زنگ خطر «موازی‌کاری» در رسانه‌های خوزستان؛ چرا اقتدار ملی «خانه مطبوعات» در زادگاهش ذبح می‌شود؟

در حالی که بیش از یکسال از تصاحب کرسی ریاست کشوری خانه مطبوعات توسط خوزستان میگذرد و فرصتی طلایی برای همگرایی رسانه‌ای ایجاد شده، شکل‌گیری نهادهای موازی و بی‌تفاوتی استانداری خوزستان و اداره کل فرهنگ و ارشاد استان خوزستان ، این ظرفیت بزرگ را در حاشبه قرار داده است.

استان خوزستان، قلب تپنده اقتصاد و صنعت ایران، همواره با پارادوکس‌های عجیبی دست‌ و پنجه نرم کرده است. استانی که بیشترین سهم را در تولید نفت و انرژی و صنایع ملی  دارد و صنایع آن آسیب و خسارتی ۲۶ همتی را در جنگ متحمل شدند، امروز در حوزه فرهنگ و رسانه نیز با پدیده‌ای نگران‌کننده به نام «آنارشی صنفی» و «موازی‌کاری هدایت‌شده» روبه‌روست. نفوذ جریانات خاص در لایه‌های تصمیم‌ساز استانداری خوزستان و تاحدودی متولیان فرهنگ، شرایطی را رقم زده که گویی اراده‌ای جمعی برای تضعیف نهادهای قانونی و ریشه‌دار رسانه‌ای در کار است.
واقعیت این است که استانداری خوزستان، در میانه انبوه چالش‌های زیست‌محیطی و صنعتی، گویی نسبت به امنیت روانی و ساختار صنفی رسانه‌ها دچار نوعی «بی‌خیالی مفرط» شده است. چطور ممکن است در بیخ گوش عالی‌ترین مقام اجرایی دولت در استان، نهادی موازی در تقابل با «خانه مطبوعات» به یک‌باره پروبال گرفته و با دریافت ردیف‌های اعتباری حتی روی کاغذ، هویت قانونی تشکل‌های مادر را زیر سوال ببرد؟

این بی‌تفاوتی زمانی دردناک‌تر می‌شود که بدانیم خوزستان امروز نه یک استان حاشیه‌ای، بلکه به واسطه حضور فرزندان این استان در راس خانه مطبوعات کشور، عملاً پایتخت صنفی رسانه‌های ایران محسوب می‌شود.
اگر این کرسی ملی در تهران یا هر استان دیگری مستقر بود، آیا باز هم شاهد چنین تلاشی برای تاسیس نهادهای سایه و موازی بودیم؟ تا اینجای مطلب، سخن از «موازی‌کاری» بود و شاید برخی مخاطبان، این رویکرد را جهت‌گیری یک‌سویه تلقی کنند؛ اما باید با صراحت گفت که این جهت‌گیری، عمدی و برخاسته از یک دغدغه عمیق صنفی است.

وقتی ساختارهای قانونی در ۵ استان مهم کشور از جمله کرمانشاه، زنجان و چهارمحال و بختیاری به دلیل همین موازی‌کاری‌ها فروپاشیده و از خانه مطبوعات تنها یک پوسته باقی مانده است، سکوت در برابر تکرار این سناریو در خوزستان، خیانت به حرفه خبرنگاری است.
حالا بیایید بدون جهت‌گیری و از منظر «توسعه استانی» به ماجرا نگاه کنیم. پرسش اساسی این است: چرا در خوزستان، تلاش‌ها و انرژی‌ها همگرا نمی‌شود؟ ما در دورانی هستیم که توانسته‌ایم یکی از مهم‌ترین کرسی‌های رسانه‌ای کشور را به دست بیاوریم.

منطق حکم می‌کند که استانداری، اداره کل فرهنگ و ارشاد استان خوزستان و فعالان رسانه‌ای از هر جناح و طیفی، حول این محور ملی هم‌افزایی کنند تا مطالبات بر زمین مانده استان در سطح کلان کشور با قدرت بیشتری پیگیری شود. اما در مقابل، شاهد آن هستیم که بخشی از بدنه دولت در استان، با حمایت مالی و معنوی از تشکل‌های نوظهور ، عملاً در حال «بنیادگرایی صنفی» و تقسیم خبرنگاران به «خودی» و «غیرخودی» هستند.

منابع مالی که باید صرف آموزش، بیمه و معیشت عموم خبرنگاران شود، طبق شنیده‌ها و اسناد جسته و گریخته، در قالب نامه‌های اعتباری چند میلیاردی (مانند اعتبار ۵ میلیارد تومانی که گفته می‌شود به سمتی خاص هدایت شده) هزینه جشنواره‌های فرمایشی می‌شود. این در حالی است که خانه مطبوعات با تمام محدودیت‌ها، حساب‌ پس داده و شفافیت خود را در پروژه‌هایی نظیر بیمه رسانه‌ها به اثبات رسانده است.

انا سوال این است : چرا باید انرژی استان صرف دعواهای فرسایشی شود؟

چرا باید افرادی که به عنوان «اسب تروآ» در بدنه صنفی عمل می‌کنند، مورد وثوق نهادهای دولتی باشند؟
خوب می‌دانم برای برخی دردناک است شخصی که تا دیروز به راحتی در دسترس بود و در معادلات محلی حضور می‌شد، حالا با تکیه بر کرسی کشوری، قواعد بازی را تغییر داده است، اما همین نمیدانند که شبها و روزهایی که آنها در حال استراحت بودند همین افراددر حال تلاش برای بدست  آوردن  یک کرسی از خانه مطبوعات کشور برای استان خوزستان بودند و نتیجه این شد : خانه مطبوعات به خوزستان آمد.

مشخصا این تغییر جایگاه، به مذاق کسانی که عادت به مدیریت رسانه‌ها در قالب «تیول‌داری» (ارث پدری ) دارند، خوش نمی‌آید. آن‌ها به جای استفاده از این فرصت ملی برای حل مشکلات ساختاری خوزستان، به دنبال «مهندسی معکوس» و ایجاد خاکریزهای جدید هستند تا قدرت مانور مدیریت خانه مطبوعات کشور  را در زادگاه خودش محدود کنند.
متولیان فرهنگ و ارشاد استان، با وجود چهره‌های ملی و پرتلاش مطبوعاتی که در خوزستان حضور دارند، باید پاسخ دهند که چرا کرسی‌های حساسی نظیر هیئت منصفه مطبوعات و دیگر جایگاه‌های نظارتی، همچنان در اختیار افرادی است که در عرصه گره‌گشایی از مشکلات واقعی خبرنگاران، سابقه عملکرد  مؤثری از خود نشان نداده‌اند؟

زمان آن رسیده است که استانداری خوزستان از نقش تماشاگر خارج شده و اجازه ندهد مطالبات صنفی، قربانی بازی‌های سیاسی و مالی جریانات خاص شود.
خوزستان بیش از هر چیز به «شجاعت در نوشتن» و «همگرایی در عمل» نیاز دارد.

اگر امروز در برابر بدعتِ موازی‌کاری ایستادگی نشود، هدف تضعیف نهادی است که هم‌اکنون با اقتدار در حال انجام وظایف قانونی خود است و تا سه سال آینده، خوزستان را به عنوان پایتخت و قرارگاه ملی رسانه‌های کشور حفظ خواهد کرد. خانه مطبوعات، دژی مستحکم و ریشه‌دار است که با تندبادِ بازی‌های سیاسی فرونمی‌ریزد. همگرایی، تنها مسیری است که به صلاحِ استانِ زخمیِ خوزستان است؛ و بگذارید صریح  بگویم: آنان که به جای هم‌افزایی، به دنبال خاموش کردن مشعلِ این نهادِ قانونی در غبارِ موازی‌کاری هستند، بدانند که هویت صنفی ما با هیچ ریال و جشنواره‌ای معامله‌شدنی نیست. ما ایستاده‌ایم تا هویت رسانه‌ای این مرز و بوم، نه در پستویِ موازی‌کاری‌ها، بلکه در بلندایِ اقتدارِ ملی باقی بماند. اجازه نخواهیم داد قلم‌های شریف، زیر آوارِ بی‌خیالیِ مسئولان قربانی شوند!

کد مطلب 2239798

برچسب‌ها

خدمات گردشگری

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
5 + 7 =

آخرین اخبار

پربیننده‌ترین