به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، ناصر ایمانی، فعال سیاسی اصولگرا، در بخشی از گفتوگوی خود با خبرگزاری خبرآنلاین، با اشاره به پایان یافتن اعتراضات و راهکار حاکمیت برای رفع نارضایتی مردم بیان کرد:من فکر میکنم که تردیدی وجود ندارد که سردمداران این اغتشاشات اخیر و آنهایی که تحریککننده اصلی بودند، ارتباطات خوبی با سرویسهای بیگانه داشتند. اما بهطور طبیعی، تعدادی هم از جوانان ما در این اعتراضات و خشونتها شرکت داشتند. ما روی سخنمان با آنهاست و با حاکمیت در مورد این سری افراد. آنهایی که در واقع خودفروخته هستند، قاعدتاً با آنها بحثی نیست.
وی ادامه داد: این موضوع باید در چند لایه مختلف مورد بررسی و اقدام قرار میگرفت و حتما کوتاهیهایی در این زمینه از سوی دستگاههای مسئول شده است. یک لایه از این مسائل، مسائل اقتصادی است. نارضایتی از مسائل اقتصادی، معیشت مردم و در واقع امید به آینده برای وضعیت معیشتی و تنگناهای معیشتی وجود دارد. این عمدتاً وظیفه دولت است که فوریتاً به آن بپردازد. البته متأسفانه دولت هم در اوایل این ناآرامیها که از بازار شروع شد، یک شوک تحت عنوان جراحی اقتصادی به بازار داد که شاید به لحاظ زمانی کار درستی نبود.
این چهره سیاسی اصولگرا خاطرنشان کرد: بنابراین، یک بخش از خواستهها، خواستههای اقتصادی است که دولت باید به آن توجه کند. اینکه قدرت خرید مردم با این نوساناتی که وجود دارد باقی بماند و کاهش پیدا نکند. اگر هم نمیتوانند افزایش بدهند، حداقل قدرت خرید مردم برای مایحتاج ضروری زندگی ثابت باقی بماند. لایه دیگر، مسائل اجتماعی و فرهنگی است که ما در این زمینه واقعاً هم کوتاهیهایی در دولت و کم کاری بسیار زیادی در مجموعه دستگاههای مربوط صورت گرفته است.
وی با بیان اینکه ما در مورد قشر جوانمان یک اختلاف نسلی بزرگ داریم، گفت: نسل قبل متعلق به فرهنگ انقلاب و مسائل انقلاب بود. نسل جدید اصلاً اینها را ندیده و بهطور طبیعی باور هم ندارد. از طرف دیگر، در جهان هم اختلاف نسلی به خاطر مسئله فضای مجازی وجود دارد و این موضوع مربوط به ایران نیست. عمدتاً شما الان در بسیاری از کشورهای دیگر هم که نگاه کنید، یک اختلاف نسلی معنادار بین این نسل و نسل قدیم میبینید. در ایران، این موضوع شدیدتر هم هست.
ایمانی با بیان اینکه بنابراین، ما یک اختلاف نسلی داریم و مسئله دیگر این است که مجموعه رفتار حاکمیت در این سالهای گذشته بهگونهای بوده که ارتباط خودش را با نسل جوان قطع کرده است، تصریح کرد: یعنی نسل جوان در واقع هیچ ارتباط منطقی و مفهومی با حاکمیت ندارد؛ حرفهای همدیگر را نمیشنوند. نه اینها حرف آنها را میشوند و نه آنها حرف اینها را درست میشنوند. این خودش یک معضل بسیار بزرگ از جهت عدم درک متقابل یکدیگر است.
وی ادامه داد: مسئله بعدی هم این است که ارزشها و نوع زندگیای که نسل جدید میخواهد و نوع نگاه و زیست نسل قدیم با هم متفاوت است و ما این را در حاکمیت نخواستیم بپذیریم. نسل جدید به گونه دیگری زندگی میکند؛ خواستههایش از زندگی چیزهای دیگری است و حاکمیت نخواسته این را بهدرستی ادراک کند. برای همین هم این فاصلهها بیشتر شده است.
فعال سیاسی اصولگرا با بیان اینکه مسئله آخر هم مسئله امید به آینده است، گفت: امید نقش بسیار تعیینکنندهای دارد. جوانان ما امیدشان به آینده—اینکه شغلشان چه خواهد شد، تحصیلاتشان چه خواهد شد، تشکیل زندگیشان چگونه خواهد بود، درآمدشان چگونه خواهد بود—همه اینها در یک ابهام بزرگ به سر میبرد. این ناامیدی و ابهام نسبت به آینده جوانان طغیانگر میشود.
وی با طرح این پرسش که چه باید کرد، خاطرنشان کرد: اگر ما صورت مسئله را درست تدوین کنیم، پاسخ هم مشخص است. من از مراجع تصمیمگیر در این زمینه، اعم از دولت، مجلس یا نهادهای ذیربط که بعضاً بودجههای کلانی هم دارند، درخواست میکنم که از نظرات و دیدگاههای جامعهشناسان و روانشناسان اجتماعی استفاده کنند. این اساتید محترم در جامعه ما کم نیستند. از نظرات راهبردی آنها استفاده شود و فقط متکی به ایدههای خودشان یا کارشناسان دولتی نباشند.
۳۱۲۱۵





نظر شما