حکمرانی دیجیتال و جنگ فناورانه امریکا و چین/ قدرت آینده را چه کسی می‌نویسد؟

این کتاب در آن است که نشان می‌دهد رقابت فناوری میان آمریکا و چین صرفاً رقابت دو اقتصاد بزرگ نیست، بلکه نشانه ورود جهان به مرحله‌ای تازه از سیاست بین‌الملل است؛ مرحله‌ای که در آن دولتمندی دیجیتال (Digital Statecraft) به یکی از ارکان اصلی دولت مدرن تبدیل می‌شود. در این چارچوب، داده، الگوریتم، امنیت سایبری، پلتفرم‌های دیجیتال، رایانش ابری، زیرساخت‌های ارتباطی و استانداردهای فنی، دیگر موضوعاتی تخصصی و حاشیه‌ای نیستند، بلکه در متن معادلات قدرت قرار گرفته‌اند.

 گروه اندیشه: دکتر آرش رئیسی نژاد عضو هیات علمی دانشگاه، در کانال تلگرامی خود مقدمه ای نوشته بر کتاب «تکنوژئوپلیتیک: جنگ فناورانه آمریکا و چین و حکمرانی دیجیتال» نوشته پاک نانگ وونگ، با ترجمه مسعود بختی و به همت انتشارات دکسا. او در این مقدمه به تحولات نظام بین الملل و تغییراتی که جمهوری اسلامی ایران برای بقاء و توسعه خود هرچه زودتر باید به آن تن بدهد، اشاره کرده است. این مقاله را می خوانید: 

****

در سده ۲۰، قدرت را با ارتش، سرزمین، نفت، بندر، ناوگان، صنایع سنگین و ائتلاف‌های نظامی می‌سنجیدند. هر کشوری که منابع بیشتری در اختیار داشت و توانایی بیشتری برای اعمال قدرت سخت از خود نشان می‌داد، جایگاه بالاتری در سلسله‌مراتب نظام بین‌الملل پیدا می‌کرد.

اما در سده ۲۱ بخش مهمی از قدرت در جایی دیگر ساخته می‌شود: در تراشه‌ها، کدها، الگوریتم‌ها، شبکه‌های ارتباطی، مراکز داده، زیرساخت‌های دیجیتال و استانداردهای فنی که زندگی روزمره، اقتصاد و امنیت کشورها را شکل می‌دهند.

از این رو، رقابت آمریکا و چین را دیگر نمی‌توان صرفاً با عنوان «جنگ تجاری» توضیح داد. تعرفه‌ها، تحریم‌ها، محدودیت صادرات فناوری، فشار بر شرکت‌هایی مانند هواوی، مناقشه بر سر شبکه‌های ۵G، رقابت در حوزه نیمه‌رساناها و تلاش برای پیشتازی در هوش مصنوعی، تنها نشانه‌های ظاهری یک تحول ژرف‌تر هستند.

چه کسی قواعد نظم دیجیتال آینده را تعیین می‌کند و چه کسی ناچار خواهد شد در چارچوب قواعدی زندگی کند که دیگران نوشته‌اند؛ مسئله اینست!

حکمرانی دیجیتال و جنگ فناورانه امریکا و چین/ قدرت آینده را چه کسی می‌نویسد؟
کتاب «تکنوژئوپلیتیک: جنگ فناورانه آمریکا و چین و حکمرانی دیجیتال» نوشته پاک نانگ وونگ، با ترجمه مسعود بختی و به همت انتشارات دکسا منتشر شده است. بر این کتاب مقدمه‌ای نوشته و در آن کوشیده‌ام توضیح دهم که چرا این اثر برای خواننده ایرانی صرفاً کتابی درباره رقابت واشنگتن و پکن نیست، بلکه متنی مهم برای فهم ماهیت قدرت در جهان معاصر در این تحول تاریخی به شمار می‌رود.

این کتاب نشان می‌دهد که چگونه فناوری‌های نوظهور، از هوش مصنوعی و کلان‌داده‌ها گرفته تا زیرساخت‌های ارتباطی و پلتفرم‌های دیجیتال، به ابزارهای اصلی اعمال قدرت در عرصه بین‌المللی تبدیل شده‌اند و مرز میان اقتصاد، امنیت، سیاست و فناوری را درهم آمیخته‌اند. نویسنده با نگاهی تحلیلی و مبتنی بر شواهد، ابعاد مختلف رقابت فناورانه میان دو قدرت بزرگ جهان را بررسی می‌کند و پیامدهای این رقابت را برای نظام حکمرانی جهانی، استقلال کشورها و آینده نظم بین‌الملل مورد توجه قرار می‌دهد.

تکنوژئوپلیتیک به ما یادآوری می‌کند که فناوری دیگر تنها ابزاری برای رشد اقتصادی یا افزایش بهره‌وری نیست. فناوری اکنون به زبان امنیت ملی، سیاست خارجی، رقابت صنعتی، حکمرانی داده، کنترل زنجیره‌های تأمین و حتی بازتعریف مفهوم قلمرو تبدیل شده است. در چنین جهانی، کشوری که استانداردهای فنی را تدوین می‌کند، بخشی از آینده را طراحی می‌کند. کشوری که بر فناوری‌های حساس و زنجیره تأمین آنها تسلط دارد، اهرم‌های استراتژیک مهمی در اختیار می‌گیرد. کشوری که بتواند داده، شبکه و زیرساخت دیجیتال خود را به‌درستی سازمان دهد، ظرفیت تازه‌ای برای افزایش قدرت ملی ایجاد خواهد کرد.

اهمیت این کتاب در آن است که نشان می‌دهد رقابت فناوری میان آمریکا و چین صرفاً رقابت دو اقتصاد بزرگ نیست، بلکه نشانه ورود جهان به مرحله‌ای تازه از سیاست بین‌الملل است؛ مرحله‌ای که در آن دولتمندی دیجیتال (Digital Statecraft) به یکی از ارکان اصلی دولت مدرن تبدیل می‌شود. در این چارچوب، داده، الگوریتم، امنیت سایبری، پلتفرم‌های دیجیتال، رایانش ابری، زیرساخت‌های ارتباطی و استانداردهای فنی، دیگر موضوعاتی تخصصی و حاشیه‌ای نیستند، بلکه در متن معادلات قدرت قرار گرفته‌اند.

برای ایران، پیام این بحث بسیار روشن است. کشوری که پتانسیل تاریخی جایگیری در چهارراه کریدورهای منطقه‌ای دارد، اگر مفهوم کریدور را تنها به ریل، جاده، بندر و انرژی محدود سازد، واقعیت قدرت در زمانه کنونی را نادیده گرفته است. کریدور در عصر نوین هم فیزیکی است و هم دیجیتال. فیبر نوری، مراکز داده، امنیت شبکه، حکمرانی داده، خدمات ابری، اتصال هوشمند و استانداردهای فنی، همان اندازه اهمیت دارند که مسیرهای حمل‌ونقل، بنادر و خطوط انتقال انرژی.

از این منظر، مسئله ایران در عصر تکنوژئوپلیتیک صرفاً مشاهده رقابت آمریکا و چین نیست. پرسش اصلی این است که آیا ایران می‌تواند از جایگاه ژئوپلیتیکی خود برای ساختن «قدرت اتصال هوشمند» بهره بگیرد یا خیر. آینده تنها متعلق به کشورهایی نیست که منابع طبیعی فراوان دارند؛ بلکه متعلق به کشورهایی است که فناوری، سرمایه انسانی، زیرساخت، نوآوری، استانداردسازی و نهادهای کارآمد را در یک چارچوب منسجم به یکدیگر پیوندمی‌زنند.

ترجمه فارسی این کتاب می‌تواند تحولات جاری را نه به‌عنوان رخدادهایی مقطعی، بلکه به‌مثابه بخشی از یک دگرگونی ژرف در ساختار قدرت جهانی نشان دهد و آغازگر گفت‌وگویی جدی‌تر درباره نسبت فناوری و قدرت در ایران باشد؛ گفت‌وگویی برای سیاست‌گذاران، پژوهشگران و همه علاقه‌مندان به آینده ایران در جهان دیجیتال اهمیت ویژه‌ای دارد؛ چرا که درک کنیم.

۲۱۶۲۱۶

کد مطلب 2238649

برچسب‌ها

خدمات گردشگری

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
1 + 2 =