گروه اندیشه: آلیس فلیرأکرز (نویسنده آزاد و دانشجوی دکتری در دانشگاه سایمون فریزر) در مطلبی در سایت ناتیلوس به بررسی مفهوم هلندی «اویتوایِن» (uitwaaien) به معنای «بیرون دمیدن» یا خود را در معرض وزش باد قرار دادن میپردازد؛ سنتی دیرینه که بر دوچرخهسواری یا پیادهروی در هوای بادخیز جهت پاکسازی ذهن و تنشزدایی تمرکز دارد. نویسنده با تلفیق تجربهای شخصی از دویدن در بادهای سانفرانسیسکو و یافتههای علمی، نشان میدهد که تنها پنج دقیقه حضور در طبیعت و فضاهای آبی، خلقوخو و عزتنفس را ارتقا میدهد.
پژوهشها ثابت کردهاند تنفس «فیتونسیدهای» گیاهان در جریان باد، با کاهش هورمونهای استرس، سیستم ایمنی را تقویت میکند. از سوی دیگر، غوطهوری در این تجربه، «شبکه حالت پیشفرض» مغز را موقتاً غیرفعال کرده و ترمز افکار فرساینده کلانشهرها را میکشد. در نهایت، یادداشت با تکیه بر روانشناسی مثبتگرا، کلمات منحصربهفرد فرهنگهای دیگر را ابزاری برای نقشهبرداری جدید از تجربیات حسی معرفی میکند. پیام نهایی متن، یک دعوت همگانی برای گنجاندنِ دوزهای منظمی از این فعالیت بادخیز در تقویم روزانه، به منظور دستیابی به آرامش پایدار است. ترجمه این مطلب را در ادامه می خوانید:
****
چند وقت پیش در سانفرانسیسکو بودم؛ شهری که به شرکتهای فناوری، تپههای شیبدار و بادهای شدیدش معروف است. هر روز دور و بر محله و رو به بالا تا میان پارک میدویدم و مسیرم به چشمانداز فوقالعادهای از پل گلدن گیت ختم میشد. وقتی به اقامتگاه (AirBnB) خود برمیگشتم، حس و حال شاداب و تازهای داشتم و انگشتانم از خنکای نسیم گزگز میکرد. هوا سرد و دویدن طاقتفرسا بود، اما در عین حال کاملاً هیجانانگیز و فرحبخش بود.
همانطور که بعداً مشخص شد، یک واژه منحصربهفرد در زبان هلندی برای این نوع سرگرمی وجود دارد. در هلند، مردم بیش از صد سال است که به دنبال ورزش و فعالیت در هوای بادخیز هستند. امروزه این کار آنقدر رایج است که به آن «اویتوایِن» (uitwaaien) میگویند.
کیتلین مایر، مدرس دپارتمان زبانشناسی هلندی در دانشگاه آمستردام توضیح میدهد: «این واژه به معنای واقعی کلمه یعنی "بیرون دمیدن" (یا همان باد خوردن/ خود را در معرض باد قرار دادن). این کار در اصل یعنی وقت گذراندن در فضای بادخیز، که معمولاً با پیادهروی یا دوچرخهسواری انجام میشود.»
مایر با وجود اینکه زبان مادریاش هلندی نیست، بیش از ۲۰ سال است که در هلند زندگی میکند و متخصص این زبان شده است. او میگوید «اویتوایِن» یک فعالیت محبوب در محل زندگی اوست—فعالیتی که معتقدند فواید روانشناختی مهمی دارد.
او به من میگوید: «اویتوایِن کاری است که برای پاکسازی ذهن و احساس شادابی انجام میدهید؛ هوای بد بیرون میرود و هوای خوب وارد میشود. این کار به عنوان یک تجربه دلپذیر، آسان و آرامشبخش دیده میشود—راهی برای تنشزدایی یا فرار از زندگی روزمره.»
علم پشت «باد خوردن»
شواهد علمی رو به افزایشی نشان میدهند که هلندیزبانها احتمالاً به نکته درستی دست یافتهاند. جولز پرتی، استاد محیطزیست و جامعه در دانشگاه اسکس میگوید: «تقریباً همه گروههای انسانی از بودن در فضای باز و در دل طبیعت سود میبرند. این کار ما را از استرسها و اضطرابهای باقی زندگی جدا میکند.»
او در ۱۵ سال گذشته به بررسی این موضوع پرداخته است که چگونه طیف وسیعی از فعالیتهای فضای باز، از جمله پیادهروی، دوچرخهسواری و حتی کشاورزی، بر روان انسان تأثیر میگذارند. او دریافت که افراد از هر قشر و طبقهای میتوانند تنها پس از گذراندن پنج دقیقه در محیطهای طبیعی، سلامت روان خود را افزایش دهند که این امر تأثیرات مثبتی بر عزتنفس، خلقوخو و حس هویت آنها دارد.
محققان دیگر نیز به نتایج مشابهی دست یافتهاند و فعالیتهایی مانند پیادهروی در طبیعت را با کاهش سطح افسردگی، استرس ادراکشده و احساسات منفی مرتبط دانستهاند. برخی از تحقیقات حتی فراتر رفته و گزارش میدهند که پیادهروی در طبیعت میتواند به کاهش سردرد، بهبود سیستم ایمنی و حتی—مانند مطالعات معروف "حمام جنگل" در ژاپن—به افزایش تولید پروتئینهای ضد سرطان در بدن کمک کند.
اگرچه تحقیقات درباره فواید «مناظر آبی» (فضاهای نزدیک به آب) به اندازه فضاهای سبز سابقه ندارد، اما شواهد نشان میدهد که این «فضاهای آبی» ممکن است به همان اندازه—یا شاید حتی بیشتر—برای سلامت روان مفید باشند. به عنوان مثال، افرادی که نزدیکتر به سواحل زندگی میکنند (مانند بسیاری از مردم هلند)، نسبت به کسانی که در نقاط دورتر از دریا هستند، سلامت جسمی و روانی بهتری را گزارش میدهند. آب میتواند اثری ترمیمکننده داشته باشد و به افراد کمک کند تا بر احساسات منفی غلبه کرده و پریشانی ذهنی خود را کاهش دهند. ظاهراً وقتی صحبت از آرامش و تجدید قوا به میان میآید، کمی «باد خوردن» در ساحل دقیقاً همان چیزی است که دکتر تجویز میکند.
چرا طبیعت ذهن ما را آرام میکند؟
نظریههای زیادی درباره اینکه چرا وقت گذراندن در طبیعت اینقدر برای ما مفید است وجود دارد. برخی از محققان، مانند چینگ لی، پزشک بیمارستان دانشکده پزشکی نیپون و رئیس انجمن طب جنگل ژاپن، بر این باورند که پاسخ این سوال را به معنای واقعی کلمه میتوان در وزش باد پیدا کرد.
او و تیمش سالها به مطالعه اثرات «فیتونسیدها» (phytoncides) پرداختهاند؛ مواد ضدباکتری و ضد میکروبی که درختان و سایر گیاهان در هوا آزاد میکنند تا به آنها در مبارزه با بیماریها و ارگانیسمهای مضر کمک کند. وقتی انسانها این مواد را تنفس میکنند—که معمولاً با وقت گذراندن در طبیعت اتفاق میافتد—سلامت آنها بهبود مییابد.
در چندین مطالعه نشان داده شده است که فیتونسیدها سیستم ایمنی را تقویت میکنند، تولید پروتئینهای ضد سرطان را افزایش میدهند، هورمونهای استرس را کاهش میدهند، خلقوخو را بهبود میبخشند و به آرامش افراد کمک میکنند.
پروفسور پرتی قدرت ترمیمکنندگی فضاهای طبیعی را به خاصیت «غوطهورکنندگی» آنها نسبت میدهد. او به من میگوید فعالیتهایی مانند تماشای پرندگان ساحلی یا جمعآوری صدف در ساحل میتواند چنان جذاب و درگیرکننده باشد که به ما کمک کند موقتاً بخشی از مغز را که در قشر پیشپیشانی قرار دارد و «شبکه حالت پیشفرض» (Default Mode Network) نامیده میشود، غیرفعال کنیم؛ همان بخشی که به ما اجازه میدهد نقشه بکشیم، برنامهریزی کنیم و نوآوری داشته باشیم.
پرتی میگوید: «این همان چیزی است که ما را به انسانهای فوقالعادهای تبدیل میکند.» اما نیمه تاریک ماجرا این است که این بخش بیش از حد فعال است. او میگوید: «تنها چیزی که ما نداریم، دکمه خاموشروشن برای افکارمان است.» در نتیجه، بسیاری از ما «خود را در وضعیتی مییابیم که زندگیمان دائماً در حال ریزجوش زدن است—درست مثل اینکه قوری روی اجاق گاز در آستانه جوش آمدن باشد.»
در درازمدت، این استرس مداوم و سطح پایین میتواند به سلامت و تندرستی ما آسیب برساند و شانس ابتلا به بیماریهای قلبی عروقی، مشکلات مرتبط با التهاب و سایر خطرات را افزایش دهد. به همین دلیل است که پرتی معتقد است یک «دوز» منظم از چیزی شبیه به «اویتوایِن» میتواند بسیار مفید باشد. در جامعه بیش از حد استرسزده امروز ما، گوش دادن به صدای باد یا تماشای رنگهای امواج اقیانوس ممکن است از معدود راههایی باشد که میتوانیم واقعاً در آن به آرامش برسیم. «ما فقط به نامی برای آن نیاز داریم؛ انگیزهای برای مردم تا به سراغش بروند و سپس به انجام آن ادامه دهند.»
نقش کلمات در نقشهبرداری از احساسات
«اویتوایِن» به عنوان کلمهای که ترجمه آن [به زبانهای دیگر] دشوار است، ممکن است کاملاً برای این مأموریت مناسب باشد. تیم لوماس، مدرس ارشد روانشناسی مثبتگرا در دانشگاه شرق لندن میگوید: «یکی از وظایف اصلی زبان، نقشهبرداری از تجربیات ما از جهان پیرامونمان است.» به عبارت دیگر، هرچه دایره واژگان دقیقتر و ظریفتری برای توصیف یک چیز در اختیار داشته باشیم، میتوانیم نقشه دقیقتری از آن خلق کنیم.
لوماس میگوید: «یک راه برای نگاه کردن به کلمات غیرقابلترجمه این است که آنها در حال نقشهبرداری از بخشی از جهان هستند که زبان خودمان آن را ترسیم نکرده است.» با یادگیری معنای این کلمات، ممکن است بتوانیم به احساسات یا تجربیاتی دسترسی پیدا کنیم که در غیر این صورت به آنها دسترسی نداشتیم. او میگوید: «تجربیاتی وجود خواهند داشت که در زبان خودمان گنجانده نشدهاند و برای فهم آنها میتوانیم از زبانهای دیگر بیاموزیم.»
البته یادگیری استفاده منظم از کلمات زبانهای دیگر میتواند چالشبرانگیز باشد. او میگوید: «هرچند فکر میکنم برای مردم بسیار مفید است که با کلمات فرهنگهای دیگر درگیر شوند، اما این کار هنوز سخت است.» او اضافه میکند که اگر مردم واقعاً میخواهند فعالیتی مانند «اویتوایِن» را وارد زندگی خود کنند، باید «روی تمرین کردن آن کار کنند و سپس در تجربه کردن و پرورش دادن آن مهارت بیشتری کسب کنند.»
پرتی هم با این موضوع موافق است. او میگوید: «موقع ناهار بیرون بروید و استراحت کنید. ماشین خود را کمی دورتر [از اداره] پارک کنید و پنج دقیقه پیادهروی کنید.» او میگوید سبک زندگی شما هرچه که هست، به برنامه خود نگاه کنید و این سؤال ساده را از خود بپرسید: «چگونه میتوانید چند دقیقه قرار گرفتن در معرض طبیعت را در برنامه خود بگنجانید؟»
بنابراین آن اپلیکیشن تقویم گوشی خود را باز کنید و زمانی را برای «اویتوایِن» یادداشت کنید. خواه یک دوچرخهسواری بادخیز در کنار رودخانه باشد، خواه دویدن روی یک تپه شیبدار در سانفرانسیسکو؛ به احتمال زیاد، ذهن شما—و البته جسمتان—از شما بابت این کار تشکر خواهد کرد.
۲۱۶۲۱۶







نظر شما