به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، در ۷ فوریه ۱۹۶۴ [۱۸ بهمن ۱۳۴۲]، پرواز ۱۰۱ «یانکی کلیپر» شرکت پاناَم (Pan Am) از فرودگاه هیترو لندن در فرودگاه کندی نیویورک به زمین نشست و «بیتل مانیا» [۱] وارد آمریکا شد.
این نخستین سفر گروه بیتلز به ایالات متحده بود؛ یک گروه چهارنفره راکاندرول بریتانیایی که تنها شش روز پیش از آن با ترانه «I Want to Hold Your Hand» نخستین رتبه شماره یک خود را در جدولهای آمریکا به دست آورده بود. در فرودگاه کندی، «چهار شگفتانگیز» (Fab Four) - با کتوشلوارهای مُد روز و مدل موی معروف کاسهایشان - با استقبال ۳ هزار هوادار جیغکشان روبهرو شدند؛ هوادارانی که هنگام پیاده شدن اعضای گروه از هواپیما و قدم گذاشتن آنها بر خاک آمریکا، وضعیتی نزدیک به آشوب به وجود آوردند.
دو روز بعد، پل مککارتنیِ ۲۱ ساله، رینگو استارِ ۲۳ ساله، جان لنونِ ۲۳ ساله و جورج هریسونِ ۲۰ ساله نخستین حضور تلویزیونی خود را در برنامه محبوب و متنوع «اد سالیوان شو» تجربه کردند. اگرچه به دلیل فریادهای گوشخراش دختران نوجوان حاضر در استودیو شنیدن اجرای گروه دشوار بود، حدود ۷۳ میلیون بیننده تلویزیونی در آمریکا - یعنی نزدیک به ۴۰ درصد جمعیت کشور - این برنامه را تماشا کردند. سالیوان بلافاصله بیتلز را برای دو اجرای دیگر در همان ماه رزرو کرد. این گروه نخستین کنسرت عمومی خود در ایالات متحده را در ۱۱ فوریه [۲۲ بهمن ۱۳۴۲] در ورزشگاه کولیسیم واشینگتن دی.سی. برگزار کرد که ۲۰ هزار نفر در آن حضور داشتند. روز بعد، آنها دو اجرای پیاپی در تالار کارنگی نیویورک اجرا کردند و به دلیل هیجان و شوریدگی هواداران، پلیس ناچار شد خیابانهای اطراف این تالار موسیقیِ کهن و معتبر را مسدود کند. در ۲۲ فوریه [۳ اسفند ۱۳۴۲] بیتلز به انگلستان بازگشتند.
نخستین تور آمریکایی بیتلز اثری ماندگار در حافظه فرهنگی ایالات متحده بر جای گذاشت. در زمانی که جوانان آمریکایی آماده بودند از فضای فرهنگی سختگیرانه دهه ۱۹۵۰ فاصله بگیرند، بیتلها با موسیقی پرشور و روحیه شورشی خوشطینت خود، محرکی ایدهآل برای این دگرگونی بودند. تکآهنگها و آلبومهای آنها میلیونها نسخه فروش رفت و در مقطعی در آوریل ۱۹۶۴، هر پنج تکآهنگ پرفروش جدولهای آمریکا متعلق به بیتلز بود. تا زمان اکران نخستین فیلم سینمایی بیتلز، «A Hard Day’s Night»، در ماه اوت، «بیتل مانیا» به پدیدهای فراگیر در سراسر جهان بدل شده بود. اواخر همان ماه، این چهار پسر اهل لیورپول برای دومین تور خود به ایالات متحده بازگشتند و در سالنهایی که همه بلیتهایشان فروخته شده بود، در سراسر کشور اجرا کردند.
در سالهای بعد، بیتلها اجرای تورها را کنار گذاشتند تا بر ضبطهای نوآورانه استودیویی تمرکز کنند؛ آثاری چون آلبوم مفهومی و روانگردانِ «Sgt. Pepper’s Lonely Hearts Club Band» در سال ۱۹۶۷ که به عنوان یکی از شاهکارهای موسیقی عامهپسند شناخته میشود. موسیقی بیتلز در طول دگرگونیهای فرهنگی بزرگ دهه ۱۹۶۰ همچنان برای جوانان معنادار و تأثیرگذار باقی ماند و منتقدان از نسلهای مختلف، نبوغ ترانهسراییِ تیم لنون–مککارتنی را ستودند. در سال ۱۹۷۰، بیتلها از هم پاشیدند و میراثی شامل ۱۸ آلبوم و ۳۰ تکآهنگِ قرارگرفته در میان ۱۰ اثر برتر جدولهای آمریکا از خود به جا گذاشتند.
در دهه بعد، هر چهار عضو بیتلز با میزانهای متفاوتی از موفقیت، فعالیتهای انفرادی را دنبال کردند. جان لنون، صریحترین و جنجالیترین عضو گروه، در سال ۱۹۸۰ به دست یکی از هواداران آشفتهحال در برابر ساختمان آپارتمانش در نیویورک به ضرب گلوله کشته شد. پل مککارتنی در سال ۱۹۹۷ به پاس خدماتش به فرهنگ بریتانیا از سوی ملکه الیزابت دوم لقب شوالیه دریافت کرد. در نوامبر ۲۰۰۱، جورج هریسون بر اثر سرطان درگذشت. رینگو استار نیز در سال ۲۰۱۸ به دلیل «خدماتش به موسیقی» لقب شوالیه را دریافت کرد.
منبع:
پینوشت
۱- در دهه ۱۹۶۰ گروه بیتلز در بین جوانان غربی پرآوازه شد... طرفداران روزها در فرودگاه به انتظار مینشستند تا فقط به آنها دست تکان دهند! پس از کنسرت صفهای طولانی تشکیل میشد تا اعضای گروه طرفداران خود را لحظهای درآغوش گیرند. برخی طرفداران، در دوردستها میایستادند و با نگاه به آنها فقط اشک میریختند چون تحمل نزدیک شدن به آنان را نداشتند. این شیفتگی آنقدر شدید بود که روانشناسان اجتماعی از بیماری بیتل مانیا(Beatle mania) گفتند. مانیا جزو اختلالات روانی و به معنای شیدایی است. بهتدریج شیدایی جوانان شوریدهحال توجه جامعهشناسان را جلب کرد. این سطح از شیفتگی، آن هم نسبت به افرادی که خواننده و یا مجری تلویزیون بودند برای جامعهشناسان مایه تعجّب بود. گویی در دنیای مدرن، این واکنش عاطفی به کسانی که بیشتر ساخته رسانهها هستند تداوم شیدایی نسبت به کشیشان در َاشکال جدید آن بود. در گذشته، کشیشان هدف چنین پرستشی قرار میگرفتند، مردم به زیارت آنان میرفتند و تلاش میکردند تا این شخصیتها دستی بر سر و روی آنان بکشند، برخی دست بر جای پای آنان میکشیدند و آن را بر سروصورت خود میمالیدند، اشیاء متعلق به آنان مقدس، و یکی از خاطرات مهم زندگی، تعریف هیجانِ ملاقات با این شخصیتها بود. - فردین علیخواه، جامعه سینما.
۲۵۹





نظر شما