فروپاشی آخرین پیمان هسته‌ای امریکا و روسیه / آیا جهان به عصر هراس اتمی بازگشت؟

انقضای پیمان استراتژیک کاهش تسلیحات هسته‌ای (نیواستارت) میان آمریکا و روسیه در پنجم فوریه ۲۰۲۶، نه تنها مهمترین سد قانونی در مسیر مسابقه‌ی تسلیحاتی دو ابرقدرت هسته‌ای را از میان برد، بلکه زمین‌بازی ژئوپلیتیک جهانی را به گونه‌ای عمیق دگرگون کرد. در این میان، برنامه صلح‌آمیز هسته‌ای جمهوری اسلامی ایران، که همواره تحت شدیدترین فشارهای سیاسی و اقتصادی غرب بوده، اکنون در معرض تندبادهای ناشی از این خلأ تاریخی قرار گرفته است.

رسول سلیمی- خبرآنلاین : پیمان نیواستارت، که در سال ۲۰۱۰ به امضا رسید و آخرین پیمان باقی‌مانده کنترل تسلیحات هسته‌ای میان واشنگتن و مسکو بود، عملاً طلسم پنج دهه تلاش برای ایجاد نظم مبتنی بر تحدید تسلیحات اتمی را شکست. محدود کردن کلاهک‌های مستقر دو طرف به ۱۵۵۰ کلاهک و سیستم‌های پرتاب به ۷۰۰ فروند، حداقلی از پیش‌بینی‌پذیری را در مناسبات خطرناک هسته‌ای فراهم کرده بود. انقضای این پیمان بدون جایگزین، جهان را به وضعیتی بازمی‌گرداند که پیش از پیمان «سالت یک» در سال ۱۹۷۲ حاکم بود و این به معنای عصر هسته‌ای است.

چه آنکه این رویداد در بستر تشدید تقابل‌های راهبردی میان بلوک غرب به رهبری آمریکا و محور شرق به رهیافت روسیه و چین رخ داده است. اما از منظر تحلیلی، انقضای نیواستارت را نمی‌توان صرفاً یک شکست دیپلماتیک خواند؛ این اقدام، نشانه‌ای عینی از گذار نظام بین‌الملل به سمت «چندقطبی آشوب‌زده» است، جایی که مکانیسم‌های همکاری‌جویانه جای خود را به منطق صفر و صفر رقابت امنیتی می‌دهند. رافائل گروسی، مدیرکل آژانس بین‌المللی انرژی اتمی، به درستی نسبت به افزایش ریسک جهانی در پی این خلأ هشدار داده است. در چنین محیط بین‌المللی بی‌ثبات‌شده، کشورهایی مانند ایران که در کانون منازعات ژئوپلیتیک قرار دارند، ناگزیرند محاسبات امنیتی خود را با در نظر گرفتن بدترین سناریوها بازتعریف کنند.

طوفان از دور نزدیک؛ تأثیرات مستقیم بر امنیت ملی ایران

پیامدهای انقضای نیواستارت برای جمهوری اسلامی ایران را می‌توان در چند محور کلیدی و درهم‌تنیده تحلیل کرد:

  1. تغییر موازنه تهدید و فوریت امنیتی: با از بین رفتن سقف تسلیحات هسته‌ای روسیه و آمریکا، پتانسیل افزایش کمی و کیفی زرادخانه‌های دو رقیب اصلی به شدت بالا رفته است. گزارش‌های مراکزی مانند شورای روابط خارجی آمریکا حاکی از امکان افزایش کلاهک‌های هسته‌ای روسیه تا ۲۶۰۰ و آمریکا تا ۳۵۰۰ کلاهک است. این گسترش نه تنها تعادل استراتژیک جهانی را برهم می‌زند، بلکه «سایه هسته‌ای» سنگین‌تری بر منطقه حساس خاورمیانه و به ویژه خلیج فارس می‌افکند. در چنین شرایطی، گفتمان «تهدید امنیت ملی» در محاسبات تهران، ابعاد پیچیده‌تری می‌یابد. افزایش حضور و مانورهای نظامی آمریکا در منطقه، از جمله در پایگاه‌هایی مانند «العُدید» در قطر، در چهارچوب منطق مسابقه تسلیحاتی بزرگتر قابل ارزیابی مجدد خواهد بود.
  2. تضعیف رژیم عدم اشاعه و دوگانگی معیارها: انقضای نیواستارت عملاً پایه‌های رژیم منع گسترش سلاح‌های هسته‌ای (ان‌پی‌تی) را سست می‌کند. وقتی خود قدرت‌های هسته‌ای رسمی از تعهد به کاهش زرادخانه‌های خود سرباز می‌زنند، ادعاهای آنان برای مهار برنامه‌های صلح‌آمیز سایر کشورها از اعتبار اخلاقی و سیاسی تهی می‌شود. این «دوگانگی معیار» بارزتر از همیشه شده و روایت غربی مبنی بر «عدم همکاری ایران» را با چالشی جدی مواجه می‌سازد. فشار بر ایران برای محدودسازی برنامه‌های غنی‌سازی، که طبق گزارش‌های متعدد آژانس، همواره تحت نظارت دقیق بوده، در حالی اعمال می‌شود که بازیگران اصلی هسته‌ای جهان خود را از هرگونه قید و بند مشابهی رها کرده‌اند. این وضعیت، فضای مذاکره را به جای همکاری، به عرصه‌ای برای موازنه قوا تبدیل می‌کند.
  3. تشدید انزواطلبی و نقش آفرینی قدرت‌های جایگزین: خلأ به وجود آمده، غرب به ویژه آمریکا را ترغیب می‌کند تا برای جبران احساس ناامنی ناشی از مسابقه با روسیه و چین، بر فشار حداکثری بر رقبای منطقه‌ای خود بیفزاید. تهدید به احیای مکانیسم ماشه در شورای امنیت یا اعمال تحریم‌های جدید علیه ایران، در این فضا محتمل‌تر می‌شود. در سوی مقابل، این شرایط راهبرد «نگاه به شرق» ایران را تقویت می‌کند. همکاری‌های راهبردی با روسیه و چین در حوزه‌های امنیتی، اقتصادی و فناوری می‌تواند ابعاد تازه‌ای بیابد. نقش آفرینی در بلوک‌های نوظهور مانند بریکس (BRICS) – که ایران عضو آن است – به عنوان پلتفرمی برای ایجاد ائتلاف‌های ضد هژمونیک و تعدیل فشارهای غرب، از گزینه‌های پیش روی دیپلماسی ایران خواهد بود.
  4. محاسبات هزینه-فایده در حوزه هسته‌ای: در محیط امنیتیِ به مراتب خصمانه‌تر پس از نیواستارت، محاسبات تهران درباره برنامه هسته‌ای صلح‌آمیز خود نیز می‌تواند دستخوش ملاحظات تازه شود. این به معنای تغییر در سیاست‌های پایه‌ای نیست، بلکه به معنای ارزیابی مجدد سطح غنی‌سازی، ذخایر اورانیوم و گسترش فناوری‌های وابسته، با توجه به تهدیدات متصور است. گزارش فوریه ۲۰۲۶ آژانس بین‌المللی انرژی اتمی حاکی از ادامه غنی‌سازی ایران در سطوح مختلف از جمله ۶۰ درصد است. در شرایط جدید، حفظ و تقویت توانمندی‌های علمی و فنی هسته‌ای به عنوان یک ابزار راهبردی برای افزایش قدرت چانه‌زنی و ایجاد بازدارندگی در برابر تهدیدات ممکن است بیش از پیش در کانون توجه قرار گیرد. اقتصاد ایران نیز باید آمادگی تحمل فشارهای بیشتر ناشی از تشدید تحریم‌ها را داشته باشد، هرچند تجربه سال‌های گذشته نشان داده مقاومت اقتصاد ملی در برابر این فشارها میسر است.

فروپاشی آخرین پیمان هسته‌ای امریکا و روسیه / آیا جهان به عصر هراس اتمی بازگشت؟

ایران در رقابت های هسته ای امریکا و روسیه چه جایگاهی دارد؟

در چنین شرایطی، جمهوری اسلامی ایران در این گذرگاه تاریخی، نیازمند به کارگیری دیپلماسی هوشمند، فعال و چندسطحی است. بر اساس رویکرد واقع‌گرایانه از ساختار نظام بین‌الملل، راهکارهای زیر می‌تواند مسیر پیش رو را هموارتر کند:

  1. دیپلماسی تهاجمی مبتنی بر افشای دوگانگی‌ها: ایران باید در تمامی مجامع بین‌المللی، از جمله سازمان ملل متحد و کنفرانس خلع سلاح و آژانس بین‌المللی انرژی اتمی، بر پیوند انقضای نیواستارت با تضعیف رژیم ان‌پی‌تی و نقض روحیه تعهدات هسته‌ای توسط قدرت‌های دارنده سلاح اتمی تأکید کند. هدف باید افشای تناقض در رفتار غرب و بی‌اعتبار کردن ادعاهای آنان در قبال ایران باشد.
  2. تعمیق همکاری‌های راهبردی با محور شرق: توسعه روابط همه‌جانبه با روسیه و چین، نه به عنوان یک انتخاب، بلکه به عنوان یک ضرورت راهبردی در شرایط جدید باید در دستور کار قرار گیرد. این همکاری‌ها می‌تواند از حوزه‌های اقتصادی و نظامی فراتر رفته و هماهنگی دیپلماتیک در مواجهه با طرح‌های فشارآفرین غرب را در بر گیرد.
  3. ابتکار عمل برای امنیت جمعی منطقه‌ای: ایران می‌تواند با تکیه بر مزیت‌های ژئوپلیتیک و امنیتی خود، پیشنهاد تدوین رژیم امنیت جمعی در منطقه خلیج فارس را با مشارکت کلیه کشورهای ساحلی مجدداً و با قوت مطرح کند. چنین طرحی، که مبتنی بر خروج نیروهای فرامنطقه‌ای و ایجاد مکانیسم‌های اعتمادسازی است، می‌تواند بهترین پاسخی به بی‌ثباتی ناشی از مسابقه تسلیحاتی بزرگ‌مقیاس باشد.
  4. مقاومت اقتصادی و توسعه درون‌زا: تجربه سال‌های اخیر نشان داده که اقتصاد ایران ظرفیت قابل توجهی برای انطباق با شرایط سخت و کاهش وابستگی دارد. شتاب بخشیدن به سیاست‌های اقتصاد مقاومتی، توسعه بازارهای جدید صادراتی و تقویت پیوندهای اقتصادی با همسایگان و شرکای راهبردی، سپر دفاعی کشور در برابر فشارهای اقتصادی را مستحکم‌تر خواهد کرد.

در مجموع، انقضای پیمان نیواستارت، جهان را وارد فصل تیره‌ و تازه‌ای از رقابت‌های امنیتی کرده است. برای جمهوری اسلامی ایران، این رویداد هم تهدید است و هم فرصت. تهدید از آن جهت که محیط امنیتی پیرامون کشور را مخدوش‌تر و فشارهای سیاسی دشمنان را فزاینده‌تر می‌کند. فرصت از این منظر که دوگانگی ذاتی گفتمان غرب در مورد سلاح‌های هسته‌ای را عریان‌تر ساخته و فضای بین‌المللی را برای شکل‌گیری ائتلاف‌های جدید و تعدیل کننده هژمونی غرب مساعدتر می‌سازد.

کلید عبور موفقیت‌آمیز از این مرحله، در هماهنگی سه ضلع «قدرت دفاعی و بازدارندگی»، «دیپلماسی فعال و هوشمند» و «اقتصاد مقاوم و پویا» نهفته است. ایران باید با حفظ اصول و منافع ملی خود، با اتکا به توانمندی‌های داخلی و روابط راهبردی با شرکای بین‌المللی، مانور خود را در این صفحه شطرنج پیچیده حفظ کند. روایت غالب غربی که می‌کوشد ایران را عامل بی‌ثباتی نشان دهد، در پرتو فروپاشی خودخواسته آخرین پیمان کنترل تسلیحات هسته‌ای توسط همان قدرت‌ها، هر روز سست‌تر می‌شود. آینده ثبات منطقه‌ای و جهانی، نه در تشدید یکجانبه‌گرایی و فشار، که در احیای عقلانیت جمعی و پذیرش حق‌ذات ملت‌ها برای برخورداری از فناوری صلح‌آمیز هسته‌ای تحت چارچوب ان‌پی‌تی نهفته است.

۲۱۳/۴۲

کد مطلب 2179148

برچسب‌ها

خدمات گردشگری

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
9 + 0 =

آخرین اخبار

پربیننده‌ترین