خبرآنلاین - محمد عارف معزی: در شرایطی که فضای سیاسی و رسانهای پیرامون روابط ایران و آمریکا بار دیگر با گمانهزنیهایی درباره تشدید تنش و احتمال درگیری نظامی همراه شده است، ازسرگیری گفتگوها میان دو طرف، بار دیگر نقش دیپلماسی را در مدیریت بحران مورد توجه قرار داد. بسیاری از کارشناسان معتقدند مذاکرات جاری بیش از آنکه با هدف خرید زمان باشد، با هدف کنترل تنش، جلوگیری از جنگ و کاهش فشارهای اقتصادی، سیاسی و روانی دنبال میشود.
در این چارچوب، مذاکره به ابزاری برای ارسال پیام به جامعه جهانی تبدیل شده است مبنی بر اینکه ایران مسیر گفتگو و راهحلهای دیپلماتیک را بهعنوان گزینه اصلی خود انتخاب کرده است. این موضوع بهویژه در فضایی اهمیت دارد که بخشی از افکار عمومی تحت تأثیر فضای رسانهای، با نگرانی از وقوع جنگ مواجه است.
اظهارات دونالد ترامپ درباره تمایل به دستیابی به توافق برای جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح هستهای نیز نشاندهنده تمرکز مجدد آمریکا بر پرونده هستهای است؛ موضوعی که با توجه به ادعاهای پیشین واشنگتن درباره نابودی تأسیسات هستهای ایران، با تردیدهایی همراه شده است. تحلیلگران بر این باورند که هدف اصلی آمریکا، اطمینان از عدم بازسازی ظرفیتهای هستهای ایران در آینده است.
در فضای غیررسمی مذاکرات، مطالباتی مانند تعیین تکلیف ذخایر اورانیوم با غنای بالا، توقف غنیسازی، محدودیت در برنامه موشکی و تعهد به عدم مداخله منطقهای مطرح شده است. در مقابل، موضع ایران بر مدیریت بحران و تلاش برای پایان دادن به تحریمها بهعنوان دو اولویت اصلی استوار است و تاکید شدهاست که تهران صرفا در این مذاکرات در مورد پرونده هستهای گفت و گو میکند.
کارشناسان تأکید دارند که مذاکرات هنوز وارد مرحله رسمی و کامل نشده و در حال حاضر بیشتر در سطح «گفتگو» برای رسیدن به یک دستور کار مشترک قرار دارد. در چنین شرایطی، ادامه دیپلماسی حتی بهصورت فرسایشی، از نگاه بسیاری از تحلیلگران، بهمراتب کمهزینهتر از ورود به یک بحران نظامی خواهد بود.
در همین راستا خبرگزاری خبرآنلاین، در گفتگو با حسن بهشتیپور، کارشناس مسائل هستهای به بررسی جزئیات این اتفاق پرداخته است.
در ادامه مشروح گفتگوی تفصیلی «خبرآنلاین» با حسن بهشتیپور را میخوانید.
مذاکره برای جلوگیری از جنگ و نمایش چهره دیپلماتیک ایران
***از نظر شما آیا مذاکره برای خرید زمان در شرایط فعلی به نفع ایران است؟
ارزیابی این نیست که مذاکره برای خرید زمان، مذاکره برای مدیریت بحران یا مذاکره برای مدیریت تنش در روابط ایران و آمریکاست. مذاکره برای جامعه است؛ برای جامعهای که شدیداً تحت تأثیر تبلیغات به سمت جنگ قرار گرفته و مرتب به جامعه القا میشود که جنگ در راه است. مذاکره برای این است که به دنیا نشان بدهد که ما اهل گفتوگو و مذاکره هستیم و به دنبال راهحلهای دیپلماسی برای حل اختلافاتی هستیم که با آمریکا داریم. با این اهدافی که من توضیح دادم، به هیچ وجه موافق این نیستم که مذاکرات برای فرصت گرفتن، وقتکشی و اینگونه مسائل باشد.
تمرکز آمریکا بر پرونده هستهای؛ یک گام به جلو در مذاکرات
***دونالد ترامپ رئیس جمهور آمریکا گفتهاست که خواهان توافقی برای جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح هستهای است، به نظر شما این اظهارنظر رئیس جمهور آمریکا چه معنایی دارد؟
اینگونه مطرح کردن اهداف آمریکا چیز جدیدی نیست. ترامپ مرتبا چنین اظهاراتی بیان کرده و باز هم مطرح میکند. بحث این است که بعضیها میگویند خود ترامپ اعلام کرده که تأسیسات هستهای ایران را نابود کرده است. اگر واقعاً این ادعا صحیح است، چرا پس مذاکره میکند؟ برای اینکه مطمئن شود که ایران سلاح هستهای ندارد. وقتی از یک طرف اعلام میکند که کل تأسیسات هستهای ایران را نابود کرده، دیگر موضوعیت این مسئله چیست؟
پاسخ این را، اگر اشتباه نکنم، سخنگوی وزارت خارجه آمریکا یا سخنگوی کاخ سفید اشاره کرده بود که ما میخواهیم مطمئن شویم که ایران در وضعیتی قرار میگیرد که در آینده هم نتواند این تأسیسات تخریبشده را بازسازی کند. حالا در هر حال، با هر هدفی، اصل اینکه آمریکا پذیرفته متمرکز شود روی موضوعات هستهای و فعلاً این مسئله را در اولویت قرار داده و میخواهد حلوفصل نهایی شود، این یک گام به پیش است. فعلاً درباره ادعاهای دیگر و مسائل دیگر، چون آنها به شدت مورد اختلاف است و دیدگاههای کاملاً متفاوتی وجود دارد، فعلاً مطرح نشده است. این هم یک گام خوبی است که میتوان گفت باید به جلو بروند و ببینیم به کجا میرسند. امیدوارم که به جای خوبی برسند.
بررسی دو هدف اصلی ایران از مذاکره با آمریکا
***ارزیابی شما از مهمترین مطالبات ایران و آمریکا در میز مذاکره چیست؟
آمریکاییها خودشان در تبلیغاتشان مرتب مطرح میکنند که دنبال چهار موضوع اصلی هستند. اول میگویند که باید تعیین تکلیف شود آن اورانیومهایی که ۶۰ درصد غنی شدهاند الان در چه وضعیتی و کجا هستند دارند. این نکته اول است. نکته دوم میگویند که ایران باید غنیسازی صفر را بپذیرد. نکته سوم این است که برد موشکهای خودش را بپذیرد محدود کند، مثلاً زیر ۵۰۰ کیلومتر. چهارم هم این است که تعهد بدهد که در امور کشورهای منطقه مداخله نکند.
البته این حرفها را مستقیماً در مصاحبهها مطرح نمیکنند، بلکه در روزنامهها و نشریات آمریکایی مرتب تکرار میشود.
طرف ایرانی، رسماً اعلام میکند هدفش مدیریت بحران و مدیریت تنش در روابط ایران و آمریکاست برای اینکه از یک جنگ از راه دیپلماسی جلوگیری کند. دوم، توافق برای پایان دادن به تحریمهای ظالمانهای است که علیه ملت ایران الان چندین سال است که اعمال میشود. این دو هدف ایران از این مذاکرات است.
گفتوگو یا مذاکره؟ هنوز به دستور کار مشخص نرسیدهایم
***در چارچوب مذاکرات هستهای ایران چه امتیازهایی برای معامله دارد؟
ما باید اول بیاییم ببینیم که فعلاً مذاکرات دارد انجام میشود برای اینکه به یک دستور کار مذاکراتی برسند. یعنی من اسمش را میگذارم اصطلاحا گفتوگو، یعنی دیالوگ. ایران و آمریکا گفتوگو میکنند تا به یک مذاکرات برسند. تفاوت مذاکرات با گفتوگو این است که در مذاکرات، که به انگلیسی میگویند Negotiation، یک دستور کار مشخصی وجود دارد که دو طرف میپذیرند در مورد آن دستور کار مشخص بنشینند و مذاکره کنند.
الان ما هنوز به این دستور کار معین نرسیدهایم. فعلاً دارند گفتوگو میکنند تا برسند به یک دستور کار مشترک، یعنی دو طرف بپذیرند راجع به این بندها با هم مذاکره کنند.
بعد از آن میرسیم به اینکه خب حالا این دستور کار وقتی مشخص شد، حالا کی باید چه بدهد و چه بگیرد. به اصطلاح، ما هنوز روی دستور کار مشخص نشدهایم، چه برسد به اینکه بخواهیم بگوییم چه بدهیم و چه بگیریم. اول به نظر من باید صبور باشیم و اجازه بدهیم ببینیم به یک دستور کار مشخصی میرسند یا در نهایت به سمت درگیری میروند.

تعلیق در برابر تعلیق؛ یکی از سناریوهای مطرح در مسیر توافق
***بهترین مسیر برای رسیدن به یک توافق منصفانه و عادلانه، آنگونه که وزیر امور خارجه ایران و رئیس جمهور آمریکا گفتهاند چیست؟
طرحهای متعددی وجود دارد که به نظر من رسانهای نشود بهتر است. یعنی خیلی روی این موضوعات کار شده است. مثلاً فرض کنید آیا ایران آمادگی دارد که غنیسازی اورانیوم را به صورت موقت و داوطلبانه فعلاً انجام ندهد و تعلیق کند. این موقتی بودن مثلاً یک سال، دو سال یا سه سال باشد. طرح دوم این است که به موازات اینکه ایران این غنیسازی را تعلیق میکند، آمریکا هم اجرای کلیه تحریمها علیه ایران را تعلیق کند، یعنی تعلیق در برابر تعلیق. حالا آیا طرف آمریکا میپذیرد یا نمیپذیرد، بحث دیگری است.
طرح دیگری که مطرح شده، بحث ایجاد یک بانک سوخت هستهای در قزاقستان یا روسیه یا هر جای دیگری است که مورد توافق کشورهای منطقه باشد؛ مثل ایران، ترکیه، مصر، عربستان سعودی و امارات، که روی ایجاد یک بانک سوخت هستهای توافق کنند و سوخت از آنجا تأمین شود. برای اعتمادسازی هم تعهدات کافی بین کشورهایی مثل روسیه، آمریکا و قزاقستان یا هر جایی که محل آن باشد، ایجاد شود و معلوم باشد که دقیقاً این سوخت کجا نگهداری میشود و چه کشوری آن را قرار میدهد.
طرح دیگر، بحث ایجاد یک پیمان امنیتی منطقهای بین ایران و کشورهای منطقه است که یک تعهد متقابل ایجاد کند برای اینکه اصولاً استقلال و تمامیت ارضی یکدیگر را به رسمیت بشناسند، در امنیت همدیگر مداخله نکنند و اختلالی در امنیت یکدیگر ایجاد نکنند. یعنی یک پیمان امنیتی که بهانه را بگیرد برای اینکه اصولاً کشورهای خارجی بخواهند در منطقه ورود پیدا کنند.
اینها طرحهایی است که وجود دارد. حالا چه مقدار از اینها مورد پذیرش قرار میگیرد، اصلاً محل مذاکره نیست و باید منتظر آینده باشیم. تازه طرحهای دیگری هم هست که من مطرح نمیکنم، چون نمیخواهم رسانهای شود.
اگر هزار ساعت بنشینیم مذاکرات بینتیجه داشته باشیم، بهتر از یک ساعت جنگیدن است!
*** آیا در شرایط فعلی منطقی است که جمهوری اسلامی ایران، با توجه به شرایطی که در داخل و خارج دارد، بخواهد شروط آمریکا را بپذیرد و به یکسری از مشکلاتی که پیش آمده پایان بدهد؟ فضای کلی مذاکرات را مثبت میبینید یا صرفاً یک روند برای خرید زمان از جانب دو طرف است؟
این مذاکرات جدی، مفید و صددرصد به نفع ملت ایران است که ما وارد جنگ نشویم. عدهای هستند که دلشان برای جنگ میتپد و در طبل جنگ میکوبند، و به نظر من بهترین کار این است که ما از راه گفتوگو و مذاکره مسائلمان را حل کنیم. این مسائل که عرض کردم، اول باید یک چارچوب معینی پیدا کند تا قضاوت کنیم ببینیم که چه باید بدهیم و چه باید بگیریم و آیا ارزشش را دارد یا نه.
من بارها تأکید کردهام که اگر هزار ساعت بنشینیم مذاکرات بینتیجه داشته باشیم، بهتر از یک ساعت جنگیدن است. بنابراین تردید نفرمایید که به نفع ایران است که حتماً مذاکره کند، با عزت، بر اساس مصلحت و حکمت. اصولاً راه دیگری جز مذاکره و گفتوگو وجود ندارد. من واقعاً نمیدانم کسانی که اصرار دارند مسیر دیگری را دنبال کنند، دنبال چه هستند. به هر حال باید از طریق گفتوگو به حل اختلافات رسید.
اگر جوانان واقعاً جنگ را با گوشت و پوست و خون لمس کرده بودند، هرگز انتظار حمله آمریکا را نمیکشیدند!
*** این عدهای که به گفته شما دلشان برای جنگ میتپد، چه در داخل ایران و چه در خارج از ایران، چرا چنین هدفی را دنبال میکنند؟
به همه کسانی که دنبال جنگ هستند، به عنوان کسی که خودم جنگ هشتساله را تجربه کردهام و در متن آن بودهام و اسیر هم شدهام، میگویم که جنگ چیز بسیار وحشتناکی است. تصور نکنند که جنگ رهاییبخش است یا میتواند مشکلات کشور را حل کند. این یک تلقی کاملاً اشتباه است. اگر کسی جنگ تحمیلی را با گوشت و پوست و خون لمس کرده بودند، هرگز هرگز چنین نظری نداشت که جنگ ممکن است خیر و برکتی داشتهباشد.
اگر جنگ مشکلات را حل میکرد، مشکلات عراق حل میشد، مشکلات افغانستان هم حل میشد. جنگ در اغلب موارد، اگر نگوییم در بالای ۹۰ درصد موارد، جز تخریب، جز ویرانی و جز سرگشتگی چیز دیگری برای ملتها نیاورده است.
۲۱۹/۴۲





نظر شما