زیبایی از نگاه اسلام؛ چرا قرآن و روایات بر جمال و آراستگی تأکید دارند؟

اسلام زیبایی‌دوستی را نیازی فطری می‌داند و آن را بخشی جدایی‌ناپذیر از حیات معنوی انسان معرفی می‌کند. در این روایت، با نگاهی به آیات قرآن و سخنان معصومان(ع)، مفهوم زیبایی‌شناسی اسلامی، معیارهای زیبایی و منشأ الهی آن بررسی شده است.

به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، اندیشمندان مسلمان از گذشته تاکنون با تکیه بر آیات و روایات، نکات مهم و ارزشمندی در حوزه زیبایی شناسی اسلامی بیان کرده اند. این نوشته بر آنست تا بر مبنای اندیشه اسلامی، حقیقت و خاستگاه زیبایی را بازخوانی نموده و به گوشه ای از مباحث زیبایی شناسی اسلامی بپردازد.

فطری بودن زیبایی در زیبایی شناسی اسلامی
نخستین نکته برجسته در زیبایی شناسی اسلامی، فطری بودن گرایش به زیبایی همانند فطری بودن دین و خداشناسی در انسانهاست. زیباخواهی و زیباجویی از نیازهای فطری انسان است و نمی توان آن را بدون پاسخ گذاشت. درک و دریافت زیبایی در کنار دریافت حقیقت، از نیازهای اولیه معنوی انسان است.

بنابر روایت الشیعه، بر اساس زیبایی شناسی اسلامی، روح انسان بدون دریافت زیبایی نمی تواند در این دنیا آرام بگیرد و دوام بیاورد. همانطور که زندگی مادی بدون غذا و … ناممکن می شود، حیات معنوی نیز بدون درک حقیقت و دریافت زیبایی از دست می رود.[۱]

اندیشمندان مسلمان بر مبنای نظریه زیبایی شناسی اسلامی معتقدند گرچه می توان روح انسان را فریفت و به جای زیبایی، چیزی دیگر را به آن نشان داد، ولی نمی توان او را از زیباجویی، زیباخواهی و زیباپسندی بازداشت؛ چنانکه نیاز به پرستش را نمی توان بی پاسخ گذاشت. در همه دوران زندگی بشر، گروه های بزرگی فریب خورده، به جای خدا چیز دیگری را پرستیده اند؛ ولی هیچ جامعه یا جماعتی را نمی یابیم که پرستش را به طور کلی ترک کرده باشند.

این ویژگی خواسته ها و گرایشهای فطری انسان است که می توان آنها را فریفت، تحریف کرد و به آنها پاسخ ناشایست داد؛ ولی نمی توان بی پاسخشان گذاشت. زیبایی تنها حسی خاص را در ما اشباع نمی کند، چنانکه مثلا آب خوردن تشنگی را، بلکه راهی است برای دریافت کمال. با دقت در یک اثر زیبای آفرینش انسان همگام با اشباع حس زیباجویی خود به دریافت کمال نیز می رسد.[۲]

تلاش شیطان برای انحراف حس زیبایی شناختی
همانطور که بیان شد در چهارچوب زیبایی شناسی اسلامی، گرایش به زیبایی امری فطری تلقی می شود. به همین دلیل، زیبایی شناسی از مؤثرترین سامانه های ادراکی انسان در رویارویی با جهان خارج است. یکی از اقدامات شیطان برای گمراهی انسان، ایجاد انحراف در گرایشات زیبایی شناختی انسان است.

اندیشه های انسان در بسیاری از موارد، همراه احساسات است؛ حتی در برخی از بنیادی ترین، خشک ترین و بی روح ترین مقوله های معرفتی، ذائقه زیبایی شناسی موجب گزینش یک گونه معرفت می شود. در حقیقت طبق دیدگاه زیبایی شناسی اسلامی، میل به زیبایی افزون بر اینکه سرچشمه شکل گیری هنر است، خاستگاه برخی گزاره های اخلاقی نیز به شمار می رود. به بیان دیگر، حوزه زیبایی شناسی چنان گسترده است که از امور محسوس فراتر می رود و امور معنوی را نیز در بر می گیرد.[۳]

حفظ و صیانت از بینش فطری زیبایی شناختی انسانی و توجه به زیبایی واقعی بر مبنای زیبایی شناسی اسلامی می تواند انسان را در دریافت معارف صحیح و موضع گیری رفتاری درست کمک کند. با آگاهی از این تأثیر و کارایی است که گفتمان مدرن بر خلاف زیبایی شناسی اسلامی می کوشد زیبایی را از حوزه عقل به حیطه نفس بکشاند و با تردستی امر مطبوع را که بر میل و هوس دلالت دارد و پیرو حواس و تجارب زیستی انسانهاست به جای آن بنشاند و تقلیل جویانه آن را به چیزی که برای نفس ما خوشایند است تعریف کند.[۴]

در زیبایی شناسی اسلامی، گرایش انسان به زیبایی بر پایه عقل شکل می گیرد. خداوند بارها در آیات قرآن به انسان هشدار می دهد که شیطان امر نازیبا را چنان در نظر آدمی آراسته و زیبا جلوه می دهد، که انسان فریب خورده و در عمل خود دچار خطا می شود. شیطان عمل زشت کافران را برای آنان زیبا جلوه می دهد و فطرت زیبایی خواهی آنها را دچار انحراف می سازد؛ قرآن در این باره میفرماید:

«تَاللَّهِ لَقَدْ أَرْسَلْنَا إِلَیٰ أُمَمٍ مِنْ قَبْلِکَ فَزَیَّنَ لَهُمُ الشَّیْطَانُ أَعْمَالَهُمْ فَهُوَ وَلِیُّهُمُ الْیَوْمَ وَ لَهُمْ عَذَابٌ أَلِیمٌ؛[۵] به خدا سوگند، به سوی امّت های پیش از تو پیامبرانی فرستادیم؛ امّا شیطان اعمال آنها را در نظرشان آراست؛ و امروز او ولیّ و سرپرستشان است؛ و در سرای آخرت مجازات دردناکی برای آنهاست!» در آیه دیگری خداوند میفرماید: «کذلک زُیِّنَ لِلْکَافِرِینَ مَا کَانُوا یَعْمَلُونَ؛[۶] بدینسان برای کافران آنچه می کردند آراسته شده است.»

شیطان تا آنجا پیش می رود که حتی قتل فرزند را نیز به عنوان عملی زیبا جلوه گر می سازد: «وَ کَذَٰلِکَ زَیَّنَ لِکَثِیرٍ مِنَ الْمُشْرِکِینَ قَتْلَ أَوْلَادِهِمْ؛[۷] و اینگونه معبودهای آنها، قتل فرزندانشان را در نظر بسیاری از آنها زیبا جلوه دادند.»

بنابراین یکی از نتایج توجه به زیبایی شناسی اسلامی، جلوگیری از انحراف انسان و رهایی از دام های شیطان است. شیطان با آراستن باطل مانع هدایت انسان می شود؛ قرآن در توصیف قوم سبا از زبان هدهد میفرماید: «وَجَدتُهَا وَ قَوْمَهَا یَسْجُدُونَ لِلشَّمْسِ مِنْ دُونِ اللَّهِ وَ زَیَّنَ لَهُمُ الشَّیْطَانُ أَعْمَالَهُمْ فَصَدَّهُمْ عَنِ السَّبِیلِ فَهُمْ لَا یَهْتَدُونَ؛ و و قومش را دیدم که برای خورشید سجده می کنند نه برای خدا؛ و شیطان اعمالشان را در نظرشان جلوه داده، و آنها را از راه حق بازداشته؛ از این رو هدایت نمی شوند.»

بنابراین اصلی ترین ثمره اصلاح حس زیبایی شناختی، هدایت و رهایی از اضلال شیطان می باشد که این امر در پرتو آموزه های زیبایی شناسی اسلامی محقق خواهد شد.

معیارهای زیبایی در زیبایی شناسی اسلامی
پس از آنکه روشن شد شیطان با فریبکاری حس زیبایی شناسی، انسان را دچار اختلال می کند، اکنون به موضوع معیار و ملاک زیبایی از منظر زیبایی شناسی اسلامی می پردازیم. دیدگاه هایی که درباره ملاک زیبایی اظهار شده با وجود فراوانی و تنوع در دو دسته کلی قرار می گیرند: یک دسته آنها که معیار زیبایی را در نفس آدمی جستجو می کنند و دسته دیگر که در ذات چیز زیبا به دنبال آن می گردند؛ بنابراین هر معیار و ملاکی برای زیبایی تعیین شده یا در ذات شیء زیباست و یا در نفس ناظر آن.

از معیارهای دسته اول که در نوشته های صاحبان اندیشه به چشم می آید. منفعت، میل، لذت و عادت را می توان برشمرد. منظور از منفعت این است که یکی از نیازهای آدمی را پاسخ دهد. به همین دلیل برخی فیلسوفان ـ بدون اشاره به منفعت ـ نیاز انسان را ملاک زیبایی دانسته اند. ویل دورانت شماری از فیلسوفان را نام برده که عادت یا لذت را ملاک زیبایی دانسته اند.[۸] از نگاه کانت، امر زیبا آن است که انسان را متلذذ می سازد، بدون اینکه هیچگونه ارتباطی با میل و شهوت داشته باشد.[۹]

از معیارهای دسته دوم تناسب و کمال شاخص ترین معیارها هستند. ارسطو[۱۰] و قاضی سعید قمی[۱۱] نظم و تناسب را برای پیدایش زیبایی ضروری دانسته اند. ارسطو نظم، تقارن و تعین را ویژگی اصلی زیبایی شمرده و کشف آن را به عهده ریاضیات نهاده است.[۱۲]

نظریه تناسب در میان طرفداران نظریه زیبایی شناسی اسلامی طرفدار چشمگیری جز قاضی سعید قمی ندارد و بیشتر در اروپا به آن توجه شده است. بیشتر اندیشوران مسلمان از «کمال» به عنوان معیار حقیقی زیبایی در زیبایی شناسی اسلامی نام برده اند. طبق این دیدگاه، زیبایی هر چیزی به این است که به بالاترین مرتبه کمال خود برسد؛ در این صورت، به نهایت زیبایی می رسد؛ و گرنه به مقدار کمالاتی که دست یافته، زیباست.

فارابی براساس زیبایی شناسی اسلامی در تعریف زیبایی می نویسد: «زیبایی و فروغ و زینت در هر موجودی آن است که برترین مرتبه وجودش پدید آید و به کمال نهایی اش برسد.»[۱۳]

ابن سینا نیز نوشته است: «جمال و فروغ هر چیزی آن است که به صورتی باشد که برای او کمال است.»[۱۴]

علامه طباطبایی، کوشیده تناسب را به گونه ای تفسیر کند که با معیار کمال جمع شده از هر دو یک معیار جامع به دست آید؛ به همین دلیل در تعریف زیبایی نوشته است: «[زیبایی] عبارتست از توافق اجزا و تناسب آنها با یکدیگر به گونه ای که مجموعه برای رسیدن به کمال خویش مجهز و آماده باشد؛ به گونه ای که تجهیز و آمادگی بهتر و کامل تر از آن قابل تصور نباشد.»[۱۵]

بنابراین در زیبایی شناسی اسلامی برای تشخیص زشت از زیبا باید به کمال هر چیز توجه کرد. از آنجا که کمال انسان در عمل به آموزه های اخلاقی و پرستش خدای یگانه است، پس زیباترین حالت انسان نیز حالتی است که در آن به دستورات الهی عمل کرده و معبود حقیقی اش را می پرستد؛ اما باید توجه داشت که شیطان با ارائه معیارهای دروغین چون لذت و منفعت زودگذر دنیایی، انسان را از چهارچوب زیبایی شناسی اسلامی و فطری خارج کرده به مسیر باطل منحرف می سازد.

خاستگاه زیبایی در زیبایی شناسی اسلامی
مسئله ای دیگری که باید آن را بر اساس زیبایی شناسی اسلامی بررسی کنیم، خاستگاه و منشأ زیبایی است. آیا سرچشمه زیبایی هر چیز در خود اوست یا نفس انسانی است که زیبایی را به او می بخشد یا حقیقتی در خارج از نفس ناظر و شیء زیبا خاستگاه زیبایی است؟

کسی را نیافتیم که بر مبنای زیبایی شناسی اسلامی پاسخ نخست را پذیرفته و باور داشته باشد زیبایی خاستگاه درونی دارد. حتی آنان که زیبایی را با معیارهای درونی مانند تناسب می شناسند، زیبایی را درونی نمی دانند؛ چون پرسش از کجا آمده درباره آن معیارها نیز مطرح می شود.

بر اساس زیبایی شناسی اسلامی، زیبایی بدون شک سرچشمه بیرونی دارد؛ اندیشوران مسلمان بر خلاف کسانی که زیبایی را تجسم یا وعده لذت می دانند، بر این باورند که زیبا از لذیذ برتر است.[۱۶] به همین خاطر نیز عشق را یا متأخر از درک جمال می دانند، چنانکه شیخ الرئیس می نویسد: در حقیقت عشق چیزی نیست جز نیکو شمردن زیبایی[۱۷] یا حاصل تصور جمال،[۱۸] نه موجب پیدایش آن.

بر اساس این دیدگاه، زیبایی نه امری درونی است نه محصول ذهن آدمی. نمی تواند امر درونی باشد؛ زیرا هر چیزی پیش از آنکه زیبایی را به خود عطا کند، یا زیبا است با زیبا نیست. در صورت نخست اعطای زیبایی معنا ندارد، چون تحصیل حاصل است و در صورت دوم امکان ندارد؛ زیرا فاقد شی نمی تواند مُعطِی (اعطاء کننده) آن باشد؛ به عبارت دیگر، هر حقیقتی تنها توسط موجودی به دیگری اعطا می شود که خود دارای آن حقیقت باشد و آنکه خود از چیزی محروم است، نمی تواند از آن به دیگران ببخشد. بر طبق زیبایی شناسی اسلامی، زیبایی محصول ذهن آدمی هم نیست چون زیبایی حقیقتی خارجی است و ذهن انسان بر بیش از اعتبار و ساختن وجود ذهنی توانایی ندارد.

بنابراین بر اساس دیدگاه زیبایی شناسی اسلامی، زیبایی نه از ذات شیء زیبا و نه از نفس مدرِک زیبایی، بلکه برآمده از منشای خارجی است. از سویی دانستیم که کسی که از چیزی محروم است نمی تواند از آن به دیگران ببخشد. پس مُعطِی زیبایی باید خود زیباترین زیباها و بلکه جمیل مطلق باشد و جمال خداوند متعال برترین جمال است.[۱۹] بر این اساس از دیگاه فلسفه اسلامی، حق تعالی سرچشمه هر جمال و منبع هر حسن و نظام است[۲۰] و زیبایی همه اشیاء برگرفته از جمال اوست.[۲۱]

قرآن کریم در آیات فراوانی به این اصل مهم در زیبایی شناسی اسلامی پرداخته و از جمال پردازی خداوند متعال در صحنه طبیعت و عالم آفرینش سخن به میان آورده است. از جمله میفرماید:

«اِنَّا زَینَّا السَّمَاء الدُّنْیا بِزِینَهٍ الْکوَاکبِ؛[۲۲]ما آسمان این دنیا را به زیور اختران آراستیم.»

در آیه دیگر خداوند به زیبایی رنگ ها و نقش خداوند در آفرینش این همه زیبایی اشاره کرده، میفرماید:

«ألَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ أَنزَلَ مِنَ السَّمَاءِ مَاءً فَأَخْرَجْنَا بِهِ ثَمَرَاتٍ مُخْتَلِفًا أَلْوَانُهَا وَ مِنَ الْجِبَالِ جُدَدٌ بِیضٌ وَ حُمْرٌ مُخْتَلِفٌ أَلْوَانُهَا وَ غَرَابِیبُ سُودٌ؛ وَ مِنَ النَّاسِ وَ الدَّوَابِّ وَ الْأَنْعَامِ مُخْتَلِفٌ أَلْوَانُهُ کَذَٰلِکَ إِنَّمَا یَخْشَی اللَّهَ مِنْ عِبَادِهِ الْعُلَمَاءُ إِنَّ اللَّهَ عَزِیزٌ غَفُورٌ؛[۲۳] آیا ندیدی خداوند از آسمان آبی فرو فرستاد که بوسیله آن میوه هایی به رنگهای گوناگون از زمین خارج ساختیم و از کوهها نیز به لطف پروردگار راه هایی آفریده شده سفید و سرخ و به رنگهای مختلف و گاه به رنگ کاملاً سیاه. و از انسانها و جنبندگان و چهار پایان انواعی با رنگهای مختلف آفریدیم، آری آفرینش جهان با عظمت چنین است. و تنها از میان بندگان او، دانشمندان خدا ترسند؛ خداوند توانا و آمرزنده است.»

اشاره به رنگهای گوناگون آفریده ها در این آیه کریمه هر چند می تواند مقاصد زیادی داشته باشد، بی توجه به موضوع زیبایی و جمال پردازی خداوند متعال نیست. این آیه کریمه صفحه ای زیبا از کتاب بزرگ آفرینش را پیش روی ما می گشاید که در آن به تنوع موجودات بی جان و چهره های گوناگون و زیبای حیات در جهان نبات و حیوان و انسان توجه شده است. ناظر به این صفحه حیرت می کند که چگونه خداوند از آب بی رنگ صد هزاران رنگ پدید آورده و از عناصر معین و محدود، موجودات کاملاً متنوع که هر یک از دیگری زیباتر است آفریده است.[۲۴]

این آیه کریمه ما را دعوت می کند که بر روی زمین تنها به یک موضوع ـ یعنی رنگ ها توجه کنیم رنگ میوه ها، رنگ انسانها، رنگ حیوانات و رنگ کوه ها. این توجه انسان را در برابر نمایشگاهی بزرگ از رنگ قرار می دهد که همه کره زمین را فرا گرفته است. نمایشگاهی است شگفت و زیبا که قرآن کریم پیش روی انسان گشوده است.[۲۵] این جلب توجه بیش و پیش از آنکه به رنگ ها باشد، به قدرت جمال آفرینی است که این همه شگفتی را ایجاد کرده است.

در روایاتی که از پیشوایان معصوم به دست ما رسیده نیز با بیان های روشنی به این اصل زیبایی شناسی اسلامی اشاره شده و از زیبایی جمال دوستی و جمال پردازی خداوند متعال سخن به میان آمده است:

رسول خدا (ص) میفرماید: «إِنَّ اَللَّهَ جَمِیلٌ یُحِبُّ اَلْجَمَالَ؛[۲۶] خدا زیباست و زیبایی را دوست دارد.» مشابه همین کلام با اضافاتی از امیرالمومنین (ع) نیز نقل شده است: «إِنَّ اَللَّهَ جَمِیلٌ یُحِبُّ اَلْجَمَالَ وَ یُحِبُّ أَنْ یَرَی أَثَرَ نِعْمَتِهِ عَلَی عَبْدِهِ؛[۲۷] خدا زیباست و زیبایی را دوست دارد و دوست دارد اثر نعمتش را در زندگی بنده اش ببیند.»

منظور از جمله آخر، این است که خداوند متعال دوست دارد بنده با استفاده از نعمتی که خدا به او بخشیده، خود را بیاراید و لباس زیبا بپوشد. این توضیح را از حدیثی که از امام صادق (ع) نقل شده، استفاده می کنیم که میفرماید:

«أَنَّ اَللَّهَ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی یُحِبُّ اَلْجَمَالَ وَ اَلتَّجَمُّلَ وَ یُبْغِضُ اَلْبُؤْسَ وَ اَلتَّبَاؤُسَ وَ أَنَّ اَللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ یُبْغِضُ مِنَ اَلرِّجَالِ اَلْقَاذُورَهَ وَ أَنَّهُ إِذَا أَنْعَمَ عَلَی عَبْدِهِ نِعْمَهً أَحَبَّ أَنْ یَرَی أَثَرَ تِلْکَ اَلنِّعْمَهِ؛[۲۸] خداوند متعال زیبایی و زیباسازی را دوست دارد و از ظاهرسازی فقیرانه بدش می آید و انسانهای کثیف را دوست ندارد. خدا وقتی نعمتی به بنده ای می دهد. دوست دارد اثر آن دیده شود.»

بر اساس این روایات می توان گفت که بهره مندی از زیبایی و توجه به آراستگی، یکی از اصول اساسی در زیبایی شناسی اسلامی است و برخلاف آنچه گمان می شود، اسلام هرگز با زیبایی مخالف نیست. در روایت است که امام حسن مجتبی (ع) وقتی برای نماز برمیخاست، بهترین لباسهایش را می پوشید. وقتی در این باره از او پرسیدند، فرمود: «إِنَّ اَللَّهَ تَعَالَی جَمِیلٌ یُحِبُّ اَلْجَمَالَ، فَأَتَجَمَّلُ لِرَبِّی: خدا زیباست و زیبایی را دوست دارد. من هم خودم را برای پروردگارم زیبا می سازم.» آنگاه این آیه را تلاوت کرد: «خُذُوا زِینَتَکُمْ عِنْدَ کُلِّ مَسْجِدٍ؛[۲۹] زینت خود را به هنگام هر نمازی برگیرید.»[۳۰]

این روایت نشان می دهد که در زیبایی شناسی اسلامی، توجه به زیبایی و آراستگی ظاهر، امری پسندیده و نیکو می باشد. در قرآن کریم نیز به این موضوع توجه شده؛ برای مطالعه بیشتر می توانید به مقاله زیبایی و آراستگی ظاهری از دیدگاه قرآن کریم مراجعه فرمایید.

نتیجه گیری

بر اساس زیبایی شناسی اسلامی، گرایش به زیبایی امری فطری است اما شیطان همواره تلاش می کند تا با ایجاد خلل در فطرت زیباجویی انسان، مصادیق نادرست و منحرفی از زیبایی را به انسان معرفی کند و او را از مسیر الهی گمراه سازد. مهمترین معیار زیبایی در دیدگاه زیبایی شناسی اسلامی، کمال است. بر اساس زیبایی شناسی اسلامی، از آنجا که خداوند واجد تمام کمالات است، خاستگاه زیبایی نیز اوست.

پی نوشت ها

[۱] جعفری، زیبایی و هنر از دیدگاه اسلام، ص۱۷۳.

[۲] جعفری، زیبایی و هنر از دیدگاه اسلام، ص۱۷۴.

[۳] احمد وند، پروسه تغییر فکری ـ فرهنگی پارادایم سنت، ص۲۷۵.

[۴] احمدوند، پروسه تغییر فکری ـ فرهنگی پارادایم سنت، ص۲۸۰.

[۵] نحل/۶۳.

[۶] انعام/۱۲۲.

[۷] انعام/۱۳۷.

[۸] دورانت، لذات فلسفه، ص۲۲۲.

[۹] کاپلستون، تاریخ فلسفه، ج ۶، ص۳۶۳.

[۱۰] فلوطین، تاسوعات، ص۸۶؛ طباطبایی، المیزان، ج ۱۶، ص۲۴۹.

[۱۱] بوذری نژاد، تعریف هنر و زیبایی نزد قاضی سعید قمی، ص۳۵.

[۱۲] هنفلینگ، چیستی هنر، ص۶۴.

[۱۳] فارابی، آراء اهل المدینه الفاضله، ص۴۲.

[۱۴] ابن سینا، الشفاء: الهیات، ص۳۶۸.

[۱۵] طباطبایی، المیزان، ج ۱۶، ص۲۲۹.

[۱۶] این سینا الشفاء: المنطق، ص۲۳.

[۱۷] ابن سینا، الرسائل، ص۳۷۷.

[۱۸] شیرازی، المبدأ و المعاد، ص۱۸۴.

[۱۹] فارابی، السیاسه المدنیه، ص۲۳.

[۲۰] شیرازی، الحکمه المتعالیه، ج ۹، ص۳۴۴.

[۲۱] توحیدی، المقابسات، ص۳۲۶.

[۲۲] الصافات/۶.

[۲۳] الفاطر/۲۷و۲۸.

[۲۴] مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ج ۱۸، ص۲۴۳.

[۲۵] سید قطب، ۱۴۰۸، ج ۵، ص۲۹۴۲.

[۲۶] مجلسی، بحارالانوار، ج ۷۰، ص۱۹۲.

[۲۷] کلینی، کافی، ج ۶، ص۴۳۸.

[۲۸] حر عاملی، هدایه الامه الی احکام الائمه، ج ۲، ص۱۱۳.

[۲۹] الاعراف/۳۱.

[۳۰] بحرانی، البرهان فی تفسیر القرآن، ج ۲، ص۵۳۲.

فهرست منابع

قرآن کریم.
ابن سینا، حسن بن عبدالله، رسائل، قم، انتشارات بیدار، ۱۴۰۰ق.
ابن سینا، الشفاء الهیات، تهران، انتشارات ناصر خسرو، ۱۳۶۳ش.
احمدوند، ولی محمد، پروسه تغییر فکری ـ فرهنگی پارادایم سنت، کتاب نقد، ش ۵۰ و ۵۱، ۱۳۸۸ش. ص۲۹۰ـ۲۶۹.
بوذری نژاد، یحیی، تعریف هنر و زیبایی نزد قاضی سعید قمی، مجله فلسفه و کلام اسلامی، ش ۱، ۱۳۹۰، ص۴۲ـ۲۹.
توحیدی، ابوحیان علی بن محمد عباس، المقاسبات، کویت، دار سعاد الصباح، ۱۴۲۲ق.
جعفری، محمدتقی، زیبایی و هنر از دیدگاه اسلام، تهران، موسسه تدوین و نشر آثار علامه جعفری، ۱۳۸۱ش.
حر عاملی، محمد بن حسن، هدایه الأمه الی أحکام الائمه، مشهد، آستانه الرضویه المقدسه، مجمع البحوث الإسلامیه، ۱۴۱۴ق.
دورانت، ویلیام جیمز، لذات فلسفه، ترجمه عباس زریاب، تهران، شرکت انتشارات علمی فرهنگی، ۱۳۷۸ش.
شیرازی صدر الدین محمد بن ابراهیم، الحکمه المتعالیه فی الاسفار العقلیه الاربعه، بیروت، دار الاحیاء التراث العربی، ۱۴۱۰ق.
شیرازی صدر الدین محمد بن ابراهیم، المبدأ و المعاد، تهران، بنیاد حکمت اسلامی صدرا، ۱۳۸۱ش.
طباطبایی، سید محمد حسین، المیزان فی تفسیر القرآن، بیروت، موسسه اعلمی، ۱۳۷۶.
فارابی، ابونصر محمد بن محمد، آراء اله المدینه الفاضله، بیروت، دار المشرق، ۱۹۹۱م.
فارابی، السیاسه المدنیه، تصحیح، ترجمه و شرح حسن ملکشاهی، تهران، انتشارات سروش، ۱۳۷۶.
فلوطین، تاسوعات، ترجمه ابن ناعمه حمصی، لبنان، مکتبه ناشرون، بی تا.
کاپلستون، فردریک، تاریخ فلسفه، ترجمه اسماعیل سعادت و منوچهر بزرگمهر، تهران، انتشارات علمی و فرهنگی، ۱۳۷۳.
کلینی، محمد بن یعقوب بن اسحاق، کافی، تصحیح، تحقیق و تعلیق علی اکبر غفاری، تهران، دار الکتب الاسلامیه، ۱۳۶۳ق.
مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، بیروت، مؤسسه الوفاء، ۱۴۰۳ق.
مکارم شیرازی، ناصر و دیگران، تفسیر نمونه، تهران، دراالکتب الاسلامیه، ۱۳۷۳.
هنفلینگ، اسوالد، چیستی هنر، ترجمه علی رامین، تهران: انتشارات هرمس، ۱۳۸۴.
منبع اقتباس: جباران، محمدرضا، زیبایی شناسی در اندیشه اسلامی با تاکید بر حقیقت، معیار و منشأ، مجله ذهن، ش۷۳، ۱۳۹۷، ص۱۷۸ـ۱۶۰.

کد مطلب 2175584

برچسب‌ها

خدمات گردشگری

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
5 + 4 =

آخرین اخبار