به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، ناصرالدینشاه قاجار در خاطرات روز چهارشنبه ۲۶ بهمن ۱۲۴۹ نوشت: توقف شد. بعد از ناهار رفتم زیارت [حرم حضرت معصومه(ع)]. پیاده، از رودخانه پلی بسته بودند گذشته، از عمارات دیوانی رد شده به زیارت رفتم. پیشخدمتها، نوکرها همه بودند. شاهزاده اعتضاد، مشیرالدوله، شهابالملک، ساریاصلان و غیره و غیره بودند؛ حسامالسلطنه امروز نبود، وزیر خارجه هم نبود. دبیرالملک هم امروز آمده بود. متولیباشی و غیره بودند. رفتیم زیارت، نماز ظهر و عصر را هم در بالای سر حضرت معصومه (ع) کردیم. سر مقبره شاه مرحوم [محمدشاه قاجار] و خاقان مغفور [فتحعلیشاه قاجار] رفتم، بعد سر مقبره عینالملک مرحوم رفتم، بسیار متاسف شدم. سر قبر حاجبالدوله مرحوم هم رفتم، در رواق حضرت مدفون است. سنگ مرمر کوچکی تازه ساخته آورده است پسرش روی قبر گذاشته است؛ از اندازه قبر بسیار کوچکتر است، قصیده هم که آخرش همه حاجبالدوله است گفتهاند، در روی مرمر نوشتهاند. آنجا هم تاسف خوردم. قبر شعاعالسلطنه مرحوم هم در اطاق خاقان مغفور است. اطاقی است بلندتر از مقبره خاقان مرحوم، آنجا سوزنی انداخته، قاری نشانده بودند. پرسیدم اصلِ قبر شعاع آنجاست یا نه؟ گفتند قبر پایین است. یعنی متولیِ قبر خاقان که اسمش میرزا علیاکبر است گفت که «اول که خواستیم مقبره برای شعاعالسلطنه اینجا بکنیم، یک سُنَّتی درآمد، بعد شاهزاده را روی همان سُنَّتی دفن کردیم.» زیاد خندیدیم. شاهزاده اعتضاد هم زیاد خندید. لفظ سُنَّتی لفظ قبیحی است. بعد معلوم شد قبری که بِکَنند و مقبره ساخته قدیم درآید، آن را سُنَّتی میگویند. شعاعیِ مرحوم از بس شلوق [شلوغ] و بامزه بود، در مردنش هم باید مضمون خنده باشد.
آمدیم منزل، حرم همه رفتند زیارت. دبیرالملک آمد، جواب ولایات، بعضی احکام که به همه ولایات لازم بود حکم شد بنویسد. بعد الی عصری به صحبت گذشت. شب بعد از شام مردانه شد، عرفانچی روزنامه خواند. علیرضاخان، عکاس بودند.
بعد خوابیدیم. انیسالدوله...
منبع: روزنامه خاطرات ناصرالدینشاه قاجار از ربیعالاول ۱۲۸۷ تا شوال ۱۲۸۸ ق به انضمام سفرنامه کربلا و نجف، به کوشش مجید عبدامین، تهران: انتشارات دکتر محمود افشار، چاپ اول، زمستان ۱۳۹۸، ص ۲۸۹.
۲۵۹





نظر شما