به گزارش خبرآنلاین، در بخشی از گزارش این نشریه آمریکایی، آمده است: در سالهای گذشته این فرض در بخشی از فضای سیاستگذاری آمریکا تکرار شده که تشدید تحریمها، انزوای بینالمللی و افزایش ریسک نظامی، در نهایت رهبر جمهوری اسلامی ایران را به عقبنشینی وادار خواهد کرد. با این حال، تحلیلهای منتشرشده در برخی رسانههای غربی نشان میدهد چنین برداشتی ممکن است با شناخت ناکافی از ساختار فکری و تجربه تاریخی رهبری [عالی] ایران همراه باشد.
بنا بر گزارش ایرنا، بر اساس این تحلیلها، آیتالله خامنهای انقلاب اسلامی ۱۳۵۷ را رویدادی پایانیافته تلقی نمیکند، بلکه آن را فرآیندی مستمر میداند که در قالبهای جدید ادامه دارد.
در این چارچوب، «مقاومت» صرفاً ابزار سیاست خارجی نیست، بلکه عنصری هویتی و مشروعیتبخش برای نظام سیاسی محسوب میشود. تجربه مبارزه با رژیم پهلوی، سالهای زندان و سپس مدیریت کشور در دوران جنگ تحمیلی، بهعنوان بخشی از این شکلگیری هویتی ارزیابی میشود.
یکی از مؤلفههای مهم در رفتار سیاسی تهران، مفهوم «شهادت» در گفتمان رسمی جمهوری اسلامی است. در این چارچوب، تهدید به ترور یا حذف فیزیکی لزوماً به بازدارندگی منجر نمیشود، چراکه کشته شدن در مسیر مقاومت میتواند به سرمایه نمادین و تقویت روایت رسمی از ایستادگی تبدیل شود.
به همین دلیل، برخی ناظران بر این باورند که اتکای صرف به تهدید نظامی ممکن است نتیجه معکوس داشته باشد.
در موضوع هستهای نیز، هرچند بسیاری از تحلیلها بر منطق بازدارندگی یا چانهزنی تمرکز دارد، اما برخی کارشناسان غربی تأکید میکنند که در روایت رسمی تهران، برنامه هستهای تنها یک ابزار فنی یا چانهزنی نیست، بلکه با مفاهیمی چون «استقلال»، «عزت» و «رد سلطه» گره خورده است.
از این منظر، عقبنشینی کامل تحت فشار حداکثری میتواند بهعنوان «تحقیر» تعبیر شود؛ مفهومی که در ادبیات سیاسی رهبر [عالی] ایران از حساسیت ویژهای برخوردار است.
چالش واشنگتن در قبال تهران صرفاً ژئوپلیتیکی نیست، بلکه ابعاد روانشناختی و هویتی نیز دارد. از نگاه این تحلیلگران، تا زمانی که اختلاف بر سر مسائل بنیادین هویتی و برداشتهای متفاوت از مشروعیت و استقلال ادامه داشته باشد، انتظار تسلیم بیقید و شرط با واقعیتهای سیاسی در ایران همخوانی نخواهد داشت.
315






نظر شما