به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، ماری شیل (لیدی شیل)، همسر وزیرمختار انگلیس در ایرانِ اوایل سلطنت ناصرالدینشاه، در خاطرات خود تصویری چندلایه و گاه متناقض از زندگی زنان ایرانی ترسیم میکند؛ تصویری که هم واجد مشاهدههای اجتماعی است و هم متأثر از نگاه یک زن اروپایی به جامعهای شرقی. او در مقایسهای معنادار، وضعیت زنان روستایی و عشایری را بهمراتب بهتر از زنان شهری میداند؛ زنانی که بهگفته او کمتر قربانی طلاق و چندهمسری میشدند و خواستههایشان بیشتر مورد توجه شوهران قرار میگرفت.
در مقابل، زنان شهری، بهویژه در طبقات بالا، در نظامی ناپایدار و رقابتی زندگی میکردند؛ جایی که جوانی، زیبایی و زایش پسر نقش تعیینکنندهای در حفظ جایگاه زن داشت. با ورود همسر جدید، سهم زن پیشین از محبت، امکانات مالی و حتی توجه به فرزندانش کاهش مییافت و آینده او، بهخصوص اگر بیفرزند بود، تیره و نامطمئن میشد. شیل معتقد است همین ناامنی عاطفی و اجتماعی، امکان دلبستگی عمیق میان زن و شوهر را از زنان ایرانی سلب میکرد.
او از زندگی یکنواخت، محدود و تهی از سرگرمیهای فرهنگی در میان زنان رجال سخن میگوید؛ زنانی که وقتشان میان اندرون، حمام، دید و بازدیدها و گاه شایعهسازی میگذشت. با این حال، شیل به نوعی «آزادی پنهان» زنان در فضای عمومی نیز اشاره میکند؛ آزادیای که بهواسطه پوشش کامل، گمنامی و امکان حضور بیهویت در بازار و معابر فراهم میشد.
در لایهای تاریکتر، خاطرات او به خشونت ساختاری در حرمسراها میپردازد؛ فضایی استبدادی که در آن تحقیر، شکنجه و حتی قتل، بیپیگرد باقی میماند. در چنین نظمی، بزرگترین آرزوی زن، زایش پسر بود و دختران ارزشی اجتماعی نداشتند.
متن کامل این گزارش را از اینجا بخوانید.
۲۵۹





نظر شما