ایران از جمله کشورهایی است که تجربه عملی و پرهزینهای از تهدیدات سایبری داشته است. حملات سایبری به تأسیسات صنعتی و زیرساختهای حیاتی، نقطه عطفی در نگاه ایران به امنیت سایبری ایجاد کرد و این حوزه را از یک مسئله صرفاً فنی به موضوعی راهبردی ارتقا داد. از آن پس، فضای سایبری نهتنها بهعنوان یک تهدید، بلکه بهعنوان بخشی از معادله بازدارندگی و قدرت ملی ایران مطرح شد؛ موضوعی که بازتاب آن را میتوان در ادبیات سیاسی و مذاکراتی کشور مشاهده کرد.
در مذاکرات بینالمللی، ایران معمولاً مسائل سایبری را در چارچوبی گستردهتر از «امنیت ملی» و «حاکمیت» تعریف میکند. از دیدگاه ایران، فضای سایبری بخشی از قلمرو حاکمیتی کشورهاست و هرگونه نفوذ، جاسوسی یا حمله سایبری میتواند بهمنزله نقض حاکمیت ملی تلقی شود. این نگاه، ایران را به کشورهایی نزدیک میکند که بر مفهوم «حاکمیت سایبری» تأکید دارند و در مقابل دیدگاههایی قرار میگیرد که بر آزادی کامل گردش اطلاعات و حداقلسازی نقش دولتها در فضای دیجیتال پافشاری میکنند.
یکی از ابعاد مهم مسائل سایبری در مذاکرات ایران، ارتباط آن با تحریمهاست. تحریمهای بینالمللی، بهویژه تحریمهای یکجانبه، دسترسی ایران به بسیاری از فناوریها، نرمافزارها و خدمات سایبری را محدود کردهاند. این محدودیتها نهتنها توسعه اقتصادی دیجیتال را با چالش مواجه کرده، بلکه از نگاه ایران، امنیت سایبری کشور را نیز تضعیف میکند. به همین دلیل، ایران در برخی مذاکرات و مواضع رسمی خود، موضوع دسترسی عادلانه به فناوریهای سایبری و دیجیتال را بهعنوان یکی از مطالبات خود مطرح کرده است.
از سوی دیگر، مسائل سایبری گاه بهعنوان ابزار فشار سیاسی علیه ایران به کار گرفته میشوند. اتهامزنی درباره نقش ایران در حملات سایبری، بدون وجود سازوکارهای شفاف راستیآزمایی، یکی از چالشهای جدی در روابط ایران با برخی کشورهاست. ایران این رویکرد را سیاسیسازی فضای سایبری میداند و معتقد است که نبود قواعد حقوقی الزامآور در سطح بینالمللی، زمینه سوءاستفاده از اتهامات سایبری را فراهم کرده است. این مسئله، یکی از محورهای اختلافنظر ایران با قدرتهای غربی در مذاکرات مرتبط با امنیت بینالمللی محسوب میشود.
در سطح چندجانبه، ایران از ایده تدوین قواعد و هنجارهای بینالمللی برای رفتار مسئولانه دولتها در فضای سایبری حمایت کرده است، به شرط آنکه این قواعد بر پایه برابری حاکمیتها و عدم تبعیض تدوین شوند. مشارکت ایران در گفتوگوهای سایبری در چارچوب سازمان ملل متحد و سایر نهادهای بینالمللی، نشاندهنده تلاش تهران برای ایفای نقشی فعال در شکلدهی به نظم سایبری جهانی است. با این حال، شکاف عمیق میان دیدگاههای کشورهای مختلف، دستیابی به توافقهای جامع و الزامآور را دشوار کرده است.
پیوند مسائل سایبری با مذاکرات هستهای و امنیتی ایران نیز قابل توجه است. هرچند موضوع سایبری بهصورت رسمی در متن مذاکرات هستهای مطرح نشده، اما بهطور غیررسمی بر فضای بیاعتمادی و محاسبات امنیتی طرفین تأثیر گذاشته است. از نگاه ایران، حملات سایبری میتوانند مکمل سایر ابزارهای فشار سیاسی و امنیتی باشند و همین مسئله، ضرورت توجه به این حوزه را در معادلات مذاکراتی دوچندان کرده است.
نکته مهم دیگر، نقش بازیگران غیردولتی در مسائل سایبری مرتبط با ایران است. شرکتهای فناوری، گروههای هکری و حتی کاربران عادی، میتوانند بر تصویر بینالمللی ایران در فضای سایبری اثر بگذارند. کنترل و مدیریت این فضا، بهویژه در شرایط تحریم و فشار خارجی، به یکی از چالشهای سیاستگذاری داخلی و خارجی ایران تبدیل شده است. در مذاکرات بینالمللی نیز، مسئله مسئولیت دولتها در قبال کنشگران غیردولتی سایبری، همواره یکی از موضوعات بحثبرانگیز بوده است.
با وجود چالشها، مسائل سایبری میتوانند فرصتی برای دیپلماسی و همکاری ایران با سایر کشورها نیز فراهم کنند. مقابله با جرایم سایبری، حفاظت از زیرساختهای حیاتی و مدیریت تهدیدات مشترک، حوزههایی هستند که امکان گفتوگو و همکاری فنی در آنها وجود دارد. چنین همکاریهایی، در صورت شکلگیری، میتوانند به کاهش بیاعتمادی و ایجاد کانالهای ارتباطی جدید میان ایران و جامعه بینالمللی کمک کنند.
در مجموع، مسائل سایبری به بخشی جداییناپذیر از مذاکرات و تعاملات بینالمللی ایران تبدیل شدهاند. این مسائل در تقاطع امنیت، فناوری، سیاست و حقوق بینالملل قرار دارند و مدیریت آنها نیازمند رویکردی چندبعدی و واقعگرایانه است. آینده نقش ایران در نظم سایبری جهانی، تا حد زیادی به توان این کشور در تلفیق ملاحظات امنیتی با دیپلماسی فعال و مشارکت سازنده در تدوین قواعد بینالمللی وابسته خواهد بود.





نظر شما