زندگیِ فیدل؛ مردی که پس از ۶۳۸ ترور هنوز زنده بود!

کاسترو و یارانش به «ریشوها» معروف بودند. او بعدها توضیح داد که در زمان جنگ‌های چریکی در کوهستان، ریش گذاشتن به این دلیل بود که تیغ برای اصلاح نداشتند و وقت‌شان هم تلف نمی‌شد.

امیرحسین جعفری، روزنامه‌نگار و پژوهشگر تاریخ: ۲۲ مرداد ۱۳۰۵ در روستای بیران، واقع در استان اورینته در شرق کوبا، پسری از یک خانواده اسپانیایی‌تبار متولد شد. مادر او یک خدمتکار ساده کوبایی بود. پدرش (آنخل) اما برای کارگری در یک شرکت آمریکایی به کوبا آمده بود. او پس از مدتی مالک یک مزرعه نیشکر شد و مجموعه فعالیت‌هایش به استخدام ۳۰۰ کارگر انجامید. فیدل در چنین شرایطی متولد شد و با زد و خوردهای کارگری پیوند خورد. حافظه قوی و بدنی مستحکم و تمایل شدید به ریاست، ویترین فیدل را تشکیل می‌داد. سال‌ها گذشت تا فیدل به سن دانشگاه رسید. او به دانشکده حقوق هاوانا رفت. ابتدا جذب حزب ارتدکس شد. او در سال ۱۳۲۶ راهی دومنیکن شد تا به فعالیت انقلابی بپردازد. وقتی کوبایی‌ها متوجه شدند، دستور توقیف کشتی آن‌ها را دادند اما کاسترو تسلیم نشد و با پریدن در آب فرار کرد. او پس از چندی ازدواج کرد.

رهایی با جنگ مسلحانه

کاسترو در سال ۱۳۲۹ یک دفتر حقوقی تأسیس کرد. حزبی که فیدل با آن کار می‌کرد پس از مدتی کاندید انتخابات شد. در این انتخابات در سال ۱۳۳۱ باتیستا [۱]، رقیب انتخاباتی حزب ارتدکس دست به کودتا زد. کاسترو از حضور در کنگره و تغییرات مدتی به طور مسالمت‌آمیز ناامید شد و سپس به سمت مبارزه مسلحانه رفت، زندگی مخفیانه را دنبال کرد و ارتباطش با خانواده تا حد زیادی قطع شد. او و همراهانش روز یکشنبه ۴ مرداد ۱۳۳۲ به سربازخانه مونتکادا حمله کردند. نخستین حمله نظامی کاسترو که با شکست و کشته شدن ۸ نفر از یاران فیدل مواجه شد. کاسترو پس از چندی به ۱۵ سال حبس محکوم، و دفاعیاتش در دادگاه با عنوان «تاریخ مرا تبرعه خواهد کرد» به نوعی به مانیفست تحرکات انقلابی او و گروهش بدل شد.

در این دوره کاسترو برای همسر و معشوقه‌اش به طور همزمان از زندان نامه می‌نوشت و یکبار این نامه‌ها جابه‌جا ارسال شده بود! چالشی که باعث پایان زندگی فیدل با همسرش (میرتا فرانسیسکا د لا کاریداد دیاز) شد.

شکست عشقی در زندان

روایتی از شکست عشقی او در دوران زندان هم وجود دارد. همسر او، میرتا، در این دوره نقش ارتباط فیدل با بیرون و نامه‌رسانی ا. را برعهده داشت؛ اقدامی که با یک اشتباه کاسترو پایان گرفت. گویا در این دوره کاسترو برای همسر و معشوقه‌اش به طور همزمان از زندان نامه می‌نوشت و یکبار این نامه‌ها جابه‌جا ارسال شده بود! چالشی که باعث پایان زندگی فیدل با همسرش (میرتا فرانسیسکا د لا کاریداد دیاز) شد. هرچند تمام ماجرا این نبود، دریافت کمک‌هزینه از دولت توسط میرتا نیز بخش دیگری از ماجرا بود.

سلام دکتر!

کاسترو بالاخره پس از دو سال و زودتر از موعد آزاد شد. تجربه چند سال اخیر به او آموخته بود که فعلا کوبا جای این حرف‌ها نیست. همین تحلیل فیدل را به مکزیک کشاند. او در این تبعید با یک پزشک فراری آشنا شد. پزشکی که از کودتای گواتمالا فرار کرده و به مکزیک آمده بود. رائول کاسترو، برادر فیدل عامل آشنایی او با این پزشک شد. ملاقاتی ۱۰ ساعته که باعث دوستی میان فیدل کاسترو و ارنستو چه‌ گوارا شد. چه گوارا پزشکی آرژانتیتی بود که به انقلاب مسلحانه مارکسیستی در آمریکای جنوبی اعتقاد داشت. این دو پس از توافق بر سر ایده‌های اساسی، راهی کوهستان سیرا مائسترا شدند. چه گوارا تنها عضو غیرکوبایی این گروه بود.

کاسترو و یارانش به «ریشوها» معروف بودند. او بعدها توضیح داد که در زمان جنگهای چریکی در کوهستان، ریش گذاشتن به این دلیل بود که تیغ برای اصلاح نداشتند و وقت‌شان هم تلف نمیشد.

مرگ بر باتیستا

فیدل در سال ۱۳۳۵ با یک کشتی راهی کوبا شد. همزمان هوادارانش در کوبا دست به شورش علیه حکومت مرکزی در نقاط مختلف این کشور زدند؛ اما فیدل در دریا دچار حادثه شد و با شنا خود را به ساحل رساند. او در ساحل با گشتی‌های ارتش درگیر شد. گروه فیدل در این نقطه از هم پاشید و تنها ۱۶ نفر جان سالم به در بردند. فیدل، رائول و چه گوارا به کوه‌های سیرا مائسترا فرار کردند. در این دوره باتیستا برای کاسترو ۱۰۰ هزار دلار جایزه تعیین کرده بود.

حضور فیدل و نیروهایش در کوهستان چندان مورد پسند باتیستا نبود؛ بنابراین در خرداد ۱۳۳۷ اقدام به بمب‌باران کوهستان کرد و در پی این اقدام، فرمانده نیروی هوایی کوبا از دولت آمریکا نشان افتخار گرفت. در اثر این بمب‌باران نیروهای فیدل فرار کردند اما بسیاری از روستاییان کشته شدند. در این دوره ده هزار سرباز ارتش به فیدل حمله کردند اما به علت ناآشنایی با محیط زمین‌گیر شدند.

کاسترو و یارانش به «ریشوها» معروف بودند. او بعدها توضیح داد که در زمان جنگهای چریکی در کوهستان، ریش گذاشتن به این دلیل بود که تیغ برای اصلاح نداشتند و وقت‌شان هم تلف نمیشد. او تخمین زده بود که با نتراشیدن ریش، سالانه ۱۰ روز در وقتش صرفهجویی میکند!

زندگیِ فیدل؛ مردی که پس از ۶۳۸ ترور هنوز زنده بود!
اطلاعات، ۱۳ دی ۱۳۳۷

انقلاب پیروز شد

نیروهای فیدل پس از حمله ارتش باتیستا، به پادگان ال اوبر حمله کردند و ۵۲ نفر از نیروهای باتیستا تسلیم آن ها شدند. این اتفاق نخستین پیروزی فیدل کاسترو بود. پس از این اتفاق بود که فیدل تصمیم گرفت به پایتخت حمله کند. ارتش باتیستا موفق به دفاع نشد و ارتش فیدل کاسترو روستاها و شهرها را تصرف کرد. انقلاب کاسترو به‌سرعت در ۱۱ دی ۱۳۳۷ پیروز شد.

زندگیِ فیدل؛ مردی که پس از ۶۳۸ ترور هنوز زنده بود!
اطلاعات، ۳۱ فروردین ۱۳۴۰
زندگیِ فیدل؛ مردی که پس از ۶۳۸ ترور هنوز زنده بود!
اطلاعات، ۳۱ فروردین ۱۳۴۰

شکست آمریکا در ساحل

در سال ۱۹۶۱ (۱۳۴۰)، آمریکا (در زمان ریاست‌جمهوری جان اف. کندی) قصد داشت فیدل را سرنگون کند. سیا طرحی را ریخت که طبق آن، گروهی از پناهندگان کوبایی که مخالف کاسترو بودند، آموزش نظامی ببینند و به کوبا حمله کنند. منطقه «خلیج خوک‌ها» در سواحل جنوبی کوبا به عنوان محل پیاده شدن نیروها انتخاب شد؛ چون منطقه‌ای نسبتاً دورافتاده بود و تصور می‌شد بتوان از آن‌جا به‌سرعت به سمت هاوانا پیش‌روی کرد. عملیات در ۲۸ فروردین ۱۳۴۰ آغاز شد، اما تقریباً از همان ساعت‌های اول با فاجعه روبه‌رو شد؛ عملیات لو رفت!

کاسترو قبلا از طریق جاسوس‌ها از احتمال حمله باخبر شده بود. سیا تصور می‌کرد که به محض ورود این نیروها، مردم کوبا علیه کاسترو قیام می‌کنند و به مهاجمان می‌پیوندند؛ اما این اتفاق نیفتاد. کندی در لحظات آخر، برای این‌که نقش مستقیم آمریکا لو نرود، اجازه پشتیبانی هوایی کامل را نداد. نیروهای مهاجم در ساحل بدون پوشش هوایی باقی ماندند. نیروهای نظامی کوبا به‌سرعت منطقه را محاصره کردند. ظرف کمتر از ۷۲ ساعت، نیروهای مهاجم شکست خوردند. بیش از ۱۰۰ نفر کشته و حدود ۱۲۰۰ نفر از آن‌ها اسیر شدند.

جدایی چه گوارا و نامه خداحافظی

ارنست چه گوارا مرد شماره ۲ انقلاب کوبا و مغز متفکر اقتصادی و نظامی بود، اما در سال ۱۹۶۵ (۱۳۴۴) ناگهان از انظار عمومی ناپدید شد. دلایل جدایی او از کاسترو ترکیبی از ایدئولوژی و روحیه شخصی بود:

- روحیه انقلابی بی‌قرار: چگوارا خودش را یک «مدیر پشت میزنشین» نمی‌دید. او معتقد بود رسالتش صدور انقلاب به تمام دنیاست و کارش در کوبا تمام شده است.

- اختلاف با شوروی: چه گوارا به‌شدت نسبت به اتحاد جماهیر شوروی بدبین بود و آن‌ها را «امپرئالیست‌های قرمز» می‌نامید. در مقابل، کاسترو برای بقای کوبا مجبور بود با شوروی سازش کند. سخنرانی تند چه گوارا علیه شوروی در الجزایر، کاسترو را در وضعیت دیپلماتیک سختی قرار داد.

ارنستو چِه گِوارا در نامه‌ای به کاسترو نوشت که تمام پست‌های دولتی و درجات نظامی‌اش را واگذار می‌کند و می‌رود تا در جای دیگری از دنیا بجنگد. او نوشت: «من هیچ میراث مادی برای خانواده‌ام نمی‌گذارم و از این بابت خوشحالم. » سرانجام او در بولیوی توسط ارتش این کشور با حمایت آمریکا کشته شد.

در سال‌های پایانی، فیدل کاسترو رابطه بسیار نزدیکی با هوگو چاوز (رئیس‌جمهور ونزوئلا) برقرار کرد. برخی تحلیل‌گران معتقدند چاوز برای کاسترو حکم همان شریک پرشور و انقلابی را داشت که سال‌ها پیش در «»چه جسته بود. این رابطه باعث شد کوبا از طریق نفت ونزوئلا نفس تازه‌ای بکشد.

 کاسترو یک بار به شوخی گفت: «اگر جان سالم به در بردن از ترور رشته‌ای در المپیک بود، من مدال طلا می‌گرفتم.»

رکورد زنده ماندن!

فیدل کاسترو احتمالاً رکورددار جان سالم به در بردن از ترور در تاریخ است. طبق ادعای سرویس اطلاعاتی کوبا، او از ۶۳۸ نقشه ترور جان سالم به در برد! اکثر این نقشه‌ها توسط سیا طراحی شده بود. برخی از عجیب‌ترین آن‌ها عبارت بودند از:  سیگار برگ انفجاری، لباس غواصی آلوده، صدف انفجاری، معشوقه‌ی تروریست، پودر تالیوم و..  کاسترو یک بار به شوخی گفت: «اگر جان سالم به در بردن از ترور رشته‌ای در المپیک بود، من مدال طلا می‌گرفتم.»

ارتباط با ایران

کاسترو در اردیبهشت ۱۳۸۰ به ایران سفر کرد. روسای جمهور ایران نیز بارها به کوبا سفر کرده بودند. سیدمحمد خاتمی و محمود احمدی‌نژاد دو مرتبه، حسن روحانی و ابراهیم رئیسی نیز یک مرتبه به کوبا سفر کرده بودند. در ابتدای انقلاب نیز ابراهیم یزدی با او در جریان جنبش عدم تعهد دیدار کرده بود.

زندگیِ فیدل؛ مردی که پس از ۶۳۸ ترور هنوز زنده بود!
روزنامه ایران، ۷ آذر ۱۳۹۵

پایان فیدل

فیدل در سال ۲۰۰۶ به دلیل بیماری گوارشی شدید، قدرت را به برادرش رائول واگذار کرد و بیشتر وقت خود را صرف نوشتن مقالاتی با نام «تأملات» در روزنامه گرانما کرد. فیدل کاسترو در تاریخ ۲۵ نوامبر ۲۰۱۶ (برابر با ۵ آذر ۱۳۹۵) در سن ۹۰ سالگی به علت کهولت سن درگذشت.

پی‌نوشت

۱- ژنرال فولخنثیو باتیستا ثالدیوار، از افسران ارتش کوبا بود که به مدت ۸ سال ریاست‌جمهوری این کشور را در دست داشت. باتیستا پس از یک دوره چند ساله بعد از ریاست‌جمهوری، دست به کودتا زد. او سرانجام در سال ۱۳۳۷ کوبا را ترک کرد و در سال ۱۳۵۲ درگذشت.

منابع:

کتابReminiscences of the Cuban Revolutionary War  نوشته ارنستو چهگوارا.

کتاب Fidel Castro: My Life

مستند رهبران استقلال-فیدل کاسترو

۲۵۹

کد مطلب 2179436

برچسب‌ها

خدمات گردشگری

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
3 + 10 =

آخرین اخبار

پربیننده‌ترین