به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، «عباس آخوندی» استاد دانشگاه تهران و وزیر راه و شهرسازی دولت یازدهم و دوازدهم ، گفتگویی با ایرنا انجام داده است.
اهم سخنان وی را در ادامه می خوانید؛
*امنیت در وضعیت جدید جهان، بهمثابه امنیت زنجیره ارزش است؛ چون این زنجیره میتواند از دهها حلقه و گره تشکیل شده باشد. اگر هر یک از این گرهها بریده شود این زنجیره دیگر عمل نمیکند. تصور بر این است که فقط ما در منطقه خلیج فارس ذینفع هستیم، حال که اینگونه نیست. ما مواد اولیه و انرژی داریم. ما کریدور حملونقل و بازار مصرف هم هستیم. بنابر این، تمام دنیا در این منطقه ذینفع هستند؛ ما هم در تمام دنیا، ذینفعیم. به دلیل همین پیوستگی، اقتصاد و امنیت دو روی یک سکه هستند. شما نمیتوانید زنجیره ارزش جهانی را از امنیت تفکیک کنید.
*متأسفانه در ایران تصورمان بر این است که امنیت مطلقاً یک امر نظامی است و روی دیگرش هم دیپلماسی است. دیپلماسی با چه هدفی؟ معلوم نیست. با چه هدفی است؟ من خوبم، تو خوبی، با همدیگر بشینیم صحبت کنیم؛ راجع به چی صحبت کنیم؟ ما نمیدانیم.
*میگویند کشورهای منطقه از جهت بلوکبندی در بلوکهای مخالف ما هستند، این هم یک تصویر کاملاً ذهنی و ایدئولوژیک ما از منطقه است. چون ما جهان را هنوز از منظر شرق و غرب،آمریکا و روسیه میبینیم؛ اساساً اینگونه نیست. کشورهای منطقه تأمینکننده ۴۰ درصد انرژی چین هستند. آنها بزرگترین بازار مصرف چین هستند.
*میدانید که میزان تجارت چین با کشورهای جنوب خلیج فارس سالانه ۳۰۰ میلیارد دلاراست. با آمریکا چقدر است؟ ۶۰ میلیارد دلار. در واقع کشورهای منطقه با چین پنج برابر آمریکا مبادله دارند ولی ما تصورمان چگونه است؟ ما فکر میکنیم همه این کشورها نوکران آمریکا هستند. من نمیگویم این کشورها با آمریکا و غرب متحد نیستند، ولی اصلاً این فهمی که ما داریم، فهم عجیبوغریبی است.
*هفته پیش، امیر امارات متحده کجا رفت؟ رفت روسیه.شما میزان تجارت و سرمایهگذاری اماراتیها را در چین و میزان سرمایهگذاری چینیها را در امارات ببینید. تصورهای که ما داریم، تصور خیلی خامی است.
*امنیت را خیلی صفر و یکی میبینیم و امنیت را فقط از منظر نظامی میفهمیم و قدرت را فقط در قدرت نظامی میدانیم؛ حال اینکه قدرت اصلی الان در حال حاضر، این است که شما نقشتان و سهمتان در زنجیره ارزش جهانی چگونه است.
*مشکل ما این است که اساساً برخی امنیت را فقط از زبان سیاست و لوله اسلحه میبینند اما آخر کار، تمام این سیاستها و لوله اسلحه برای این است که دولتها بتوانند امکانات تولید و زندگی مردم را تأمین کند. سهم بقیه جهان از کل تولید حدود ۳۰ تا ۳۱ درصد است. کشورهای جنوب خلیج فارس، ترکیه، روسیه و ایران هر کدام از این زنجیره هم سهم دارند. ما سهم داریم و بقیه کشورها هم سهم دارند.
*ما اگر سیاست را از منظر زنجیره ارزش جهانی ببینیم که در واقع در حال حاضر گفتمان غالب جهان هم همین است، تنها راهی که میتوانید اساساً رفتار ترامپ را تجزیه و تحلیل کنید فقط از زاویه دید زنجیره ارزش جهانی است؛ از زاویه دید دیگری نمیتوانید رفتار ترامپ را تحلیل کنید.
*اساساً در دنیای جدید امکان تأمین امنیت انفرادی وجود خارجی ندارد. مشکلی که بر سیاست خارجی ما حاکم و با آن گرفتار است و نمیتواند از این وضعیت خارج شود، این تصور است که بهصورت منفرد میتواند امنیت خودش را حفظ کند. هیچ کشوری بهصورت منفرد امکان تأمین امنیت را در این جهان بههمپیوسته و پیچیده ندارد.
* میگفتیم ما اینجا ماست میخوریم، میخواهیم تولید هستهای داشته باشیم، داریم کار خودمان را میکنیم؛ شما چرا مداخله میکنید؟ چرا در امور ما مداخله میکنید؟ پس چرا مذاکره میکنیم؟ اصلاً چرا گفتوگو میکنیم؟ چرا آقای عراقچی به ترکیه رفته است؟ به خاطر اینکه شما نمیتوانید بگویید من در این جهان نیستم، از این جهان متأثر نیستم و بر این جهان تأثیر نمیگذارم.
*اصلاً اینطور نیست که شما تصور بکنید میتوانید اطراف کشور دژ بکشید و بگویید من به هیچکسی هم کار ندارم، به کسی لطمه نمیزنم، کسی هم با من تماس نگرفته است.
*این تصورِ زندگی در دژ، یعنی زندگی در انزوا؛ این میشود قلعهٔ حسن صباح در الموت. این دیدگاه با جهان امروز سازگار نیست. اگر حسن صباح جان سالم به در برد، ما هم قطعاً جان سالم به در میبریم. اصلاً این چه حرفی است که ما تصور کنیم مثلاً میتوانیم برویم و در دژ زندگی کنیم. ما در دنیا زندگی میکنیم و وقتی با دنیا زندگی میکنیم، باید رفتوآمد داشته باشیم.
*ما پروندهٔ باز داریم. یعنی باید بپذیریم هشت سال با عراق جنگیدیم، درست است؟ آیا ما پیمان صلح با عراق امضا کردیم؟ خیر. عراق حالا متحد ما است، ما هنوز پیمان صلح با عراق نداریم. ما پروندهٔ باز با سوریه، مصر، یمن و آمریکا داریم. این نکته بسیار مهم است.
*یکی دو روزه آینده قرار است با چین و روسیه یک مانور در خلیج فارس داشته باشیم. چقدر ما صحبت کردیم که میخواهیم با کشورهای همسایهخیلی خوب باشیم؟ اولویت روابط ما با کشورهای منطقه است. چرا در این مانور نه عربستان هست، نه عمان هست، هیچکسی نیست؟ این برمیگردد به آن رویکرد ما؛ یعنی اگر ما رویکرد امنیت منطقهای داشتیم، آنها میآمدند.
*میگویند اینها مذاکره میکنند برای ایجاد تأخیر فاز. میگویند اینها مذاکره نمیکنند برای حل یک مساله؛ اینها فقط مذاکره میکنند که از این ستون به آن ستون فرج است. شما نمیتوانید حرف معتبر بزنید. ما در منطقه با منطقهایم. ما اصلاً به دنبال سیادت بر منطقه نیستیم؛ اصلاً چه کسی گفته است ما مالک این منطقه هستیم؟ ما همه با هم هستیم.
*چرا وقتی بیشترین حضور نظامی آمریکا در منطقه است، چینی که کمترین ریسک را در مبادلات بینالمللی دارد، میآید با ایران مانور اجرا میکند؟ چینیها خیلی محافظهکارند. پس چرا میآیند با ایران مانور اجرا میکنند؟این تأیید همان نظریهٔ من است که میگویم باید اینها همه در این زنجیره منافع داشته باشند. یعنی قطعاً چین نگران امنیت منطقه است. اینکه آنها در این منطقه منافع دارند، تردیدی نیست.
*یک زنجیره به تنهایی نمیتواند منافع خود را تامین کند و اگر نخواهید بلوکی فکر کنید و تفکری انفرادی داشته باشید و بخواهید در دژ زندگی کنید خودتان را نابود می کنید. اگر انفرادی با آمریکا مذاکره کنید نمیتوانید موفق شوید. باید به آنها بگویید ما همه در این زنجیره ذی نفع هستیم و شما نمی توانید ما را تهدید کنید. باید گفتمان را عوض کنیم و بگوییم تهدید ایران یعنی تهدید ارزش زنجیره جهانی.آیا ونزوئلا می توانست به صورت فردی عمل کند با اینکه با روسیه رابطه خوبی داشت؟
*آمریکا میگوید ایران منافع ما را تهدید میکند و برای اینکه بگویید تهدید من معتبر است ناوهای خود را به منطقه خلیج فارس میآورد. اگر در زیر این سایه تهدید بخواهیم با آمریکا مذاکره کنیم یک بحث است و اگر بخواهیم با قدرت مذاکره کنیم بحث دیگری است و باید بگوییم بلوکی با ما شریک هستند بنابر این ما با یک بلوک با شما مذاکره می کنیم.
*یادمان باشد. ۷۰ درصد تولید ناخالص جهان توسط آمریکا، چین و اتحادیه اروپا انجام می شود. باید مساله خودمان را با این سه قطب حل کنیم.
۲۹۲۱۸





نظر شما