گروه اندیشه: در سایت انجمن روانشناسی اجتماعی ایران مطلبی منتشر شده از زهره اسکندریون عضو انجمن روانشناسی اجتماعی ایران و کارشناسی ارشد روانشناسی تربیتی با این عنوان که چرا انسانها اخبار و اطلاعات را بدون بررسی باور میکنند؟ در ادامه این یادداشت را می خوانید:
****
در دنیای امروز، انسانها بیش از هر زمان دیگری در معرض حجم عظیمی از اطلاعات قرار دارند. شبکههای اجتماعی، کانالهای خبری، پیامرسانها و رسانههای دیجیتال به بخشی جداییناپذیر از زندگی روزمره تبدیل شدهاند. هر روز صدها پیام، خبر، تصویر و تحلیل به ما میرسد؛ اما پرسشی مهم مطرح میشود: آیا ما همه این اطلاعات را پس از بررسی منطقی و دقیق میپذیریم؟
پاسخ روانشناسی اجتماعی به این سؤال چندان ساده نیست. برخلاف تصور رایج، انسان موجودی کاملاً منطقی نیست که همواره بر اساس تحلیل عقلانی تصمیم بگیرد. بخش بزرگی از قضاوتها و تصمیمهای ما تحت تأثیر عوامل اجتماعی، هیجانی و شناختی قرار دارد. روانشناسی اجتماعی سالهاست نشان داده است که باورها و نگرشهای افراد تنها نتیجه تفکر فردی نیستند، بلکه محصول تعامل میان فرد و محیط اجتماعی هستند.
یکی از مهمترین مفاهیمی که در این زمینه مطرح میشود، «اثبات اجتماعی» یا Social Proof است. رابرت چالدینی در نظریه نفوذ اجتماعی توضیح میدهد که افراد در موقعیتهای مبهم، به رفتار و قضاوت دیگران بهعنوان راهنما نگاه میکنند. به بیان ساده، اگر تعداد زیادی از افراد رفتاری انجام دهند یا دیدگاهی را بپذیرند، احتمال بیشتری وجود دارد که ما نیز آن را درست تلقی کنیم.
به عنوان مثال تصور کنید فردی وارد یک شبکه اجتماعی شده، با خبری مواجه میشود که هزاران بار بازنشر شده و تعداد زیادی واکنش دریافت کرده است. حتی بدون بررسی منبع خبر، ذهن ممکن است به صورت ناخودآگاه چنین نتیجه بگیرد: «اگر افراد زیادی آن را باور کردهاند، احتمالاً درست است.»این فرایند همیشه آگاهانه نیست و اغلب در سطحی ناخودآگاه رخ میدهد.
روانشناسان اجتماعی معتقدند انسانها برای کاهش پیچیدگیهای محیط از «میانبرهای ذهنی» یا Heuristics استفاده میکنند. این میانبرها ابزارهایی هستند که تصمیمگیری را سریعتر میکنند؛ اما گاهی باعث خطا میشوند.
یکی از این میانبرها «اثر آشنایی» است. پژوهشها نشان دادهاند هرچه بیشتر در معرض یک پیام قرار بگیریم، احتمال اینکه آن پیام را معتبرتر تلقی کنیم افزایش مییابد. این پدیده با عنوان «اثر حقیقتنمایی ناشی از تکرار» (Illusory Truth Effect) شناخته میشود.
برای مثال اگر جملهای مانند: «افراد موفق روزانه فقط چهار ساعت میخوابند»
بارها در شبکههای اجتماعی، ویدئوها و نقلقولها تکرار شود، ممکن است افراد صرفاً به دلیل آشنایی بیشتر با آن، احساس کنند این گزاره صحیح است؛ حتی اگر شواهد علمی کافی برای آن وجود نداشته باشد.موضوع مهم دیگر، نقش هیجان در پردازش اطلاعات است. پژوهشهای جدید نشان میدهند محتواهایی که هیجان بیشتری ایجاد میکنند ــ مانند ترس، خشم، نگرانی یا شگفتی ــ بیشتر به اشتراک گذاشته میشوند و سریعتر گسترش پیدا میکنند.
از منظر روانشناسی اجتماعی، هیجان میتواند سرعت واکنش را افزایش دهد و فرصت تفکر تحلیلی را کاهش دهد. هنگامی که فرد دچار واکنش هیجانی میشود، ممکن است پیش از ارزیابی منطقی محتوا، تصمیم به پذیرش یا بازنشر آن بگیرد.
این مسئله در عصر رسانههای اجتماعی اهمیت بیشتری یافته است؛ زیرا الگوریتمهای شبکههای اجتماعی اغلب محتواهای پرتعامل و هیجانی را بیشتر نمایش میدهند. در نتیجه افراد در معرض چرخهای قرار میگیرند که در آن تکرار، تأیید اجتماعی و هیجان به طور همزمان عمل میکنند.
از دیدگاه روانشناسی اجتماعی، مسئله اصلی این نیست که انسانها «غیرمنطقی» هستند؛ بلکه مسئله این است که ذهن انسان برای دنیایی با حجم محدود اطلاعات تکامل یافته، نه برای محیطی که در هر ساعت هزاران پیام به فرد ارائه میشود. بنابراین در مواجهه با اطلاعات، چند پرسش ساده میتواند اهمیت زیادی داشته باشد:
- منبع این خبر چیست؟
- آیا شواهد علمی یا پژوهشی برای آن وجود دارد؟
- آیا این محتوا فقط به دلیل تعداد زیاد بازدیدها معتبر به نظر میرسد؟
- آیا واکنش من ناشی از هیجان لحظهای است؟
شاید مهمترین مهارت در عصر حاضر نه دسترسی به اطلاعات، بلکه توانایی ارزیابی و تحلیل انتقادی اطلاعات باشد. روانشناسی اجتماعی به ما یادآوری میکند که بسیاری از باورهای ما پیش از آنکه نتیجه استدلال باشند، تحت تأثیر روابط اجتماعی و فرایندهای ذهنی شکل میگیرند. شناخت این فرایندها میتواند ما را به مخاطبانی آگاهتر و تصمیمگیرندگانی دقیقتر تبدیل کند.
منابع:
Aronson, E., Wilson, T. D., & Akert, R. M. Social Psychology.
Cialdini, R. B. Influence: The Psychology of Persuasion.
Fiske, S. T., & Taylor, S. E. Social Cognition.
Kahneman, D. Thinking, Fast and Slow.
۲۱۶۲۱۶







نظر شما