشمند، دیگر دنبال توصیه های اخلاقی برای فهم زمان نیست. معماران و مهندسان چینی، "لحظه" را شکار کرده، و با انباشت لحظه ها، دنبال تحقق کاخ سوسیالیسم نوع چینی هستند. سوسیالیسمی که با پذیرش سطوح مهم و تعیین کننده ای از بازار آزاد، در حال تحقق است. به عبارت دیگر، با صورت پرادوکسیکال اگر جامعه سوسیالیستی بعد از مرحله کاپیتالیستی شدن جهان در فلسفه تاریخ مارکس تحقق می یابد، به نظر می رسد اکنون سوسیالیسم نوع چینی، با توسل به کاپیتالیزم، در حال شکل دادن به مدینه فاضله و آرمانی خود است.
هوش مصنوعی در این میان در سطح تشکیلات و کادرسازی اجتماعی و حزبی، نقش پررنگی می یابد. این نقش با شکل دادن به لحظه ها برای کمک به بنیادهای تمدن سازی نوین چینی به کار گرفته می شود. نظارت در همه حوزه ها تا آن جا گسترش می یابد که هوش مصنوعی به طور خودکار با اسکن محتوای دیجیتال شامل کتاب ها و مقالات و ...، هرگونه محتوایی که با «اخلاق عمومی»، «امنیت ملی» (طبق تعریف دولت) در تعارض با هدف بزرگ تحقق رهبری چین در حوزه توسعه در مقابل آمریکا قرار بگیرد، پیش از انتشار یا در حین مطالعه حذف یا اصلاح می شود.
میشل فوکو از زمره اندیشمندانی است که برای همه جزئیات و «لحظهلحظه» زندگی روزمره، از نحوه نشستن و سخن گفتن تا رفتارهای بهداشتی و جنسی، نظریه پردازی کرده است. او در نظریات خود، بهویژه در بحث «زیست-سیاست» (Biopolitics) و «تکنولوژیهای خود» (Technologies of the Self)، به حوزه لحظه ها ورود می کند. از نظر او تکنولوژی های خود «روشها و تمرینهایی است که فرد روی خودش انجام میدهد تا خود را تغییر دهد یا به کمال برساند.» از نظر فوکو تکنولوژیهای خود، در زندگی انسانی، پتانسیل تبدیل شدن به ابزاری برای رهایی یا ابزاری برای سلطه دارد. فوکو معتقد است «قدرت در همه جا حضور دارد؛ نه به این دلیل که همه چیز را در بر میگیرد، بلکه به این دلیل که از همه جا ساطع میشود. انضباط، تکنولوژیِ اعمال قدرت است که بر بدنها نظارت میکند و کوچکترین حرکات، ژستها و فعالیتهای زمانیِ فرد را زیر نظر میگیرد. هدف این است که بدنها نه از طریق زور، بلکه از طریق آموزش و مراقبتِ مداوم، به بدنهایی "منضبط" تبدیل شوند که حتی در تنهایی نیز، قواعد قدرت را در جزئیات زندگی خود رعایت کنند.»
هرچند فوکو قواعد دنیای مدرن را نقد می کند ولی گویی سوسیالیسم نوع چینی نیز همان راه دنیای مدرن این بار بسیار قوی تر می رود. سوسیالیسم نوع چینی با فراخوان به کتابخوانی، آموزش و نظارت هوشمند گویی لحظه ها را قرار است به طرز آهنین، اما با شیوه نرم سوسیالیسم آقای شی جینپینگ اداره کند. در این سیستم هوش مصنوعی میزان مطالعه «رمانهای عامهپسند کمارزش» را پایش میکند و اگر کاربری (بهخصوص نوجوانان) بیش از حد وقت خود را صرف این مطالب کند، سیستم به او هشدار داده یا دسترسی را محدود میکند تا با ممانعت از اعتیار به محتوای زرد، او را به سمت مطالب «ارزشمندتر» سوق دهد. در نظارت هوشمند، دو هدف اصلی تحقق می یابد: جلوگیری از لیبرالیسم فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و سیاسی، و ایجاد درک همگانی در باره موقعیت لحظه های فردی، در انباشت تجربه های تمدنی، که به موقعیت ۲۰۵۰ برای زمان موعود یعنی غلبه بر آمریکا تحقق می یابد. در این باره می توان گفت تمدن چینی باز آموزه فیض کاشانی بسیار درس آموخته است که می گوید:
قطره قطره جمع گردد عاقبت دریا شود
مبارزه با محتوای زرد بر اساس دستورالعملهای اداره کل مطبوعات و انتشارات (SAPP) چین در سال ۲۰۲۱ و اصلاحیه ۲۰۲۴ برای محدود کردن زمان بازی و مطالعه محتوای موسوم به "Vulgar" (مبتذل یا زرد) برای افراد زیر ۱۸ سال که از طریق تشخیص چهره و پایش هوشمند فعالیت انجام میشود، از مهمترین گزاره های در باره سیستم های کنترل فردی و جمعی در راستای تجمیع همه نیروها، در توسعه کشور و پیروزی در آزمون فیصله بخش در حوزه توسعه به شمار می روند. چین به دنبال آن است که با کمک هوش مصنوعی، مطالعه را از یک امر «تفننی و شخصی» به یک «ابزار ارتقای ملی» تبدیل کند. آنها میخواهند مطمئن شوند که در سال ۲۰۳۰، شهروند چینی نه تنها باسواد، بلکه در حوزههای علمی و فناوری که برای رقابت با آمریکا حیاتی است، کاملاً آموزشدیده باشد.
۲۱۶۲۱۶





نظر شما