به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، آیات ۵۱ تا ۵۹ سوره قصص، ادامه مسیری است که قرآن در این سوره ترسیم کرده، مسیری که از قصه موسی(ع) آغاز شد و به تحلیل یک سنت تاریخی میرسد، سنت مواجهه انسانها با پیام حق.
بنابر روایت فارس، در این بخش، قرآن از سطح روایت تاریخی عبور میکند و وارد لایهای عمیقتر میشود، جایی که سخن از تکرار پیام الهی، واکنش دلها و سرنوشت جوامعی است که میان ایمان و منافع دنیوی مردد ماندهاند.
پیام الهی، تکراری برای بیداری، نه از سر ناتوانی
آیه ۵۱ با تأکید آغاز میشود یعنی خداوند پیام خود را پیدرپی و با بیانهای مختلف به انسانها رسانده است. این تکرار، نشانه ضعف پیام نیست، بلکه نشانه رحمت است. انسان فراموشکار است، دلبسته دنیا میشود و در هیاهوی قدرت و ثروت، حقیقت را گم میکند. از همین رو، وحی با زبانها و زمانهای گوناگون تکرار میشود تا شاید دلها بیدار شوند.
قرآن در این آیه یادآوری میکند که حجت بر انسان تمام شده است. دیگر کسی نمیتواند ادعا کند که پیام را نشنیده یا راه را نشناخته است. تکرار وحی، آخرین فرصتها را هم به انسان میدهد.
اهل کتابی که زودتر رسیدند
در آیات ۵۲ تا ۵۴، قرآن از گروهی خاص یاد میکند، کسانی از اهل کتاب که پیش از نزول قرآن، به حقانیت آن ایمان آورده بودند. این افراد، نه از سر تعصب قومی، بلکه به دلیل شناخت عمیق از کتابهای آسمانی پیشین، نشانههای حق را در قرآن تشخیص دادند. وقتی آیات قرآن بر آنان تلاوت میشود، میگویند ما به آن ایمان آوردیم، زیرا این همان حق وعدهدادهشده است.

قرآن ویژگی مهم این مؤمنان را صبر معرفی میکند، صبری که در برابر تمسخر، فشار اجتماعی و حتی محرومیتهای اقتصادی شکل میگیرد. پاداش آنان دوچندان است، زیرا هم در دوره پیشین بر ایمان خود ایستادند و هم در عصر جدید، حقیقت را انکار نکردند. این آیات نشان میدهد که ایمان واقعی، محصول شناخت و صداقت است، نه وابستگیهای ظاهری.
ایمان و اخلاق اجتماعی
آیه ۵۵ بعد دیگری از شخصیت این مؤمنان را آشکار میکند. آنان وقتی با سخنان بیهوده و آزاردهنده روبهرو میشوند، به نزاع کشیده نمیشوند. پاسخشان کنارهگیری محترمانه است. قرآن این رفتار را نشانه بلوغ ایمانی میداند ایمانی که به جای جدال، راه سلامت و آرامش را انتخاب میکند.در اینجا، قرآن ایمان را صرفاً یک باور درونی معرفی نمیکند، بلکه آن را نیرویی اجتماعی میداند که در رفتار، گفتار و تعامل با دیگران نمود پیدا میکند.
تو نمیتوانی همه را هدایت کنی
در آیه ۵۶، خطاب مستقیم به پیامبر اسلام است، تو هر که را دوست داری، نمیتوانی هدایت کنی. هدایت نهایی، در دست خداست. این آیه هم تسلایی برای پیامبر است و هم هشداری برای انسانها. حتی نزدیکترین افراد به پیامبر، اگر نخواهند، مسیر حق را نمیپذیرند.قرآن با این آیه، مسئولیت پیامبر را روشن میکند یعنی رساندن پیام، نه تضمین نتیجه. انتخاب با انسان است و این انتخاب، پیامد دارد.

ترس از دست دادن منافع
آیات ۵۷ و ۵۸ پرده از بهانهای قدیمی برمیدارند. مخالفان پیامبر میگویند اگر از هدایت تو پیروی کنیم، از سرزمین خود رانده میشویم. قرآن این ترس را توهم میداند و یادآوری میکند که امنیت، روزی و ثبات، از سوی خداست، نه از قدرتهای ظاهری.
خداوند به مکه اشاره میکند، شهری امن که انواع نعمتها به سوی آن سرازیر میشود. اگر امنیت و رزق با کفر تضمین میشد، بسیاری از شهرهای قدرتمند گذشته نابود نمیشدند. قرآن در آیه ۵۸، سرنوشت شهرهایی را یادآوری میکند که در رفاه غرق شدند، اما شکر نکردند و نابود شدند. خانههایشان باقی ماند، اما زندگی از آنها رخت بربست.
عدالت الهی در نابودی تمدنها
آیه ۵۹ با یک اصل مهم پایان مییابد، خداوند هیچ جامعهای را نابود نمیکند، مگر آنکه پیامبرانی آگاهکننده به آنها بفرستد. نابودی، نتیجه ظلم و سرپیچی آگاهانه است، نه یک حادثه ناگهانی. این آیه، نگاه قرآن به تاریخ را روشن میکند، تاریخ، صحنه تصادف نیست، بلکه میدان قانونمندیهای الهی است.
آیات ۵۱ تا ۵۹ سوره قصص، روایتی زنده از مواجهه انسان با حقیقت است، از کسانی که با شناخت ایمان میآورند تا آنان که از ترس از دست دادن منافع، راه حق را انکار میکنند.
قرآن در این بخش نشان میدهد که ایمان، انتخابی آگاهانه است و تاریخ، گواهی روشن بر عاقبت این انتخابهاست. پیام الهی بارها تکرار شده، اما سرنوشت انسانها به پاسخ آنان به این پیام گره خورده است.
تلاوت این آیات را که در صفحه ۳۹۲ قرآن کریم واقع است، ببینید و بشنوید.





نظر شما